پیش خودم میگفتم همیشه هرچیزی عدد2 اومد کنارش قشنگ نبوده
ولی این سلام فرمانده ی 2 عم خیلی قشنگ بود...
بهش میگم ی کاریو نکن، میگه خواهر بذارین دیگه.
بعد کارشو ادامه میده و تو چون اون آدم برادر شوهرته نمیتونی جلو مامان باباش وشگونش بگیری
ولی اگ برادر شوهرم نبود و فقد پسر عمم بود کلشو میکندم🙂✨
هدایت شده از سوگند (약속)
به امید اون روزی که وقتی شوهرم و بچه هامو راهی مدرسه کردم برمیگردم تو رخت خواب، همه این ۶ صب بیدار شدنا رو تحمل میکنم
{*نُودِلیــت*}
به امید اون روزی که وقتی شوهرم و بچه هامو راهی مدرسه کردم برمیگردم تو رخت خواب، همه این ۶ صب بیدار
ببین منو
بعدش ک خواب میمونی و یهویی بیدار میشی مث اسب میوفتی ب غذا درس کردن و دوس دارم🙂😂
با تشکر از تمامی دوستانی ک جای من زنگ میزنن برام ب جاهایی ک میخوام😂
نمیدونم لال میشم، چ اتفاق خاصی برام میوفته نمیتونم تلفنی جاهای مختلف صبت کنم
بعد فک میکنن شوخی دارم :/
ی بار زنگ زدم ساندویچ فیله پنیر سفارش بدم
هی ب همسرم گفتم نمیتونم. گف ن بزن یاد میگیری فوقش.
زنگ زدم زنه ورداشته میگم سلام خوبین؟ 🙂 میگه بله بفرمایین. میگم ببخشید چیز دارین؟ 🙂 میگه چی؟ میگم چیززز قارچ و ازونا🙂🙂🙂
زنه مونده بود🙂✨
همسرم از تو حموم داد میزد فیله پنیرررر. منم خندم گرفته بود قاههه قاههه میخندیدم ب زنه گفتم اهااا چیز فیله پنیر دارین؟
گف آره. گفتم ممنون بهتون زنگ میزنم🙂☺️😂
قط ک کردم گفتم من دیگ صبت نمیکنم. خودت صبت کن 🙂😂 بعد با اون شماره ای ک زنگ زده بودم باز زنگیدم، جواب نداد 🙂😂😂😂
با ی شماره دیگ مجبور شدیم زنگ بزنیم🙂😂
ب ی درجه ای رسیدم ک میخورم ولی سیر نمیشم
اصن گشنم نمیشه ک بخوام خودمو سیر کنم
ولی دلم ضعف میره بدجور 🙂✨
نمیدونم باید بخندم ک زن عموی همسرم زنگ زده سالگرد عروسیمونو تبریک گفته یا گریه کنم ک تو خوابم، بعد از کلی کلنجار رفتن با داعش، رسیده بودیم کربلا و دقیقن همون لحظه ک دیگ گفتن لو رفتین و باید سریع برگردین و از کربلا برین و من اومدم بشینم از امام حسین خدافظی کنم و ی عکس از گنبد امام حسین بندازم، گوشیم زنگ خورد🙂🔪