ای ماه من! شبانه از این آسمان مرو
آرامش خیال شبِ کهکشان! مرو
مردم به خواب رفته، سکوت است و آه و من
سخت است چون جداییات، ای مهربان! مرو
در سوگت آسمان و زمین گریه میکنند
بارانی است چشم زمین و زمان، مرو
دست مرا بگیر که افتادهام ز پا
من پیر میشوم ز غمت ای جوان! مرو
بر زخمهای بال تو مرهم نیافتم
زخمیترین کبوترم! از آشیان مرو
من میزبان ماهم و تو میهمان آه
رحمی به میزبان بکن ای میهمان! مرو
تابوت را به خواهش تو ساختم، تو هم
بنگر به خواهشم که ندارم توان، مرو
چون موسم شکفتن گلهای شوق ماست
محتاج ماندن توام ای باغبان! مرو
هفت آسمان تو را چه غریبانه میبرند
قدّ فلک ز غربت تو شد کمان، مرو
دنبال نعش پرپرت افتاده غنچهها
ای بر نسیمِ صبحِ چمن همزبان! مرو
حالا که پیش حضرت خورشید میروی
باشد، ولی بدون من از این جهان مرو
در آستان عشق، گدایی کن ای "بشیر"!
شاهیست این گدایی از این آستان مرو
#سید_بشیر_حسینی_میانجی
#حضرت_زهرا_س
@nohe_sonnati
این جا مگر کجاست که نورش مشعشع است
در شعر عاشقانهی عشّاق، مطلع است
مانند چلچراغ، چهل اختران قم
همواره میدرخشد و همواره منبع است
جمعند زائران و ملایک کنار هم
به به چه آستان و چه فرخنده مجمع است
این آستان نور بلا فصل آفتاب،
آیینهی بهشت خداوند اسمع است
هر چند مستطیل بُوَد ظاهر ضریح
اما چو کعبه در نظر من مربّع است
آید صدای بال و پر آسمانیان
آن کس که دفن گشته در این بُقعه، اورع است
فهمیدم از بلندی گلدستهها که او
در ملک حُسن، مرتبت و شأنش ارفع است
زیباتر است سیرت او مثل صورتش
بنگر که بُرقعش چه جمیل و مرصّع است
ئوپدوم گلنده آستاسیندان، ئوپون منی*
این بیت، مثل بیت بهشتی ملمّع است
این جا کجاست گفتم و "سیّد بشیر" گفت
این جا مزار حضرت موسی مبرقع است
* ترجمهی مصرع ترکی: وقتی که آمدم آستان او را بوسیدم، پس مرا ببوسید.
#سید_بشیر_حسینی_میانجی
#حضرت_موسی_المبرقع_ع
@nohe_sonnati
ای بند دل فاطمه! ای بنده ی خالق! یا حضرت صادق!
وی مکتب پاینده ی تو کهفِ خلایق یا حضرت صادق!
با نور احادیث تو دنیاست منوّر، ای مظهرِ حیدر!
شد نور حق از مشرق رخسار تو شارق یا حضرت صادق!
با همّت تو شرع نبی گشته جهانگیر، ای علم تو اکسیر
الحق که تویی حجّت حق مصحف ناطق یا حضرت صادق!
آیین مبین نبوی بر تو رهین است، آری که ره این است
در مکتب عشق تو شود کشف، حقایق یا حضرت صادق!
خورشید کند کسب ضیا از رخ ماهت وز طرز نگاهت
افکار تو روشنتر از انوار مشارق یا حضرت صادق!
ای فاضل و ای کامل و ای فاطر و قاهر، وی صابر و طاهر!
ای منجی و ای باقی و ای قائم و صادق یا حضرت صادق!
هرگز نبرد بهره ای از دین محمد، آن کس که نباشد
با مذهب پُر رونق و ناب تو موافق یا حضرت صادق!
ای صاحب باغ و چمن و گلشنِ خوبان! رفتی چو به رضوان
پژمرد ز هجران تو گل های حدایق یا حضرت صادق!
در دشت و دمن لاله کند ناله ز داغت، بر غربت باغت
کز زهر جفا گشته دلت مثل شقایق یا حضرت صادق!
با آه دلم سوخت دلِ خامه و دفتر، همچون دلِ مضطر
در ماتم تو گشته سیه پوش، هر عاشق یا حضرت صادق!
می سوزم و می نالم و گویم به عبارت، هر آینه لعنت
بر قاتل بی شرم تو، منصور دوانق یا حضرت صادق!
این فخرِ«بشیر»است شده شاعر کویت، سرخوش ز سبویت
هر چند که شعرش نبُوَد بهرِ تو لایق یا حضرت صادق!
#سید_بشیر_حسینی_میانجی
#امام_جعفر_صادق_ع
@nohe_sonnati
دخترم اختر حيا هستی
جلوه ی رحمت خدا هستی
عطر و بوی بهشت داریّ و
گلی از باغ دلگشا هستی
به خداوندی خدا سوگند
بهترين تحفه و عطا هستی
مرحبا بر حجاب برتر تو
پيرو خيرةالنّسا هستی
در حجابیّ و مستجابی، چون
آسمانی ترين دعا هستی
چادرت را فرشته می بويد
تو گل سرخ باغ ما هستی
کی شوی تو اسير رنگ و ريا
بوريا پوش و بی ريا هستی
روزت ای دخترم مبارک باد
مايه ی شادی و صفا هستی
روز ميلاد خوب معصومه ست
وَ تو از دست غم رها هستی
دل خود را دخيل کن به حرم
گر تو هم همچو من گدا هستی
ذکر کن ای کریمه! کن کرمی
تو که مشهور در سخا هستی
دختران را نمونه الگويی
گوهر دُرج پُر بها هستی
ميوه ی قلب موسی کاظم
خواهر حضرت رضا هستی
جان فدای غريبی ات، گويا
زينب دشت کربلا هستی
خوش به حالت «بشير» در عالم
شاعر آل مصطفی هستی
تو چه غم داری و چه کم داری
شيعه ی شاه لا فتی هستی
#سید_بشیر_حسینی_میانجی
#ولادت_حضرت_معصومه_س
@nohe_sonnati