وای بعد گفتن ناهار چی میخورین؟
گفتیم پیتزا
بعد پیتزارو آوردن من هی بدو بدو ی گاز میزدم باز میرفتم برا عکس
کلن فک کنم دوتا تیکه تونستم بخورم ولی سیر موندم قشنگ
البته تا وقتی اسمه غذا نیومده بودم حس گرسنگی نداشتم ولی بعدش دیدم خیلی وقته هیچی نخوردم رفتم ک پس بیوفتم😂
پ. ن
دوستان هدا هنوز بیداره و داره تو اینستا برا من چیز میز میفرسته😐✨🔪
@promisee
{*نُودِلیــت*}
البته تا وقتی اسمه غذا نیومده بودم حس گرسنگی نداشتم ولی بعدش دیدم خیلی وقته هیچی نخوردم رفتم ک پس بی
بعد دیگ کارمون اونجا تموم شد زنگ زدیم ببینیم کسی تالار هس ک بریم برا عقد یا ن
ک دیدیم هنو هیشکی نرفته تالار 😐😂
بعد دیگ مام نمیشد تو باغ بمونیم راه افتادیم آروم آروم ب طرف تالار و از شانسمون ن ترافیک بود ن هیچی 😂😂😂 زارتی رسیدیم جلو دره تالار
بعد من دیگ اینجا ب بعد دسشوییم گرففف☺️☺️ و دیدم به بهههه یک ساعت مونده تا اذان ☺️☺️
بعد فهمیدیم ملت رسیدن تالار مام سریییععع رفتیم بالا و البته قبلش وایسادیم فیلمبردار برسه فیلم بگیره صحنه ی باشکوه پیاده شدنه بنده از ماشینو😌😂
بعد رفتیم بالا دیگ یادم نمیاد اول فیلم و عکسارو گرفتیم بعد اذان شد یا اول اذان شد بعد فیلم و اینارو گرفتیم
{*نُودِلیــت*}
بعد رفتیم بالا دیگ یادم نمیاد اول فیلم و عکسارو گرفتیم بعد اذان شد یا اول اذان شد بعد فیلم و اینارو
مسئولین محترم رسیدگی کنین یادم بیاد
آره بعد دیگ خوده تایمه عروسیم ک خیلی خوش گذشت و وقتی مثه خانوما رفتم تو و دور میزا رفتنم تموم شد باز برگشتم ب پوسته ی اصلیه خودم😎 ینی ازونایی نبودم ک چسی بیان هی بچسبن ب اون صندلیه😏
مث بز سرمو مینداختم پایین واس خودم میرفتم از سالن بیرون میرفتم تو اتاق عقد، میرفتم تو اتاق پرو فوضولییی ک ببینم کی اونجاس 😂 میرفتم طبقه ی بالا ک دسشویی بود بازم فوضولی
انقد بود ک دوستام بم میگفتن خجالت بکش خیر سرت تو عروسی برو بشین دو دیقه😂😂