سخنان مقام معظم رهبری (مد ظله العالی): «جاذبه جنسی یکی از بزرگترین دامهاست؛ مراقب باشید! من با کسانی که بهعنوان بهکارگیری زن، منشی زن استخدام میکنند، مخالفم. زنان در دستگاهها مختلف این همه کارهای خوب دارند انجام میدهند و مدیریتهای خیلی خوب انجام میدهند. بزرگترین مشکل هم آن حالت سیطره مردانه بر زن است. این را بهخصوص زنها بیشتر باید بدانند. و لا تخضعن بالقول فیطمع الذی فی قلبه مرض؛ در قرآن میگوید، برای اینکه مرد ـ که جنس متجاوز و شروعکننده است ـ قدرت پیدا نکند، زن نباید در مقابل او خضوع کند؛ خضوع در زبان و سخن گفتن. میبینیم اینها اسرار است و در اینها رازهای بزرگ هست؛ اما ما متأسفانه همینطور غافل از اینها عبور میکنیم و نمیفهمیم. ابزار، یعنی وسیله مردم برای رفتن بهسمت گناه؛ آن حالت تجاوزطلبی و افزونخواهی و اقدام و ابتکار اوست؛ ابزار زن و کمک زن در رفتن بهسمت گناه، حالت وادادگی و خضوع و تواضع اوست؛ لذا تکبر حرام است؛ اما برای زنها در مقابل مرد بیگانه، جزو چیزهایی ممدوح است که متکبر باشند. این حالت در بعضی از مشاغل به کلی از بین میرود؛ مثل همین منشیگری و مستخدم بودن زن. غیر از تسلط مردانه، چنین حالتی وجود ندارد. در منشیگری، ازاینقبیل وجود دارد و حالا من این را مثال زدم.»
نقطه.
خیلی تو مود هم از سکوت گریزان و هم از صدا بیزاری هستم
الانم خیلی تو وضعیتِ :
نه خواب راحتی دارم نه مایلم به بیداریی هستم..
همدردی کردن و دلداری دادن رو یادبگیر با آدما حرف بزن و حال بدشونو عوض کن ولی اینو بهشون بگو که همیشه تو نیستی و باید یاد بگیرن خودشون بتونن حالشونو خوب کنن..
من وقتی نمیتونم منظورمو برسونم:
از زبان خامه من لفظ های آشنا در لباس معنی بیگانهمیآید برون
هدایت شده از جهادعلمی | سکویرشدتحصیلیوفردی🇮🇷
nojavan.khamenei.irظلم پذیر نیستیم.mp3
زمان:
حجم:
4.1M
🎧 #شنیدنی | ظلم پذیر نیستیم
⚠️ اگر به توحید اعتقاد داریم، در مقابل ظلم باید بایستیم
📻 #کلام_رهبری
@jahadelmi313
یارب از عرفان مرا پیمانه ای سرشار ده
چشم بینا، جان آگاه و دل بیدار ده
هر سر موی حواس من به راهی می رود
این پریشان سیر را در بزم وحدت بار ده
در دل تنگم ز داغ عشق شمعی برفروز
خانه تن را چراغی از دل بیدار ده
مدتی شد تا ز سرمشق جنون افتاده ام
سرخطی از نو به این مجنون بی پرگار ده
نشأه پا در رکاب می ندارد اعتبار
مستی دنباله داری همچو چشم یار ده
در لباس تن پرستی پایکوبی مشکل است
دامن جان را رهایی زین ته دیوار ده
قسمت خاصان بود هر چند درد و داغ عشق
عام کن این لطف را، بخشی به این افگار ده
برنمی آید به حفظ جام، دست رعشه دار
قوت بازوی توفیقی مرا در کار ده
پیچ و تاب بی قراری رشته صد گوهرست
گنج را از من بگیر و پیچ و تاب مار ده
چار دیوار عناصر نیست میدان سماع
رخصت جولان مرا در عالم انوار ده
چند مالم سینه بر ریگ روان از تشنگی؟
شربت آبی به من زان تیغ بی زنهار ده
مدتی گفتار بی کردار کردی مرحمت
روزگاری هم به من کردار بی گفتار ده
چند چون مرکز گره باشد کسی در یک مقام؟
پایی از آهن به این سرگشته چون پرگار ده
شیوه ارباب همت نیست جود ناتمام
رخصت دیدار دادی، طاقت دیدار ده
کار را بی کارفرما پیش بردن مشکل است
کارفرمایی به من از غیرت همکار ده
سینه ای چون چنگ لبریز فغانم داده ای
صددهن در ناله کردن همچو موسیقار ده
بیش ازین مپسند صائب را به زندان خرد
از بیابان ملک و تخت از دامن کهسار ده
#صائب