1. ساختار قبیلهای:
طالبان از همان روز نخست پیدایش خود بر عنصر قبیلهای تمرکز داشتهاند. از همین رو بیشترین نفوذ آنان در مناطقی است که زندگی شهری کمرنگ است و مردم هنوز در بافت قبیلهای زندگی میکنند. طالبان خود در کشمکشهای قبیلهای داخل شده و سران قبایل رقیب را کشتهاند.
داعش بر خلاف طالبان، از همان آغاز کوشش داشته است الگوی صدر اسلام را به نمایش بگذارد و وظایف و مناصب دولتی خود را میان عناصری از نژادها و اقوام مختلف تقسیم کند. در میان افسران و مسئولان داعش از اقوام عرب، کرد، ترکمن، چچنی، ازبیک، قزاق، تاجیک و.. بودهاند. رهبران داعش در بیانیههای خود بر رهبران القاعده خرده میگرفتند که چرا به رویکردهای قبیلهای ملا عمر و طالبان تن داده و با جاهلیت قدیم کنار آمده بودند. 👈🏻داعش به جای گرایشهای قبیلهای به جامعه ای فراقبیلهای میاندیشد.
@nofoz_shenasi
2. نقش زن:
طالبان به حکم فرهنگ قبیلهای شان به شدت زنستیز هستند و به هیچ قیمتی راضی نمیشوند از این خصوصیت دست بکشند.
داعش بر خلاف طالبان تنها از زنان میخواست نقاب بپوشند، بعد از آن اجازه داشتند اعضای فعالی در سازمان آنان باشند. کارنامه طالبان در این زمینه نسبت به داعش تاریکتر و ترسناکتر است.
@nofoz_shenasi
3. آموزش مدرن:
طالبان با آموزش مدرن دشمنی سختی دارند. در زمان حاکمیت شان یا تماما آن را لغو کردند، و یا اگر در برخی ولایات کشور با مخالفت مردم مواجه شدند کوشیدند ساعتهای درسی مضامینی مانند فیزیک، کیمیا، و بیولوژی را به حداقل رسانده و به جایش ساعتهای تفسیر قرآن، حدیث، فقه، عقاید اسلامی، میراث، و سیره نبوی را زیاد کنند تا عملا سهم اندکی به درسهای جدید داده شود.
داعش افزایش درسهای دینی را در نظر گرفت اما به آموزش مدرن، حداقل در بخش علوم طبیعی مخالفتی نشان نداد.
@nofoz_shenasi
4. پایبست فقهی:
طالبان در عین حالی که درگیر جنگی ویرانگر هستند که در آن خونهای نا حق بیشماری به نام دین ریخته میشود، اما هیچگاه تلاشی جدی برای نشان دادن پایبست فقهی اعمال خود به خرج ندادند.
داعش بر خلاف طالبان، کوشیده است برای یکایک اعمال خود از زنده سوزاندن برخی اسیران تا بقیه اعمال خشنی که مرتکب میشود توجیه شرعی پیدا کند. مجلات، کتابها و وبسایتهای داعش پر است از استدلالهای فقهی. البته به نحوه استدلال این گروه پاسخ داده شده است. طالبان کار چندانی در این زمینه نکرده است.
@nofoz_shenasi
5. وضوح و ابهام در مبانی تئوریک:
با آنکه طالبان و داعش هر دو یک رویکرد اساسی دارند، اما طالبان از آغاز ظهور تا امروز برای مبانی تئوریک کار خود تلاش چندانی نکردهاند. داعش بر عکس طالبان از نخستین روزهای پیدایشش تلاش کرده است دیدگاههای خود را در قبال مسایل دینی، اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و..تدوین کرده و دعوت خود را در مقیاسی جهانی گسترش بخشد.
طالبان از نظر تئوریک در وضعیتی مبهم قرار داشته و در نتیجه هویت فکری شان نیز برای جهانیان روشن نیست. برای پی بردن به مبانی فکری طالبان باید به جای مراجعه به مطالب نوشتاری بر عملکرد این گروه در مراحل مختلف تمرکز کرد.
@nofoz_shenasi
❌حرف آخر:
با این حساب، شباهت طالبان و داعش در امور بنیادی، و تفاوت شان در امور ظاهری و تاکتیکی است، و در جاهایی که تفاوت دارند کارنامه طالبان سوالبرانگیزتر است، چنانکه اگر نتیجه عملی را معیار بدانیم و شمار قربانیان به دست هر دو را مقایسه کنیم، دست #طالبان به قتل شمار بیشتری از مردم آلوده است.
@nofoz_shenasi
شلاق زدن زنان ، سنگسار ، جداکردن سر ، اعدام با آرپی جی و …. از دیگر گونه اعدام توسط طالبان بود .
@nofoz_shenasi