چه خیال است که دیوانه و شیدا نشویم؟
بوی مشکیم، محال است که رسوا نشویم
عشق ما را پی کاری به جهان آورده است
ادب این است که مشغول تماشا نشویم
_ صائب تبریزی _
@nonvaqalam
به دانه های تسبیح مجال نمیداد برای نفس کشیدن. انگشتانش تند تند دانه ها را لمس میکردند. نزدیکش شدم، صاد صلوات را نشنیدم. ورد زبانش الله اکبر بود.
با خودش تکرار میکرد خدا بزرگ است. خدا بزرگ است.
رمضان ها قرآن را بیشتر میخواند. قرآن برگه نخودی اش سالها بود که یار همیشگی اش شده بود. رد اشک بر برخی صفحات جاخوش کرده بودند. او عاشقانه کلام خدا را تلاوت میکرد. خودش را مخاطب قرآن قرار داده بود.
هرگاه تیرگی لبهی کاغذ های قرآنش را میبینم یاد سوره فصلت میافتم.
أَنْطَقَنَا اللَّهُ الَّذِي أَنْطَقَ كُلَّ شَيْءٍ.
حتی تصور اینکه برگه های قرآنت روزی در عالم محشر بیایند شهادت دهند به تلاوت وقت و بی وقتت، تو را مدهوش میکند و آدم را تا آسمان هفتم پرواز میدهد.
@nonvaqalam
صدای گنجشک ها همهی شهر رو پر کرده. جوری از ته دلشون ذکر میگند و حمد خدارو به جا میارن و درد و دل های عاشقانه شون با خدا رو جار میزنند که انگاری فقط اونا هستند و دلبری برای خدا.
@nonvaqalam
نون والقلم
و در انتها من و تو میمانیم. @nonvaqalam
تو؟
مرهم درد ها.
@nonvaqalam
نون والقلم
و در انتها من و تو میمانیم. @nonvaqalam
تو؟
همدم همیشگی.
@nonvaqalam
زنی در حجاز سرآمد زنان بود، ثروتمندترین زن آن روزها بود، تاجر بود. نامش ورد زبان ها بود. بیشمار خواهان داشت.
اما دل در گروی امین شهر داد، محمد امین. از آن روزی که به همسری محمد در آمد، تا روزی که اولین زن مسلمان دنیا شد، یا آن زمان هایی که قدم به قدم همراه رسول خدا آمد و هزاران سختی را به جان خرید، روزی که مادر شد و فاطمه را به دنیا آورد، یا وقتی که تمام ثروتش را در راه اسلام فدا کرد، و تا لحظهای که در حجرهی کوچک و ساده آخرین نفس هایش را میکشید، هیچگاه دست از حُب به خدا و رسولش بر نداشت. ثروتمندترین بانوی حجاز زمان رحلتش حتی قدر یک کفن دارایی نداشت. او تمام دار و ندارش را برای هدایت و سعادت ما خرج کرده بود.
تو بهترین مصداق امالمؤمنينی.
_ رحلت همسر عزیز رسول خدا (ص)، حضرت خدیجه (س).
۱۰ رمضان ۱۴۴۷
@nonvaqalam
حضرت محمد (ص):
خديجه (س) كسی بود كه در روزی كه مردم مرا تكذيب می كردند او مرا تصديق كرد. روزی كه همه برای من چنگ و دندان می كشيدند در اين دين اسلام مثل كوه پناهم بود. او بود كه با مال و ثروتش كمكم كرد.
@nonvaqalam
به قول آقامصطفی چمران تو فیلم چ:
_ تا وقتی صدای اذان از گلدستهها بلنده، ناامیدی گناه کبیرهس!
@nonvaqalam
اللهمَّ اجْعَل قائدنا و سَیدنا السَیّد علی الخامنهای فـی دِرعِـکَ الحَصینَةِ الَّتـی تَجْعَـلُ فیها مَن تُریـد.
در تاریخ بنویسید:
روزی روزگاری، دشمنان سرزمینی گلو پاره کردند که برای کمک میآیند. برای نجات. برای آزادی. برای آبادی.
روزی شعارشان زن، زندگی، آزادی بود. روزی بر چهره کریه شان لبخندی آویختند که مثلاً منجی بشریت هستند.
عدهای باور کردند. دشمن آمد و زد و خون ریخت. و زمانی وطن فروشان شدند پیاده نظام آن پست فطرتان. عدهای دوباره گول خوردند، به آنان خواهش کردند، تمنا کردند که شیطان، که اهریمن بیایید نجاتشان دهد. آزادشان کند.
آنها دوباره آمدند اما نه برای آبادی، بلکه برای ویرانی. آمدند و خون هایی ریختند. خون دختربچه های دبستانی را.
دخترکانی که روزه شان را با شهادت افطار کردند. درس امروز آنان وطن بود و جان دادن برای میهن.
@nonvaqalam