eitaa logo
نوحه سرایان سنتی مشهد مقدس
11.5هزار دنبال‌کننده
347 عکس
11 ویدیو
1.2هزار فایل
ارائه دهنده: نوحه_ذکر_دم بازاری_پاره دم_اشعار_سرود مدیریت: رئوف (مشهدالرضا «ع») ۰٩٣٨٣۰٧۰۰٣٢ ارتباط با ادمین @A_Rauof
مشاهده در ایتا
دانلود
سفره دارد جمع می گردد، گدا را عفو کن باز هم خوبی کن و این مبتلا را عفو کن دیگر از این توبه ها دارم خجالت می کشم یا رب این شرمنده ی غرق خطا را عفو کن بر در این خانه من بهر امیدی آمدم پس، نگیر از من تو این حال و هوا را، عفو کن دست خالی آمدم، با دست خالی می روم یا کریم این روسیاهِ بی نوا را عفو کن پیش مردم آبروی بنده ات را حفظ کن خوب و بد، در هم بخر، ای یار، ما را عفو کن جان آقای خراسان، جان سلطان غریب هم وطن های علی، موسی الرضا را عفو کن من گنهکار و تویی غفار، یا رب الحسین جان اربابم بیا این بنده ها را عفو کن بوده ام این روزها مصداق فابک للحسین گریه کن های غم کرب و بلا را عفو کن جان آن که دست و پا می زد به زیر تیغ و تیر حُرّ توبه کرده ی بی ادعا را عفو کن @nohe_sonnati
خداحافظ ای بهار دلم، ای دعای سحر، ای ابو حمزه خداحافظ ای رفیق دلم، می روی ز برم، با چنین غمزه خداحافظ افتتاح سحر، ای مجیر سحر، گریه ی شب ها خداحافظ جوشن تقوی، مونس دل ها هدیه ی زهرا همه هستم رفته از دستم، امید دل را به تو بستم ای خدا العفو، ای خدا العفو اگر رفتی ای مه رمضان، همره شهدا، محضر داور مبر ای ماه آبروی مرا، جان آل عبا، پیش پیغمبر مکن شِکوِه از معاصی من، روح عاصی من در بر حیدر مکن شرم و روسیاهی من آشکارا بر دیده ی کوثر نما ای مه آبرو داری، که داری با من سرِ یاری ای خدا العفو، ای خدا العفو سحر خیزان کو مه رمضان سایه ی سرمان همنشین ما چه شد ای هم سفره ی سحرم سوز آه و دل آتشین ما ندانستم قدر قدر تو را ای عطای خدا ای مه خوبان مبر با خود سوز و آه و دعا، شور و حال مرا در شب هجران به تاب و تب عادتم دادی، به اشک شب عادتم دادی ای خدا العفو، ای خدا العفو کنون که تو می روی ز برم ای تو تاج سرم ای حبیب من نما عهدی بر دل و جگرم، چشم و روی تَرَم، ای طبیب من شب عید و دست خالی من، خسته بالی من شوق هر عهدی مرا فرما با امام هدی همچنان شهدا یاور مهدی من و هجر صاحب این ماه، تو و یاری در تمام راه ای خدا العفو، ای خدا العفو مرا کردی همنشین خدا، ای مَه شهدا، ای مَه رحمت نشان دادی در میان دعا، جلوه ی سُعَدا با همه عزت مرا بردی گه به کرب و بلا، گه مدینه و یا کوچه ی نیلی گهی خواندی روضه ی پهلو از غم بازو یا غم سیلی بیا و کار خدایی کن، مرا دیگر کربلایی کن نینوایی کن، نینوایی کن @nohe_sonnati
کردند سفره را جمع، پس سفره‎دار من کو؟ من دیر آمدم رفت، چشم انتظار من کو؟ گیرم مرا ببخشد، شرمندگی من چه؟ با آن همه معاصی بر شانه بار من کو؟ من قهر کردم اوّل، زود آمد آشتی کرد آن‎که مرا بغل کرد آن یار، یار من کو؟ یک عمر عاشقم بود من کور کور بودم آن‎که گره نینداخت جایی به کار من کو؟ حالا که سر به راهم، حالا که سر به زیرم کو شاخ و شانه‎هایم؟ داد و هوار من کو؟ گفتند بسته شد در لطفا"غریبه بیرون! ای آشنا بفرما پای فرار من کو؟ گرچه گناه‎کارم، امّا گناه دارم جز او کسی ندارم، دار و ندار من کو؟ آتش گرفته جانم، چون تشنه‎ ی حسینم آن‎کس که سی شب افطار آمد کنار من کو؟ چشم انتظار حیدر، در وادی السّلامم من حاضرم بمیرم، لحظه‎شمار من کو؟ دور و بر کریمان بودن خودش بهشت است از فاطمه بپرسید سهم انار من کو؟ ما بین کوچه پیچید چادر میان پایش رویش نشد بپرسد پس گوشوار من کو؟ @nohe_sonnati
همه رفتند، گدا باز گدا مانده هنوز شب عید است و خدا عیدی ما مانده هنوز دهه ی آخر ماه اول راه سحر است بعد از این زود نخوابیم، دعا مانده هنوز عیب چشم است اگر اشک ندارد، ور نه سر این سفره ی تو حال و هوا مانده هنوز کار ما نیست به معراج تقرّب برسیم یا علیّ دگری تا به خدا مانده هنوز گوئیا سفره ی او دست نخورده مانده است او عطا کرد، ولی باز عطا مانده هنوز گریه ام صرف تهی بودن اشک هایم نیست دستم از دامن محبوب جدا مانده هنوز وای بر من که ببینم همه فرصت ها رفت باز در نامه ی من جرم و خطا مانده هنوز یک نفر بار زمین مانده ی ما را ببرد کس نپرسید که این خسته چرا مانده هنوز هر قدر این فتنه گری رنگ عوض کرد ولی دل ما مست علی، شکر خدا مانده هنوز تا که در خوف و رجائیم توسل باقی است رفت امروز ولی روز جزا مانده هنوز هرچه را خواسته بودیم، به احسان علی همه را داد، ولی کرب و بلا مانده هنوز @nohe_sonnati
بر لب اهل مناجات و سحر جان می‌رسد رفته‌رفته وقت مهمانی به پایان می‌رسد عبد رسوا و گریزانی که هر جا رفته است آخر مهمانیِ مولا، پشیمان می‌رسد در شب قدرش، همه بستند بار خویش را یک نفر جا مانده و با چشم گریان می‌رسد تا گنهکاری، پشیمان از گناهش می‌شود سوی او فوراً خدا لبیک‌گویان می‌رسد بر سر این سفره تا هستیم، بر دل‌های‌مان.‌‌.. دائماً انوار لطف حیِّ سبحان می‌رسد سائل معرفت از بیت بتول و حیدریم هرچه بر ما می‌رسد، از لطف ایشان می‌رسد تا که یک ذره فقط احساس غربت می‌کنیم بر سر ما دست آقای خراسان می‌رسد رزق آب و نان رعیت‌های این خانه فقط از عطای سفره‌ی بابای سلطان می‌رسد غربت موسی بن جعفر بر دلم آتش زند تا که هر دفعه به گوشم اسم زندان می‌رسد از رخ زرد و تن همچون خیالش شد عیان ارث از مادر به اولادش فراوان می‌رسد ساق پایش را چه کرده سندی ملعون مگر تا به محراب دعا افتان و خیزان می‌رسد @nohe_sonnati
حقیر آمدم سر به زیر آمدم خریدی مرا گرچه دیر آمدم دو سه شب دگر فرصتم مانده است که این چند روز اخیر آمدم عذابم کن اما جوابم نکن گریزان شدم ناگزیر آمدم ببین که از آتش فراری شدم اجیرم کنار مجیر آمده ام به جز گریه کاری بلد نیستم شده اشک من چشمگیر آمدم به زهرا پس از آبرو ریزی ام به دنبال خیر کثیر آمدم پناهم بده، بی پناهم علی! به عشق تو نعم الامیر آمدم شب نیمه ی ماه گفتم حسن ببخش و کرم کن فقیر آمدم حسین ای دوا و شفای همه سراغ مرا هم بگیر آمدم به سجاد و باقر، به صادق قسم چو سائل علیل و عبیر آمدم به موسی بن جعفر گرفتارم و در این قفل و زنجیر اسیر آمدم رضاجان بیا و به دادم برس شنیدم تویی دستگیر آمدم جواد ای کس و کار بیچاره ها شدم از همه جز تو سیر آمدم در آن تشنگی ها صدا زد حسین شدم پای داغ تو پیر آمدم نشد خاک نرم زمین پیکرم ز هر پله گر در مسیر آمدم سه روز و سه شب بد گذشته به ما ولی کی به روی حصیر آمدم @nohe_sonnati
فرصت توبه گذشت و گریه می بارم هنوز حسرت اوقات غفلت را به دل دارم هنوز باز هم جا ماندم و این غافله از ما گذشت مانده خاری در کف پا و گرفتارم هنوز هرچه درمان بود مخصوص ضیافت خانه بود عافیت بود و شفا هر چند بیمارم هنوز بعد از آن شب های بهتر از تمام سال ها در مسیر بندگی ای وای کم کارم هنوز من نبودم زینت مهمانی خوبان تو هرچه تو بخشیده ای من عبد سربارم هنوز گرچه دارد می رود این ماه اما میزبان باز می گوید گنه داری؟ خریدارم هنوز لحظه ای با ما سرِ یاری اگر داری بیا اشتیاق دستگیری از تو را دارم هنوز تا که من هستم چرا بر دیگران رو می زنی من که قبل از هر که گویی دوستت دارم هنوز @nohe_sonnati
آخرین عصرِ جمعۀ رمضان، دل من بی قرار می ماند گرچه غرق گناه و معصیت است، پای این انتظار می ماند قدر این ماه را ندانستم، چشم بر هم زدم که رفت از دست جمع شد سفره، شک ندارم که، کرم سفره دار می ماند سفره دار کرم، امام کریم، دست من را رها نکن آقا بی عطایت دل شکستۀ من، خجل و شرمسار می ماند مکه چشم انتظار آمدنت، یوسف جان اسیر پیرهنت بانگ یا اهل العالمت آقا، تا ابد یادگار می ماند کاش باشم در آن زمانی که، با هزاران نوید می آیی رد دستان پر غرور شما، بر روی ذوالفقار می ماند زائر قبر مخفی زهرا، وارث روضه های عاشورا تا نیایی به سینه ها داغِ، مادر بی مزار می ماند @nohe_sonnati
(سرود۱) عید فطر و عید رحمت عید عزت آمده رحمت خالق به سوی خیل امت آمده ابر رحمت گشته است بر سر ما سایبان از کرم داده خدا بر همه خط امان یا الهی یا اِله٢ عید فطر و عید بخشایش برای هر گناه خالق یکتا نموده بندگانش را نگاه کرده حق بربندگان لطف و جود بی کران داده بر ما از کرم مهر خود را رایگان یا الهی یا اِله٢ عید فطر و عید نجوا با خداوند ودود بندگانش را خدا از لطف و از رحمت ستود او بود باب المراد لطف و جود او زیاد دستگیر بندگان باشد او روز معاد یا الهی یا اِله٢ بعداز این که گشته ای دعوت خدا کرده صدات زآتش دوزخ تو را از مرحمت داده نجات این خدای مهربان دستگیر بنده است دعوتت بنموده است تا شوی تو حق پرست یا الهی یا اِله٢ دعوتت بنموده خالق تا تو افلاکی شوی دور گردی از گناه و بنده ی پاکی شوی حق تو را کرده صدا آمدی سوی خدا با نگاه خاص حق درد تو گردد دوا یا الهی یا اِله٢ @nohe_sonnati
لطفا در ایتا مطلب را دنبال کنید
مشاهده در پیام رسان ایتا
(سرود٢) عید فطر آمده یاران رحمت بارد چنان باران از سوی خالق سبحان عید رحمت آمده ز‌ بعد سی روز عبادت یزدان بخشیده خالق جرم من و عصیان الهی یا رب الهی یا رب الهی یا رب مدد٢ از سوی حق پیام آمد عید ماه صیام آمد بر ما لطف مدام آمد عید رحمت آمده به احمد و زهرا و علی سوگند خدا شده از بنده ی خود خرسند الهی یا رب الهی یا رب الهی یا رب مدد٢ عید لطف و عطا آمد عید عشق و صفا آمد در عالم این ندا آمد عید رحمت آمده شامل ما لطف حی داور شد رها زهر غم شیعه ی حیدر شد الهی یا رب الهی یا رب الهی یا رب مدد٢ عید دفع عذاب آمد هر دعا مستجاب آمد بر بنده این خطاب آمد عید رحمت آمده به قلب ما نور حق درخشیده بنده ی خود را دوباره بخشیده الهی یا رب الهی یا رب الهی یا رب مدد٢ عید نصرت و نعمت شد عید پاکی و رحمت شد عید خلوت و جلوت شد عید رحمت آمده ای روزه داران وقت نجات آمد عید صلات و عید ثبات آمد الهی یا رب الهی یا رب الهی یا رب مدد٢ @nohe_sonnati