16.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🏝 داستان سه جزیره مرموز 🧐
🔍 ماجرا از چه قراره؟
🌊 تنگه هرمز رو چه جوری میشه کنترل کرد؟
💥 #جنگه_مگه؟
💫 نو+جوان؛ انرژی امید ابتکار
🌱 @Nojavan_khamenei
🌹 شهادت، کمالِ استاد
🤬 دشمنمون، دشمن علم، فرهنگ و تمدن ایرانیه
🌷 این شهادت، سند افتخار دانشگاهه
💫 نو+جوان؛ انرژی امید ابتکار
🌱 @Nojavan_khamenei
دوباره جان گرفتم_140512213925 (1).pdf
حجم:
2.6M
📱 نسخه مطالعه موبایلی #خواندنی «دوباره جان گرفتم»
✍️ روایت روزها و لحظههای بعد از او
👌 مناسب برای شبکههای اجتماعی
💫 نو+جوان؛ انرژی امید ابتکار
🌱 @Nojavan_Khamenei
نو+جوان
❤️ #خواندنی | دوباره جان گرفتم
🥹 روایت روزها و لحظههای بعد از او
✍️ محدثه اکبرپور
🥀 میدانستم آقا یک روز شهید میشوند. بارها این را با شهامت به خانوادهام گفته بودم و آنها با سکوت بهم خیره شده بودند. هیچ جوره توی کتم نمیرفت که عاقبت آقا جز شهادت باشد. مگر میشود یک نفر اینهمه سال با ظلم و استکبار مبارزه کرده باشد، اینهمه عاشق شهادت باشد و خدا او را به آرزویش نرساند؟
🌱 خدا را اینطور نشناخته بودم، اما نمیدانستم چطور به آرزویشان میرسند. فکر میکردم که باید در رکاب امام زمان شهید شوند. تصور ایران بدون آقا برایم خیلی سخت بود. یک لحظه تصور شهادتشان قبل از ظهور هم کافی بود که مو به تنم سیخ شود.
🤔 بدون او چه کار میکردیم؟ فکر میکردم شهادت آقا به دست آمریکا و اسرائیل برای ما سرشکستگی میآورد. نمیتواند باعث پیروزی ما باشد. این کشمکشها را همیشه با خودم داشتم تا آن سحر، سفره را تازه جمع کرده بودیم. من روی مبل نشسته بودم. منتظر بودم تا بقیه هم وضو بگیرند و با هم نماز صبح بخوانیم که مجری با چشمهای قرمز شروع به صحبت کرد.
😭 _ انا الله وانا الیه راجعون ...
دنیا روی سرم خراب شد. انگار زمین داشت از هم میپاشید. وقتی ستون خانهای فرو میریزد، ساکنین خانه چطور میترسند؟ همانطور ترسیدم؛ از بیپدری! از بیبزرگتری، از هجوم گرگها، از قهقهه دشمن و نقشههای ریزودرشتش. ترس و غم جوری درهم آمیخته شده بودند که نمیفهمیدم کدامشان بیشترند.
😥 صدای گریههایمان آنقدر بلند بود که رسید به خانه پسرعمهام، طبقه پایین. پسرش علی را فرستاد دنبالمان که کنار هم باشیم. رفتیم. همه مبهوت و در سکوت دورتادور اتاق روی مبلها و روبه تلویزیون نشسته بودیم. چند نفر دیگر از فامیل هم آمدند. هم را که دیدیم صدای گریهها دوباره بلند شد. زیرنویس تلویزیون که خبر از تجمع در میدان آزادی کرمان را داد همه بلند شدیم و راه افتادیم سمت میدان. رفتیم لای مردم. همه با هم گریه کردیم، به سینه کوفتیم. شعار دادیم و رجز خواندیم. با هر فریاد مرگ بر آمریکا و مرگ بر اسرائیل حالم بهتر میشد. سنگینی روی سینهام کمتر میشد. وقتی آدمهایی میدیدم که شبیه ما نبودند، از بزرگی این مرد بیشتر به شگفت میآمدم.
🔸 مثل آن پسرهای جوانی که روی دست و گوشه گردنشان تتو داشتند و لباسهای گشاد و شلوارهای بلند پوشیده بودند. دست در جیب فرو کرده و سربهگریبان خمشده پشتسرهم میآمدند. اشکها چکهچکه از روی صورتشان کنار تتوی روی گردنشان لیز میخورد.
💔 چند روز گذشت، ولی هنوز غمی بزرگ با ابهامی عجیب روی دلم سنگینی میکرد. گلویم خشک بود. گریهها گلویم را دردناک کرده بود. خیلی نگران بودم تا اینکه یک نفر آرام در گوشم حرفی زد که حالم را دگرگون کرد.
😥 - آقا خودشون نخواستن برن پناهگاه. با اینکه میدونستن در خطرن، تو بیت موندن.
ناگهان ستونی از اعتماد تنم را راست کرد. اخم را از ابروهایم برداشت. مشتهایم را گره کرد. اگر آقا شهادت را برای خودشان انتخاب کردند، پس برای ما مردم ایران هم بهترین انتخاب است. پس چیزی جز عزت برای ایران نخواهد داشت. مگر میشود آقایی که من میشناختم، آقایی که اینطور کشورشان را دوست داشتند، انتخابی بکنند که به ضرر این مرز و این مردم باشد؟
❤️ دوباره جان گرفتم مثل وقتهایی که آقا در حسینیه امام خمینی به مردم لبخند میزدند و برایمان دست تکان میدادند. فهمیدم خونشان قرار است باز هم ما را رهبری کند. این شهادت، خودش یک فرمان است؛ فرمان جهاد. حالا آن لحظه موعود رسیده؛ وقت انتقام بزرگ. وقت نبرد با اسرائیل کودککش. آقا میدانستند ما بدون او میتوانیم ادامه دهیم. آقا شاگردانشان را بهتر از هرکسی در این دنیا میشناختند.
🌀 اگر ذرهای احتمال داشت بدون او ضربه بخوریم، آقا چنین انتخابی نمیکردند. مطمئن شدم که این شهادت برای ما جز عزت نخواهد بود و جز به پیروزی نخواهد رسید. صدای آقا در سرم پیچید، آن لحظه که با صلابت فریاد میزدند: «خدا درهای شکست را به روی ما بسته است. ما بهسوی میدان نبرد پرواز میکنیم.»
حالم خوب شد. به عکس آقا نگاه کردم. دستم را مشت کردم. یک قطره اشک از صورتم چکه کرد. دیگر نمیتوانستم غم و حماسه را از هم جدا کنم.
✨ #به_امید_دیدار
💫 نو+جوان؛ انرژی امید ابتکار
🌱 @Nojavan_khamenei
4.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 #تماشایی | رازباز ۲
😂 بیژنی که میخواست معروف بشه ولی هی زدیم تو سرش
😍 دوباره میاد که کنارمون باشه اما این دفعه...
⏳ منتظر مجموعه #رازباز۲ باشین!
💫 نو+جوان؛ انرژی امید ابتکار
🌱 @Nojavan_Khamenei
💌 #پویش | #نهال_امید 🌱
🌿 نوجوونا دستبهکار شدن و به یاد دوستای شهیدمون درخت کاشتن
🌲 این عکسا رو دوستای سبز نو+جوان برامون فرستادن:
🌿 محیا نیتی
🌿 محمدطاها علیمرادی
🌿 یگانه مشتاقی
🌿 طنین تقوی فرد
🤍 شما هم برای شرکت تو پویش تصاویرتونو به https://shad.ir/safir_nojavan بفرستین.
➕ #مثبت_ما ؛ شبکه نوجوانان ایرانِ اسلامی
✌🏻 https://shad.ir/Mosbat_Ma
نو+جوان
💌 #خواندنی | آقا چگونه در چشم خدا گل کردند؟ 🎙️ روایتهای شنیدنی آیتالله سیدمجتبی خامنهای درباره پ
💌 #خواندنی | آقا چگونه در چشم خدا گل کردند؟
🎙️ روایتهای شنیدنی آیتالله سیدمجتبی خامنهای درباره پدر شهیدشان
9️⃣1️⃣ تختخواب دههشصتی
🌱 تختی که آقا الان روی آن میخوابند، همان تختی است که از سال ۶۰، یعنی از زمان ترور و جراحت و آسیب ناشی از آن روی این تخت خوابیدهاند و الان چهل سال است که از آن استفاده میکنند. اگر یک نفر یک قلم و کاغذ بردارد، شاید بتواند بیش از پانزده مورد از این وسایل قدیمی را فهرست کند. والده نیز در این جهت بسیار مؤثر بودهاند. ایشان هم پابهپای آقا در تمام این سالها بودهاند.
⏳ ادامه دارد...
💫 نو+جوان؛ انرژی امید ابتکار
🌱 @Nojavan_khamenei
⚔️ دشمنی آمریکا با ایران به خاطر چیست؟
🤔 میخواین ایران گوش به فرمانتون باشه؟ باشه! 😏
💫 نو+جوان؛ انرژی امید ابتکار
🌱 @Nojavan_khamenei
❤️ ضیافت شهدا
امشب حرم سیدالشهدا علیهالسلام یک مهمان ویژه داره... 💔
🌹 شادی روح آقای شهیدمون فاتحهای بخوانیم
🌷 شهید آیتالله سیدعلی خامنهای و نوجوانان ایران اسلامی
🌱 @Nojavan_khamenei
8.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 #درس_اخلاق_آقا | اطمینان دل مؤمنین
🌷 آرامش ما هم از یاری و نصرت خداست
📲 نسخه مناسب برای شبکههای اجتماعی
💫 نو+جوان؛ انرژی امید ابتکار
🌱 @Nojavan_Khamenei
💌 #پویش | #نهال_امید 🌱
🌿 نوجوونا دستبهکار شدن و به یاد دوستای شهیدمون درخت کاشتن
🌲 این عکسا رو دوستای سبز نو+جوان برامون فرستادن:
🌿 فاطمه نظری
🌿 صدرا نوبری
🌿 زینب سلیمانی
🌿 حلما سادات قیموی
🤍 شما هم برای شرکت تو پویش تصاویرتونو به https://shad.ir/safir_nojavan بفرستین.
➕ #مثبت_ما ؛ شبکه نوجوانان ایرانِ اسلامی
✌🏻 https://shad.ir/Mosbat_Ma