eitaa logo
اینجا کسی‌ منتظر نیست ؛
80 دنبال‌کننده
28 عکس
7 ویدیو
0 فایل
اینجا کسی منتظر نیست ، فقط واژه‌ها مانده‌اند، که آرام از کنار هم رد می‌شوند، بی‌آنکه جایی برسند. تقدیمی‌ها : https://eitaa.com/Taghdimiix
مشاهده در ایتا
دانلود
به چه می اندیشی؟ به خزایی که گذشت؟ به بهاری که نبود؟ به امیدی که کنون رفته به باد؟ یا به عهدی که دگررفت ز یاد؟ به چه می اندیشی؟ به دو چشمی که تورا هیچ ندید؟ به دودستی که تورا هیچ نخواست؟ یا به قلبی که برایت سخن از عشق نگفت؟ به چه می اندیشی؟ "به بهاری دیگر به امیدی دیگر."
اگر او، برای تو ساخته شده، من برای تو ویران شده‌ام.
- زخمی بر سینه‌یِ من است؛ که با من حرف نمی‌زند، با دوستانم حرف نمی‌زند، با دکترم حرف نمی‌زند، زخمی؛ که منتظر مانده است، شب شود ؛ و از اعماق خونی‌اش، تو را صدا کند .
اینجا کسی‌ منتظر نیست ؛
و این جهان پُر از صدایِ حرکتِ، پاهایِ مردمی است.کهٔ هم‌چنان که تو را مي‌بوسند، در ذهنِ خود، طنابِ دا
سلام ای شبِ معصوم! ‌سلام ای شبی که چشم‌هایِ گرگ‌های بیابان را، به حفره‌های استخوانیِ ایمان و اعتماد بدل می‌کنی؛ و در کنار جویبارهای تو، ارواحِ بیدها، ارواحِ مهربانِ تبرها را می‌بویند. ‌من از جهانِ بی‌تفاوتیِ فکرها، و حرف‌ها و صداها می‌آیم؛ و این جهان، به لانه‌ی ماران مانند است. و این جهان، پر از صدای حرکتِ پاهای مردمی‌ست که همچنان که تو را می‌بوسند، در ذهنِ خود، طناب‌دارِ تو را می‌بافند. -فروغ‌فرخزاد
هرچه دادم به او حلالش باد، غیر از آن دل که مفت بخشیدم.
رفتم، مرا ببخش و مگو او وفا نداشت؛ راهی بجز گریز، برایم نمانده بود. این عشقِ آتشینِ پر از دردِ بی‌امید، در وادیِ گناه و جنون، کشانده بود. ‌رفتم، که داغِ بوسه‌یِ پرحسرتِ تو را،با اشک‌هایِ دیده، زلب شستشو دهم؛ رفتم که ناتمام بمانم در این سرود، رفتم که با نگفته، به خود آبرو دهم. -فروغ‌فرخزاد
اما به‌هرحال همیشه تنها هستی، و تنهایی تو را می‌خورد.