هدایت شده از آنِمن
يا قدس.. يا مدينتي
يا قدس.. يا حبيبتي
غداً.. غداً.. سيزهر الليمون
وتفرح السنابل الخضراء والزيتون
وتضحك العيون..
وترجع الحمائم المهاجرة..
إلى السقوف الطاهره
ويرجع الأطفال يلعبون
ويلتقي الآباء والبنون
على رباك الزاهرة..
يا بلدي..
يا بلد السلام والزيتون
ای قدس... ای شهر من
ای قدس... ای عشق من
فردا... فردا... درخت لیمو شکوفه میدهد
چشمها لبخند خواهند زد
و کبوتران مهاجر به بامهای پاک تو بازخواهند گشت
بچهها دوباره برای بازی خواهند آمد
و پدران و پسران در تپههای سرسبزت به هم می رسند
ای سرزمین من، ای سرزمین صلح و زیتون.
«نزار قبانی»
#موکب_آرت
#یادمان
#آزادی
࿓ @Anne57 ࿓
اگه الان بالا پشت بوم بودم آتیشم کنارم روشن هاتچاکلتم تو دستم پتوهم دورم لبتابم رو به روم در حال پخش یک سینمایی خفن زندگی قابل تحمل تر میشد
باید نگران حس دگر دوستی ات بشی وقتی که واسه بد نشدن حالت، مراسم ختم دوست وآشنا رو نمیری
خیلییییییی مسخره است ولی واکنش یکسان داشتنِ دنیا در مواقعی که من دارم بهترین یا بدترین روزای زندگیمو میگذرونم اذیتم میکنه..
نقطه.
بابابزرگم نوه های دخترشو "بانو" صدا میکنه و خب ؛زیباست:)
یک خوبی دیگه که بابابزرگم داره اینه که با عطسه هاش که حکم مانور زلزله رو داره، مارو یه دور برای حوادث احتمالی آماده میکنه..
رشد وقتی اتفاق می افته که در لحظه های سخت زندگی بیشتر از دنبال اون یسر بعد عسر بودن باور داشته باشی که لقد خلقنا الانسان فی کبد