نُها؛
حاج مهدی سلحشور؛ خیلی قشنگه... . دلم تنگه واسه همهی راهیان نور ها... اون تیکه که میگید چه سرده دنیا چقدر حق میگید.. با اینکه تجربه نکردم اما میفهمم که دقیقا دارید چی میگید آقای سلحشور؛ خیلی سخته. واقعا خیلی سخته که رفیقات رفته باشن و تو مونده باشی. نذار کسی تو حسرت رفیقاش بمونه...
نُها؛
آقای حضرت عباس، هروقت مشکلی بوده، جزو اولین کسایی که در خونشونو زدم شما بودید. تموم گره های کور زندگیم رو با حوصله و تک به تک خودتون برام بازشون کردید و هروقت ناراحت بودم، بغلم کردید. هروقت استرس داشتم، دستتون رو روی شونهم حس کردم و هروقت نگران کار ها بودم، خودتون همه رو جلو بردید. اصلا مگه میذارید شیعه و عاشق شما، کارش روی زمین بمونه آخه؟ شما برادر امام حسیناید. این چیز کمی نیست به جان خودم. برادر مظلوم ترین فرد عالم. برادر یکی از مقتدر ترین فرماندهان تاریخ و تشیع. توی جنگاوری سر بودید و در عین حال عموی زیبای رقیه. میشه این بار هم دستتون رو بگذارید روی شونهی من؛ بگید تو غمت نباشه من خودم برات درستش میکنم؟ میشه یعنی؟...