هدایت شده از حمید رسایی
19.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
.
♻️ رونمایی از جریان ناب ناب اصولگرایی سالهای اخیر
🔰حمید رسایی: جناب قربانزاده، رئیس سازمان خصوصیسازی: هر کسی به هیئت مولدسازی مصونیت داده، خودش باید پاسخگو باشد/ قرار نیست من از ساحت رهبری و سران قوا دفاع کنم/ درباره طرح مولدسازی باید با رهبری مناظره کنید!
سالهاست جماعتی کت و شلوار پوش مارکدار با برَند خارجی، در عرصههای مختلف سیاسی و فرهنگی و اقتصادی، تحت لوای پرچم اصولگرایی میبُرند و میدوزند و در پنهان و درگوشی از رهبری انقلاب هزینه میکنند، این بار اما آقای قربانزاده خیلی صریح و لخت، این بازی را انجام داد و به صورت علنی برداشت شخصیاش را به نام رهبری فاکتور کرد!
من نه تنها چشم بسته و با شناختی که از رهبرم دارم، بلکه بر اساس شاخصی که امام و رهبر جامعه در اختیارم قرار داده، انتساب این مواضع به رهبر انقلاب را رد میکنم.
حتما یادداشتهای بعدی را بخوانید:
eitaa.com/rasaee/7703
eitaa.com/rasaee/7704
🔺برای دیدن تحلیلهای حمید رسایی عضو کانال شوید🔻
rubika.ir/rasaee
eitaa.com/rasaee
T.me/www_rasaee_ir
twitter.com/hamidrasaee
هدایت شده از حمید رسایی
.
♻️ آقای قربانزاده! به خاطر این گناه کبیره توبه کنید
🔰 حمید رسایی: ادعای اینکه رهبر انقلاب طرح مولدسازی را با این محتوا تایید و به تصمیمات کمیته تعیین شده مصونیت داده است و اقدام آقای قربانزاده در عدم پاسخگویی، بر اساس شاخص و ملاکی که رهبر انقلاب در اختیار ما قرار داده، مردود است و موضوع مولدسازی با توجه به ابهامات و مشکلاتی که میتواند داشته باشد، باید بدون رودربایستی مورد نقد جریان انقلابی قرار بگیرد، افراد هیأت مصونیت ندارند و دستگاههای نظارتی موظفند که تصمیمات آن را تحت نظارت دقیق قرار دهند.
اما شاخصی که امام جامعه در اختیار ما قرار داده، چیست؟ بارها در بزنگاههای حساس از جمله در زمان بررسی مسائل حساس مثل برجام، یا در جریان انتخابات، جریانات مختلف سیاسی، برای فرار از پاسخگویی با استناد به مواضع درگوشی و پنهان رهبر انقلاب، تلاش کردهاند تا حرف خود را به کرسی بنشانند که در مواقعی، واکنش علنی رهبر انقلاب را به دنبال داشته است.
🔹نسبت دادن حرف درگوشی به رهبری گناه کبیره است
از جمله يک بار وقتي عدهای تلاش میکردند تا با شایع کردن نقلقولهای خصوصی و درگوشی، جامعه دانشجويی را نسبت به پيگيری مطالبات رهبری انقلاب به بیتفاوت یا انحراف بکشانند، در جمع دانشجويان با رد "اخلاقِ اظهارنظرهای درِگوشی" فرمودند:
«من آنچه که در سخنرانیها بيان میکنم، لبّ نظراتم است. اساسیترين نظراتم همانهايی است که شما در سخنرانیها از من میشنويد. هيچ نظری درباره مسائل جاری کشور و مسائل اسلام و مسلمين و مسائل اجتماعی وجود ندارد که من آن را "درِگوشی" به کسی بگويم و نشود آن را در علن گفت. نظرات من، نظراتی شفّاف و روشن است که در خطبه نماز جمعه و در سخنرانی با گروههای مختلف، شما اینها را میشنوید.» (۲۲ اردیبهشت ۷۷)
حتی ایشان نسبت دادن چنین کاری به رهبری را گناه کبیره دانستند:
«مبادا کسی تصور کند که رهبری یک نظری دارد که برخلاف آنچه که به عنوان نظر رسمی مطرح میشود، در خفا به بعضی از خواص و خلّصین، آن نظر را منتقل میکند که اجراء کنند؛ مطلقاً چنین چیزی نیست. اگر کسی چنین تصور کند، تصور خطائی است؛ اگر نسبت بدهد، گناه کبیرهای انجام داده. نظرات و مواضع رهبری همینی است که صریحاً اعلام میشود؛ همینی است که من صریحاً اعلام میکنم... نه جایز است، نه شایسته است که مواضع دیگری غیر از آنچه که رهبری به صورت علنی و صریح به عنوان مواضع خودش اعلام میکند، وجود داشته باشد.» (۳۱ مرداد ۸۹)
این قاعدهای است که رهبر انقلاب در امور مختلف کشور بر آن تأکید کردهاند، از جمله در سالهای اخیر در دیدار با مسئولین با اشاره به این قاعده درباره مسائل هستهای فرمودند:
«آنچه بنده اینجا در این جلسه یا در جلسات عمومی میگویم، عیناً همان حرفهایی است که در جلسات خصوصی به مسئولین، به رئیسجمهور محترم و به دیگران میگویم. این خطّ تبلیغیای که دیدیم و میبینیم دنبال میکنند که بعضی از خطّ قرمزهایی که رسماً اعلام میشود، در جلسات خصوصی از آنها صرفنظر میشود، حرف خلاف واقع و دروغی است. آنچه ما اینجا به شما میگوییم یا در جلسات عمومی میگوییم، عیناً همان حرفهایی است که به دوستان، به مسئولین، به هیئت مذاکرهکننده، همانها را بیان میکنیم؛ حرفها یکی است.» (۲ تیر ۹۴)
پس فاعده این است:
۱. رهبر انقلاب نظرات درگوشی ندارند.
۲. مواضع ایشان درباره مسائل کشور، همانی است که به صورت علنی در بیانیهها، مکتوبات، سخنرانیها، دیدارها و خطبهها اعلام میشود.
۳. مواضع خصوصی ایشان برخلاف مواضع علنیشان نیست.
سؤال این است که آیا ادعای آقای قربانزاده درباره "مصونیت دادن رهبری انقلاب به تصمیمات هیأت واگذاری مولدسازی" با مواضع علنی ایشان یکی است؟
برای تکمیل بحث، این پستها را ببینید:
eitaa.com/rasaee/7702
eitaa.com/rasaee/7704
🔺برای دیدن تحلیلهای حمید رسایی عضو کانال شوید🔻
rubika.ir/rasaee
eitaa.com/rasaee
T.me/www_rasaee_ir
twitter.com/hamidrasaee
هدایت شده از حمید رسایی
.
♻️ چرا مولدسازی مستثنی از نقد، بررسی و مخالفت نیست
🔰 حمید رسایی: علیرغم تلاش برخی جریانات سیاسی بویژه اصولگرایان و برخی چهرههای مشهور آنها که همواره تلاش میکنند تا در بزنگاهها با مبهم نگه داشتن فضا و با استفاده از قاعده النصر بالرعب (پیروزی با ترساندن جامعه) و لولوهراسی، به اهداف خود برسند، امام خامنهای همواره بر شفافیت تأکید داشتهاند و هیچ نهاد و شخصی را مستثنی از نظارت و بازرسی و پرسشگری ندانستهاند حتی مسئولین منصوب و افراد منتسب به خودشان را و همواره تاکید کردهاند که هیچ کس فوق نظارت نیست.
🔹هیچ فرد و نهادی، فوق نظارت نیست
رهبر انقلاب در این خصوص میفرماید:
«هیچ کس فوق نظارت نیست چه برسد به دستگاههای مرتبط با رهبری. بنابراین همه باید نظارت شوند. نظارت بر کسانی که حکومت میکنند - چون حکومت به طور طبیعی به معنای تجمّع قدرت و ثروت است؛ یعنی اموال بیتالمال و اقتدار اجتماعی و اقتدار سیاسی در دست بخشی از حکّام است. برای این که امانت به خرج دهند و سوء استفاده نکنند و نفسشان طغیان نکند، یک کار لازم و واجب است و باید هم باشد... بنابراین چنین نیست که دستگاههای مربوط به رهبری از نظارت معاف باشند؛ نه، بهنظر ما بازرسیها لازم است.» (۹ اسفند ۷۹)
بر همین اساس وقتی فرمان هشت مادهای مبارزه با فساد را صادر کردند، فرمودند:
«منسوبین من هم معاف نیستند/ هیچ شخص یا نهادی نمیتواند با عذر انتساب به اینجانب یا دیگر مسئولان کشور، خود را از حسابکشی معاف بشمارد.» (فرمان هشت مادهای اردیبهشت ۸۰)
در همین سالهای اخیر وقتی برخی انتقادات در بدنه جامعه دانشجویی از تشکیلات دفتر رهبر انقلاب بالا گرفت، ایشان برای آنها قائل به مصونیت نشدند بلکه فرمودند:
«بنده این نگاه نقادانه را صددرصد تأیید میکنم. ممکن است بعضی نقدها را وارد ندانم؛ چه آنچه به قوه مجریه است، چه آنچه به قوه قضائیه است، چه آنچه مربوط به #دفتر_رهبری است. ممکن است بعضی وارد باشد، بعضی وارد نباشد، لکن نفس این نگاه نقادانه را من صددرصد تأیید میکنم. هم نقادانه هم آرمان گرایانه، باید دنبال آرمانها باشند، روی کاستیها و کژیها علامت سؤال بگذارند.» (۱۷ خرداد ۹۶)
در همین سالهای اخیر، نگاه نقادانه و مطالبهگرایانه را امری با ارزش اعلام کردند:
«این پرچم آرمانخواهی و مطالبهگری را زمین نگذارید؛ مخاطب مطالبهگری، گاهی #دستگاه_دفتر_ما بود، گاهی مجموعههای دیگر بودند؛ این بسیار چیز با ارزشی است. این مطالبهگری را از دست ندهید، این آرمانخواهی را از دست [ندهید]... این آرمانخواهی موجب میشود که ما راه را گم نکنیم و وسط راه، کج و راست و به چپ و راست حرکت نکنیم.» (۲۸ اردیبهشت ۹۹)
اکنون با توجه به اینکه مواضع علنی رهبر انقلاب بر پاسخگویی مسئولان است و هیچ نهادی را مستثنی از نظارت ندانستهاند، ادعای اینکه ایشان به هیأت مذکور مصونیت دادهاند، صحیح نیست.
🔹 خودتان فکر کنید تا رشد کنید
اینکه چرا رهبر انقلاب ار بدنه جامعه میخواهند پرسشگری کنند، مطالبهگر باشند، نقّادانه با مسائل کشور برخورد کنند این است که ایشان به عنوان رهبر جامعه، همچون ائمه معصومین و پیامبران الهی و در تأسی به سیره ایشان، وظیفه دارد تا امت را رشد دهد. حال میخواهد این درباره مصادیق انتخاباتی باشد یا مسائل حساس و بحث برانگیز جامعه، منطق عدم ورود مصداقی رهبر انقلاب در مسائل کشور همان نکتهای است که خطاب به دانشجویان روی آن تأکید میکنند:
«به عنوان یک انسان مسلمان، مؤمن، صاحب فکر، باید نگاه کنید، تکلیفتان را احساس کنید، تحلیل داشته باشید نسبت به اشخاص، نسبت به جریان ها، نسبت به سیاستها، نسبت به دولتها، موضع داشته باشید، نظر داشته باشید. اینجور نیست که شما باید منتظر بمانید، ببینید که رهبرى درباره فلان شخص، یا فلان حرکت، یا فلان عمل، یا فلان سیاست چه موضعى اتخاذ میکند که بر اساس آن، شما هم موضعگیرى کنید؛ نه، اینکه کارها را قفل خواهد کرد. رهبرى وظایفى دارد، آن وظایف را اگر خداى متعال به او کمک کند و توفیق بدهد، عمل خواهد کرد؛ شما هم وظایفى دارید؛ به صحنه نگاه کنید، تصمیمگیرى کنید؛ منتها معیار، تقوا باشد.» (۱ مرداد ۹۳)
برای تکمیل بحث، این پستها را ببینید:
eitaa.com/rasaee/7702
eitaa.com/rasaee/7703
🔺برای دیدن تحلیلهای حمید رسایی عضو کانال شوید🔻
rubika.ir/rasaee
eitaa.com/rasaee
T.me/www_rasaee_ir
twitter.com/hamidrasaee
هفته نامه ۹ دی
💠 ۵۱۲ امین شماره هفتهنامه ۹دی منتشر شد 👈فردا روی دكههای مطبوعات 🔻بر اساس نظر رهبر انقلاب، مصونیت
🔰صدای واقعی ملت/ بخش اول
🔸تحلیلی اجتماعی از شنبه تاریخی ملت ایران/ تجلّی «باطن انقلابی» در «اجتماع خیابانی»
✍مهدی جمشیدی
🔻حجّیّت واقعیّت اجتماعی، شکنندگی روایت رسانهای
1⃣ باید واقعیّت اجتماعی را در «متن جامعه» و در نسبت با واقعیّتهای اجتماعی دیگر دید و دچار «جزءنگری» و «تقلیلگرایی» نشد. این راهیپمایی را نیز باید در ظرف شرایطی فهمید و خواند که آن را در بر گرفتهاند. از جمله شرایطی که باید به آن اشاره کرد، تصویری است که در طول ماههای گذشته از «انقلاب» ارائه شد. در این تصویر، انقلاب دارای دو خصوصیّت است: نخست اینکه «ظالم» است؛ چراکه «دیکتاتور» است و نظر و خواست مردم را برنمیتابد و ارادۀ مردم را سرکوب میکند، دیگر اینکه در آستانۀ «فروپاشی» است؛ چون بهشدّت «ضعیف» و «نحیف» شده و دیگر نمیتواند وجود خویش را ادامه بدهد. در اینجا، دو تصویر در کنار یکدیگر نشانده شدهاند: «ظلم» و «ضعف». از آنجا که نظام، ظالم است باید از آن فاصله گرفت و آن را مردمی ندانست و در برابر آن ایستاد، و به دلیل اینکه نسبت به گذشته، سست و زبون شده است، بهراحتی میتوان آن را برچید و «انقلاب در برابر انقلاب»، ممکن است. این «تصویرسازیهای تحریفآلود» و «روایتپردازیهای وارونه»، جمعی را برانگیخت که برآشوبند و اغتشاش به راه اندازند و بهغلط، آن را انقلاب را بخوانند. اینک پس از گذشت چندین ماه و روشنشدن لایههای ناپیدای این جریان، میتوان به طور قاطع گفت که تمام محاسبهها و معادلهها، ناروا و نابجا بودند.
2⃣ دربارۀ «جامعه» نیز ادّعا میشد که بهشدّت «معترض» و «مخالف» است و سطح نزاعش از انتقادهای جزئی و گلایههای موردی، بسیار فراتر رفته و دیگر اصل نظام را برنمیتابد؛ چنانکه مردم، از انقلاب و ایدئولوژی انقلابی عبور کردهاند و جز جمع ناچیزی، همۀ مردم را باید در صف ساختارشکنان گنجانید و کار نظام را تمامشده دانست. اگر در گذشته میشد با ترمیمهای سطحی و موردی، از تنش جلوگیری کرد و آرامش و اطمینان را به جامعه بازگرداند، امّا اینک جامعه به «نقطۀ جوش» رسیده است و «در آستانۀ انفجار» است. دیگر هیچ وعدهای پذیرفته نیست و جامعه نمیخواهد به سخن حاکمیّت گوش بدهد و استدلالهای آن را بشنود، بلکه کار به مرحلهای رسیده که جز عصیان و سرکشی، راهی نمانده است.
3⃣ گذشته از انقلابخواهی، راهحلی نیز که پیش روی این کلانمسأله نهاده میشد «تکثّر» بود؛ یعنی نظام باید از معیارها و خطوط قرمز خویش دست بکشد و تنوّع اجتماعی را بپذیرد و جامعه را که خصوصیّت پیوستاری دارد، همانگونه که هست بپذیرد، نه اینکه در آن تصرّف کند و بکوشد وضع هویّتیِ دیگری را پدید بیاورد. ایجاد دگرگونی اجتماعی در راستای غایات ایدئولوژیک، یک آرمان متوهمانه است که جز برانگیختن و عصبیکردن جامعه، هیچ حاصلی ندارد. نظام باید از گذشته خویش عبور کند و آرمانهای انقلابی را از دستور کار خود خارج گرداند و جامعه را به حال خود واگذارد. اصرار بر تصرّف و دستکاری، مخالفتها را بیشتر و متراکمتر میکند و شوق و عطش عبور از نظام را برمیانگیزد. اگر تاکنون بر «انحصارگرایی» تأکید میشد و بخشهای عمدهای از جامعه، «دیگری» و «غیرخودی» قلمداد میشدند، اینک باید همۀ جریانها و نیروها و رگههای اجتماعی را در قالب تکثّر، به رسمیّت شناخت.
4⃣ در اینجا، «جامعه» و ارادۀ واقعی آن به کانون اختلاف تبدیل شده بود. مسأله این بود که در «باطن جامعۀ ایران» چه میگذرد و مردم چه میخواهند و نسبت به انقلاب، چه موضعی دارند؟ آیا تعلّقات انقلابیِ مردم، همچنان تداوم یافته است یا بدنۀ اجتماعیِ انقلاب، افول کرده است و امروز جز اندکی در کنار انقلاب نماندهاند؟ در مقابل، کسانی میکوشیدند همچنان به «گذشته» ارجاع بدهند و اکنون را تداوم گذشته بشمارند، و کسانی نیز در قالب «رویکرد قیاسی»، تفسیرهای ذهنی و فلسفی از ماهیّت جامعۀ ایران ارائه مینموند، و کسانی نیز به «خُردهواقعیّتهای اجتماعی» استناد میکردند و از آنها نتایج عام و کلّی میگرفتند. در این میان، چاره این بود که یک «رویداد بزرگ»، شکل بگیرد تا به واسطۀ عظمت وجودیاش، روایتگر ماهیّت جامعۀ ایران به شمار آید. فقط یک «واقعیّت اجتماعیِ کلان» است که میتواند همچون یک رویداد آشکارکننده، لایههای ناپیدا و نهفتۀ جامعۀ ایران را عیان کند و هویّتش را بیان نماید. چنین واقعیّتی، قدرت کاشفیّت دارد و میتواند در برابر هر روایتی، مقاومت بورزد. در این حال، فقط باید اینچنین واقعیّت اجتماعیِ پهندامنهای را «ترجمه» و «معنایابی» کرد. اگر خودِ واقعیّت اجتماعی در گسترۀ وسیع، زبان بگشاید، از «صندوق صوّر» خارج خواهیم شد. این «واقعیّتِ مجتمع»، دیگر صامت نیست، بلکه ناطق است و اسرار و ضمایر را روایت میکند.
👈 ادامه در بخش دوم
🔺به کانال هفتهنامه ۹دی بپیوندید🔻
http://eitaa.com/joinchat/389742592Cfbd77cc21a
هفته نامه ۹ دی
🔰صدای واقعی ملت/ بخش اول 🔸تحلیلی اجتماعی از شنبه تاریخی ملت ایران/ تجلّی «باطن انقلابی» در «اجتماع
🔰صدای واقعی ملت/ بخش دوم
🔸تحلیلی اجتماعی از شنبه تاریخی ملت ایران/ تجلّی «باطن انقلابی» در «اجتماع خیابانی»
✍مهدی جمشیدی
🔻معناهای راهپیمایی بیستودوّم بهمن
1⃣ «نشاط و اعتمادبهنفس انقلابی مردم». گفته میشد که جامعۀ ایران، دستخوش افسردگی و سرخوردگی شده و حرارت و هیجان انقلابی، از دست رفته است؛ چنانکه جامعه به ترکیبی از «خشم» و «نومیدی» تبدیل شده است و از درون و در نسبت با حاکمیّت، وارد مرحلۀ بیهنجاری شده است. این راهپیمایی نشان داد که انقلاب، یک تب اجتماعی نیست که پس از مدّتی سرد شود، بلکه گرمابخش آن، ایمان قدسی است که ریشههای فطری دارد. ازاینرو، به چشم خویش دیدیم که پس از چهلوچهار سال، همچنان تودههای مردم غرق در «هیجان» و «شور» و «طراوت» هستند و حسشان نسبت به انقلاب، گرفتار سردی و خموشی نشده است.
2⃣ «تنوّع حامیان مردمی انقلاب». برخلاف این تصوّر که حامیان انقلاب، یک «اقلّیّت حزباللهی» در معنای محدود و تنگدامنهاش هستند، مشاهده کردیم که انقلاب در میان لایههای مختلفی از جامعه، هوادار سرسخت و جدّی دارد و همچون یک چتر فراگیر و گسترده، طبقههای گوناگونی را پوشش میدهد. انقلاب، جذابیّتهای ناچیز ندارد که بدنۀ اجتماعیاش اقلّی باشد تا بتوان گفت که ارادۀ «اقلّیّت» به دیگران تحمیل میشود. حامیان انقلاب، از متعهدان به معیارهای اقلّی آغاز میشوند و تا کسانی که تعهد حداکثری دارند را شامل میگردد. این «طیف» و «پیوستار»، همان تکثّر ایمانی و چهارچوبمند است که هم نافی انحصار و تنگنظری است و هم نمایشگر انسجام اجتماعی.
3⃣ «گستردگی بدنۀ اجتماعی آیتالله خامنهای». عدّهای بر این باور بودند که «تفکّر انقلابی» از نظر اجتماعی دچار زوال یا حاشیهنشینی شده است و دیگر نمیتوان توقع داشت که انقلاب بتواند همانند دهۀ شصت، تمام نیروها و لایههای اجتماعی در درون خود تعریف کند و به آنها معنا بدهد. برخلاف کسانی که معتقدند انقلاب، ظرفیّت اجتماعی خود را از دست داده و عناصر دیگری همچون ایران باید جایگزین آن شوند، به عیان دیدیم که حتّی لایههایی از جامعه که ظواهر آنچنان متدینانه نیز ندارند، با صراحت و شوق فراوان، معتقد حقّانیّت و فضیلت «آیتالله خامنهای» هستند و ایشان را از عمق دل، «ولیّ» و «امامِ» جامعه میدانند. باورمندی به «ایران» نیز در چهارچوب «روایت انقلابی» از آن قرار گرفته است و روایتهای «سکولار» و «خنثی» و «غیرانقلابی» از ایران، به حاشیه رفتهاند. به تعبیر آیتالله خامنهای، عناصر هویّت ملّی ما عبارتند از: «عقبۀ تاریخی»، «اسلام» و «انقلاب».
4⃣ «جدّیشدن جبهۀ انقلاب». از تأثیرهای عَرَضی اغتشاش این بود که نیروهای جبهۀ انقلاب را «متنبّه» و «مصمّم» کرد و آنها را به «همگرایی بیشتر» و «واکنشهای قاطعانهتر» واداشت. جبهۀ انقلاب احساس کرد که انقلاب از نظر روایتی در معرض خطر قرار دارد و دشمن در قالب جنگ ترکیبی، بنا دارد بدنۀ اجتماعیِ انقلاب را دچار تردید نماید. ازاینرو، بهشدّت منسجم و همگرا شد و حملههایش را متمرکز و صریح کرد.
5⃣ «آشکارشدگی پلیدی دیگریِ انقلاب». جریان اغتشاش که خود را «دیگریِ انقلاب» و یک «جایگزین مطلوب» قلمداد میکرد، در عمل و به سرعت نشان داد که چه بسیار، «مخرّب» است و با تمام زیرساختهای فرهنگی و هویّتی جامعۀ ایران، سرِ ستیز دارد. مردم با مشاهدۀ چنین وضعی، بیدرنگ و قاطع، این جریان را در میدان مواجهه، تنها نهادند تا حاکمیّت با برچیدنشان، قوام و دوام نظم اجتماعی را فراهم آورد. این جریان با شتاب، «ریزش» کرد و مردم را به دفاع فوری و تحلیلمند از انقلاب برانگیخت.
6⃣ «بازتولید ارزشها در دهۀ هشتادیها». نظریۀ «گسست نسلی»، نخستین بار دربارۀ نسل سوّم انقلاب مطرح شد و امروز هم دربارۀ دهۀ هشتادیها از آن سخن به میان آمده است. امّا واقعیّتهای عینیِ راهپیمایی نشان دادند که بریدگی و انقطاع نسلی، توهم است و مخالفانی داخلیِ انقلاب، بُرش نسلی ندارند. ما با یک «طبقۀ اجتماعی» مواجه هستیم نه یک «نسل». این طبقۀ اجتماعی، ذهنیّت متجدّدانه دارند و با وجود در اقلیّت بودن، صدای رواییِ بلند دارند و میکوشد خواست جامعه را به نفع خود، مصادره به مطلوب کنند.
7⃣ «غلبۀ مطلق پوشش چادر». اینکه چادریها کمتر در «خیابان» هستند و «ظهور بیرونی» و «نمود عمومیِ» کمتری دارند، سبب شده بود که گمان برود دورۀ چادر به سر آمده است و این نوع پوشش - که مطلوب اصیل انقلاب است – دیگر هواداری ندارد. در این راهپیمایی مشاهده کردیم که انبوه زنان حاضر، پوشش چادر داشتند و «اکثریّت مطلق» را تشکیل میدادند. پس از تجربۀ تلخ ماههای اخیر، مشاهده این حجم فراوان از پوشش چادر، هم دلنواز و امیدبخش بود و هم شگفتیساز و تعجببرانگیز.
👈 ادامه در بخش سوم
🔺به کانال هفتهنامه ۹دی بپیوندید🔻
http://eitaa.com/joinchat/389742592Cfbd77cc21a
هفته نامه ۹ دی
🔰صدای واقعی ملت/ بخش دوم 🔸تحلیلی اجتماعی از شنبه تاریخی ملت ایران/ تجلّی «باطن انقلابی» در «اجتماع
🔰صدای واقعی ملت/ بخش سوم و پایانی
🔸تحلیلی اجتماعی از شنبه تاریخی ملت ایران/ تجلّی «باطن انقلابی» در «اجتماع خیابانی»
✍مهدی جمشیدی
🔻تداوم وفاداری بدنۀ اجتماعیِ انقلاب
1⃣ رهبر انقلاب تصریح کردند که پیام حضور مردم در راهپیمایی بیستودوّم بهمن، «حمایت کامل از انقلاب» بود و و «عموم مردم»، گرایش انقلابی دارند. این در حالی است که در روایتپردازیهای ماههای گذشته، ادّعا میشد که مردم در برابر قرار گرفتهاند و انقلاب، بدنۀ اجتماعی خودش را از دست داده است. این حضور، نقیض آن مدّعا بود. اگر اسطورۀ مردم ایران، شهید سلیمانی است، پس منطق آنها نیز همان منطق اوست که میگفت «جمهوری اسلامی، حرم است». حرم یعنی جانِ جانان که «گسستن» و «بریدن» از آن معنا ندارد. حرمانگاشتن نظام یعنی وجود نوعی «رابطۀ عاطفی» و «اتّصال معنوی» میان نظام و مردم که بسیار عمیق و ریشهدار است. چنین نسبتی میان مردم و حاکمیّت، یک «نسبت خاص» است که در دولتهای تجدّدی، نظیر و شبیه ندارد.
🔹 در اینجا، «تعلّق ایمانی» و «پیوند صمیمانه» وجود دارد که فراتر از «منطق شهروندی» و «مناسبات خشک و بیروح سیاسی» است. ازاینرو، مردم ایران با انقلاب خو گرفتهاند و هیچ گزینۀ دیگر و دوّمی در ذهن مردم نیست. مردم، گلایه دارند امّا «گلایهداشتن» به معنی «گسستن» نیست. مردم، همۀ خواستههایشان را در درون همین ساختار تعریف کردهاند و انتقادها و اعتراضهایشان نیز «درونساختاری» است، نه «ساختارشکنانه». پس هویّت انقلابی در گذشته جا نمانده است و اکنون ما، سرشار از اوست. این وضع اجتماعی بر «استقامتِ هویّتیِ جامعۀ ایران» دلالت دارد.
2⃣ به باور رهبر انقلاب، آمدن مردم به راهپیمایی بیستودوّم بهمن، همراه با «تحلیل» بود و آن تحلیل، عبارت از این بود که مردم در «لجاجت» با دشمن که فضا را بر نیامدن مردم فراهم کرده بود و در انتظار مشاهدۀ این نیامدن بود، آمدند. دشمن بر روی نیامدن مردم، حساب باز کرده بود و نیامدنشان را پیشاپیش، معنا کرده بود. پس آمدن مردم، «معنای تشدیدشده» و «سخن دوچندان» داشت. ازاینرو با تعبیر «لجاجت» از آن یاد شده است.
🔹این معنای حاد و مضاعف میگوید مردم اینچنین محاسبه کردند که نباید عروسکهای خیمهشببازی دشمن باشیم و آنها حقّ ندارند برای ما تعیین تکلیف کنند. دشمن در پی این بود که مردم را از حضور و همراهی، منصرف و سرد کند، امّا در عمل، آنها را تهییج و مصمّم کرد. منطق درونیِ جامعۀ ایران در دورۀ پساانقلاب این است که در هر جا، انگشت اشارۀ دشمن به سمتی بچرخد و او امری را بطلبد، جامعۀ ایران را هرچه بیشتر برای مخالفت و لجاجت، تحریک خواهد کرد.
3⃣ دیگر اینکه رهبر انقلاب، «اتّحاد ملّی» را مایۀ قویشدن دانستند و «منازعه» بر سرِ اختلاف سلیقهها را ناصواب و «مباحثه» را معقول شمردند. اتّحاد به معنی «حذف سلیقههای مختلف» نیست و بر «یکسانسازی» دلالت ندارد، بلکه به این معنی است که باید تفاوتهای برخاسته از تنوّع سلیقهها را در مجرا و مدار «گفتگوی جمعی» و «هماندیشی ملّی» افکند. اگر «منازعۀ ملّی»، شکافساز و مخرّب است، «مباحثۀ ملّی»، روشنگر و پیشبرنده است و چهبسا تفاهمساز نیز باشد. نه راه گفتگو، مسدود است و نه اختلافنظر، جُرم است. مناظره، نیاز «همۀ فصلها» است، نه یک مُسکن موقتیِ تنشسوز. باید مناظره و مباحثه را به «سنّت رایج» و «قاعدۀ برقرار» تبدیل کرد، نه اینکه فقط در هنگامۀ تلاطمها و تکانهها، باب آن را گشود. در عین حال، هنر نیز این است که با وجود تنوّع اجتماعی، انسجام اجتماعی حفظ شود. البتّه این تنوّع، حداقلهایی نیز دارد و بیقاعده و بدون خطّ قرمز نیست. کسانی که بخواهند «شرع» و «قانون» را زیر پا بگذارند و در برابر انقلاب، شمشیر معارضه از نیام برآورند و به دنبالۀ داخلی دشمن تبدیل بشوند را نباید صاحبان یک «سلیقه» تصوّر کرد و آنها را به «رسمیّت» شناخت.
🔹در اینجا سخن از برتابیدن اختلاف سلیقه گفتن، به معنی رها کردن کسانی است که تبر در دست گرفتهاند و به ریشهها ضربه میزنند. اتّحاد، مدار و محور دارد که همان «هویّت اصیلِ تاریخی» ماست و تنوّعگرایی نیز تنها در درون همین چهارچوب، موجّه و معقول است، نه به طور مطلق و بیقاعده. در جامعۀ ایران از لحاظ تاریخی، بر روی مجموعهای از «حداقلها» و «حدنصابها»، توافق جمعی صورت گرفته و مردم، خودشان را بر اساس همین «معیارهای بدیهیشده»، تعریف و معنا میکنند. آنان که این «چهارچوبهای هویّتی» را نمیپذیرند، نیروهای ساختارستیز هستند نه یک سلیقۀ اجتماعی. نه تنگنظری صواب است نه گشادهدستی. نه باید همگان را دیگری دانست و نه باید دیگری را به سلیقه فروکاهید.
👈 پایان
🔺به کانال هفتهنامه ۹دی بپیوندید🔻
http://eitaa.com/joinchat/389742592Cfbd77cc21a
هدایت شده از حمید رسایی
26M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
.
♻️ دو نکته درباره شکایت رسایی از مهراب قاسمخانی
حرفهای شنیدنی حمید رسایی درباره شکایت از سلبریتیهایی که در فضای مجازی ول و رها کارشان توهین، افترا و نشر اکاذیب است.
🔺برای دیدن تحلیلهای حمید رسایی عضو کانال شوید🔻
rubika.ir/rasaee
eitaa.com/rasaee
T.me/www_rasaee_ir
twitter.com/hamidrasaee
💠 ۵۱۳ امین شماره هفتهنامه ۹دی منتشر شد
👈فردا روی دكههای مطبوعات
🔻اغتشاش ارزی، انتقام از شنبه تاریخی
🔹تحلیل ۹دی از فاز جدید پروژه آشوب برای پیوند زدن مشکلات اقتصادی به آشوب اجتماعی
🔻در گِلمانده!
🔹بررسی ریشه های جنگ یکساله اوکراین و عاقبت اعتماد به آمریکا
🔸 همسن انقلاب
🔸 عامل عبور از جنگ هیبریدی
♨️ فروش نسخه pdf هفته نامه ۹ دی ♨️
با توجه به درخواست مکرر برخی علاقمندان داخلی و بویژه عزیزان خارج از کشور، از سال ۹۸ فروش نسخه دیجیتال ۹دی آغاز شد. برای خرید نسخه PDF روی لینک زیر بزنید:
jaaar.com/kiosk/archives/9day
هفته نامه ۹ دی 👇
http://eitaa.com/joinchat/389742592Cfbd77cc21a
مدیر مسئول 👇
http://eitaa.com/joinchat/389677056C798a6dc5a1
...
هفته نامه ۹ دی
💠 ۵۱۳ امین شماره هفتهنامه ۹دی منتشر شد 👈فردا روی دكههای مطبوعات 🔻اغتشاش ارزی، انتقام از شنبه تار
🔰 اغتشاش ارزی، انتقام از شنبه تاریخی
🔸تحلیل ۹دی از فاز جدید پروژه آشوب برای پیوند زدن مشکلات اقتصادی به آشوب اجتماعی
🔹 چندین سال است رهبر انقلاب تعبیر جنگ اقتصادی را درباره شرایط مواجهه نظام سلطه و جمهوری اسلامی ایران به کار می برند؛ در ماجراهای اغتشاشات اخیر نیز که مفهوم جنگ ترکیبی یا هیبریدی مصداق جدید و ویژه ای پیدا کرد، می توان رد پای جنگ اقتصادی را در کنار سایر جنگهای سایبری، فرهنگی، اطلاعاتی، امنیتی و رسانه ای دشمن علیه ملت ایران مشاهده کرد. جنگی که شاید در ایام اوج اغتشاشات نمود چندانی نداشت اما این روزها هرچه فضای خیابانها آرامتر می شود، جنگ اقتصادی و ایجاد اغتشاش و تکانه ارزی و اقتصادی در بازار پررنگ تر و ملموس تر می شود.
🔹پس از شکست پروژه آشوب به ویژه با حضور خیره کننده و تاریخی مردم در راهپیمایی ۲۲ بهمن، جریان برانداز و دشمنان ایران شکست تلخی از مردم خوردند و به نوعی به دنبال طراحی انتقام از این شکست تاریخی و گفتمانی خود هستند. بر این اساس کارشناسان معتقدند پروژه و طراحی دشمن طی ماههای آینده، ایجاد آشوب های اقتصادی و اغتشاش ارزی و الحاق آن به آشوبهای پائیز ۱۴۰۱ است.
🔹راهبرد دشمن این است که اعتراضات اقتصادی را به اعتراضات اجتماعی پیوند بزند. شعار «میخواهم زنده بمانم» با رویکرد معیشتی و اقتصادی در کنار شعار «میخواهم زندگی کنم» با رویکرد اجتماعی همزمان سر داده میشود. به عقیده کارشناسان امنیتی و اقتصاد سیاسی، اعتصابات در بازار، اخلال در ترانزیت و بهم ریختگی بازار ارز و خودرو با همین هدف دنبال می شود.
🔹متاسفانه معادلات سیاسی بین المللی هم در ماجرای قیمت ارز در ایران دخیل شده و دشمن برای اینکه به ایرانیها فشار بیاورد از این جریان استفاده می کند. دلیل اصلی توقف این اغتشاشات هم از یک سو "تدابیر جامعی" بود که حکومت از یک طرف اتخاذ کرد و از طرف دیگر "خودداری مردم از همراهی با اغتشاشات" بود.
🔹اسپوتنیک فارسی در گزارشی پیرامون شرایط کنونی بازار ارز با عنوان «اغتشاشات ارزی در ایران» می نویسد: «البته دشمن هم متوجه شده که اعتراضهایی که روی آنها حساب باز کرده بود تا تبدیل به اغتشاش شود و بعد برای سرنگونی نظام جمهوری اسلامی از آن بهره ببرد پتانسیل کافی برای چنین پروژه ای را ندارد و به همین دلیل مزدوران و عوامل خود را در دو محور به حرکت در آورده. یکی در محور تخریب سیاسی و رسانه ای نظام جمهوری اسلامی از طریق راه اندازی کارناوال های تبلیغاتی بر علیه ایران در برخی کشورهای اروپایی و دیگری از طریق مطرح کردن برخی مهره هایش به عنوان اپوزیسیون و تلاش برای کسب مشروعیت برای آنها.
محور دوم فعالیت دشمن در زمینه شعله ور کردن آتش زیر خاکستر خشم درون مردم از بابت مشکلات معیشتی و اقتصادی می باشد. این محور دوم را می توان محور کلیدی ای دانست که دشمن روی آن حساب باز کرده.»
🔹نویسنده گزارش در ادامه می نویسد: «در واقع دشمن هم امروزه جنگ خود را روی جنگ اقتصادی و از طریق ارز متمرکز کرده چون وقتی قیمت ارز افزایش پیدا می کند همه قیمت ها به همان تناسب و یا حتی بیشتر بالا می رود.
نباید هم تصور کرد که با دستور العمل و نرخ های دستوری می شود بازارها را کنترل کرد تنها راه این است که متوجه شد ماجرای افزایش قیمت ارز در ایران در ادامه همان روند تبدیل اعتراض ها به اغتشاشات است و با این ماجرا هم به عنوان اغتشاش برخورد کرد و نه به عنوان امری طبیعی بابت شرایط اقتصادی مملکت.
🔹بسیاری کشورهای دیگر هستند که با مشکلات عدیده اقتصادی مواجه هستند اما چنین شرایط سقوط آزاد قیمت ارز را در آن کشورها مشاهده نمی کنیم. مقابله با این اغتشاش هم راه و چاره اش برخورد اقتصادی بر اساس ضوابط مالی اقتصادی با ماجرا است. آنکه حتی چند ترم ابتدایی در زمینه اقتصاد خوانده باشد به خوبی می داند که در اقتصاد همه چیز بر اساس عرضه و تقاضا است و بس. نرخ های دستوری هیچ وقت جواب نداده و جواب نخواهد داد.»
🔹به نظر می رسد وقت آن رسیده که حاکمیت و دولتمردان، شرایط کنونی اقتصاد و ارز کشور را در چارچوب فاز دوم پروژه آشوب، تحلیل و توصیف کنند. جنگ ترکیبی ای که از اواخر شهریورماه در یک پروژه از قبل طراحی شده با مرگ مهسا امینی کلید خورد، این روزها بعد از حضور تاریخی مردم در ۲۲ بهمن که نابودکننده همه طراحیها و هزینههای دشمن علیه جمهوری اسلامی طی ماههای اخیر بود، وارد فاز اقتصادی و معیشتی خود شده و منتظر است یک مهسای امینی دیگر با بهانه معیشتی و اقتصادی شکار کند تا دوباره کف خیابانها شاهد آشوب باشیم. اغتشاش ارزی امروز، انتقام از حضور میلیونی و تاریخی مردم در شنبه تاریخی ملت ایران است. کاش دولتمردان هم شرایط را درست تحلیل کنند و هم قدر این مردم پیچیده و عمیقا دوستدار اسلام و انقلاب را بیشتر بدانند.
🔺به کانال هفتهنامه ۹ دی بپیوندید🔻
http://eitaa.com/joinchat/389742592Cfbd77cc21a
هفته نامه ۹ دی
💠 ۵۱۳ امین شماره هفتهنامه ۹دی منتشر شد 👈فردا روی دكههای مطبوعات 🔻اغتشاش ارزی، انتقام از شنبه تار
🔰همسن انقلاب
🔸به یاد جهادگر انقلابی مرحوم اسماعیل احمدی
✍حنان سالمی
🔹همه چیز از بیست و دوم بهمن ۵۷ شروع شد؛ اسماعیل دلش نمیخواست از انقلاب جا بمانَد و وقتی همه ریخته بودند توی خیابانها وبرای جشن پیروزی دل توی دلشان نبود، به دنیا آمد. خیلی زود قد کشید و بزرگ شد؛ مثل بذر انقلاب در آن سرمای جانسوز. اسماعیل، همیشه برای بزرگ شدن عجله داشت. دستهایش کوچک بود اما دلش میخواست کارهای بزرگ انجام بدهد. میگفتند «اسماعیل، بنشین، الآن برایت زود است» اما عین خیالش نبود؛ میخندید و میدوید و یکجا بند نمیشد.
🔹انگار توی پاهایش به جای خون و مغز استخوان، پودر انرژیزا ریخته بودند؛ مینوشت و میخواند و میساخت و کم نمیآورد. بعدها که چهار تا دانه موی خاکستری بین ریشهای اسماعیل ریشه دواند و شد آقای مسؤول و حاج اسماعیل صدایش زدند هم آب از آبش تکان نخورد، عشق پیرهنهای دو جیبه و شلوارهای خاکی بسیجی بود و نمیتوانست از لذت خدمت با پوتین سربازی و خشک کردن عرق جهاد با چفیه سیاه و سفید بسیجی دل بکند. پشت همان میزهای مدیریتی هم در به در دنبال کشف جغرافیاهای کور وطنش بود که توی نقشهها همیشه زیر پونز جا مانده بودند و چشم مسؤولین آنها را نمیدید.
🔹سال ۸۱ بالاخره حاج اسماعیل دلش را به دریا زد. بچههای بسیجی را دور خودش جمع کرد و با «یا علی» دست روی دست گذاشتند و به همدیگر قول دادند تا جان توی تنشان هست در راه جهاد کم نیاورند. سقف افتاده تعمیر میکردند. خانه نساخته میساختند. دختر و پسر جوان عروس و داماد میکردند. بیسواد را میفرستادند مدرسه. مدرسه را میآوردند توی روستاها. و پشت کوههایی که تا خرتناق زیر برف بود به داد مردم میرسیدند.
🔹اما دل حاج اسماعیل آرام و قرار نداشت؛ حتی در آن روزهای وحشتناک سیستان و بلوچستان که عبدالمالک ریگی، راهها را میگرفت و جادهها را میبست و مسافران را بیخ تا بیخ، سر و گوش میبرید باز به دل جاده زد و راهی روستاهای مرزی سیستان شد تا جهیزیه نو عروسهای چشم به راه را به دستشان برسانَد و چراغ خانههایشان را با عشق و محبت و انسانیتش روشن کند.
🔹من هم اولین بار تعریف حاج اسماعیل را از مردم احمدفداله دزفول شنیدم. برای نوشتن روایتی از آداب عشایر رفته بودم که به روایت حاج اسماعیل رسیدم. با همان لهجه و فارسی دست وپا شکستهشان، روی چمنها و میان سنگهای کوهستان را نشانم دادند و گفتند «حاج اسماعیل همینجا بیهوش شد!» گفتم «بیهوش؟» گفتند «بله. آنقدر یک نفس برایمان کار کرد که از شدت خستگی همینجا افتاد و خوابش برد» بعد هم که بیدارش کردند لباسهای خاکی بسیجیاش را تکاند و دوباره کیلومترها از این طرف رودخانه تا آن طرفش را توی خاک و گل و شل و سیل رفت تا با راه حل برگردد.
🔹گفتند «ما پشت آبها و کوهها بودیم و حاج اسماعیل پیدایمان کرد. فکر کردیم حالا که با این همه سختی به ما رسیده دیگر تب کمک کردن به ما از سرش افتاده و اگر برگشت تهران دیگر ما را یادش نمیآید اما حاج اسماعیل آنقدر دوستمان داشت که شش سال ماند و ساخت و با ما گریه کرد و خندید»
گفتم «چه ساخت؟» دستم را کشیدند و بردند در آن جغرافیای متروکه، تا جاده و سیمهای برق و لولههای آب و ده مدرسه و دو مسجد و دو خانه بهداشت را نشانم دهند.
🔹 با خودم گفتم حتما این کارها را کرده که جای پایش را محکم کند اما زن جوان عشایر همهی فکرهایم را به هم ریخت. زن شانهام را کشید و گوشیاش را درآورد و عکس یک جهیزیه پر و پیمان را نشانم داد. بره کوچکش را بغل گرفت و گفت «هدیه حاج اسماعیل است. حاج اسماعیل احمدی. دیدم سراغش را از بقیه گرفتی دلم نیامد حرفش را پیشت نزنم. یکهو آمد و دلمان را روشن کرد. پدرهایمان چیزی نداشتند. دستمان با زور هم به دهنمان نمیرسید. من دو سال عقد کرده پسرعمویم بودم و حتی یک تکه قالیچه نداشتم. حاج اسماعیل که حال و روزمان را فهمید آتش گرفت. هی رفت و آمد و رفت و آمد تا جورش کرد. حاجی به من و صد دختر عشایری دیگر، جهیزیه بخشید و راهی خانه بختمان کرد.»
🔹آن روز از احمدفداله دزفول برگشتم و اسم حاج اسماعیل و جبهه جهادی منتظران خورشیدش را درشت روی یک تکه کاغذ آبی آسمانی نوشتم و چسباندم به کتابخانهام. با خودم میگفتم باید روایت جهاد بیست ساله این جوانمرد را بنویسم اما تا شماره حاج اسماعیل را پیدا کردم و تماس گرفتم دیر شده بود. به جای بوق، آهنگ انتظار گوشیاش روضه ارباب بود. احمدفدالهایها گفته بودند همیشه روضه اباعبدالله(ع) میخواند و خدمت میکرد. دلم به این بود که شب میلاد محبوبمان حسین(ع) از سرباز بسیجیاش روایت بنویسم اما دیر شده بود. گوشی را جواب دادند گفتند «حاج اسماعیل آسمانی شد» به جای گریه خندیدم، برای چون حاج اسماعیلی، در بستر مُردن عیب بود.
🔺به کانال هفتهنامه ۹دی بپیوندید🔻
http://eitaa.com/joinchat/389742592Cfbd77cc21a