eitaa logo
- دلدادھ مٺحول -
3.3هزار دنبال‌کننده
457 عکس
71 ویدیو
6 فایل
- از گرامافون ؛ زمزمه‌هایِ شجریان به گوش می‌رسه...
مشاهده در ایتا
دانلود
این امیدِ دست جمعی، این حال خوب همه، این جرئتی که داره تو چشم‌ها جولان میده، تمام اینا سراسر نوره برام. درسته که به قول شاعر : "هميشه عشق به مشتاقان ، پيام وصل نخواهد داد که گاه پيراهن يوسف، کنايه‌هایِ کفن دارد"... اما این بار هر چی هم بشه، نوره. امیده. روشنی‌ـه. پیروزی و پیچیدن صدای خنده تو این خونه‌س بعد از شب‌های طولانی و تاریك...
مصائب انسان بودن خیلی مـه‌گرفته و زیاده. کاش میشد دلمونو بسپریم دست خادماتون تا مثل لوسترای حرم تَر تمیزش کنن. اول گرد و غبار دلتنگیِ آدمارو از روش بگیرن، بعد بزننش داخل سطل آب تا لکه حرفای سنگینی که مثل چربی چسبیده بهش از روش شسته بشه، بلافاصله هم با نرم‌ترین پر و دستمال عالم خشکش کنن. بعدشم با اون جاروبرقیِ سبز مخصوص خاک‌های بجا مونده از خاطرات رو جمع و جور کنن و در آخرم آویزونمون کنن به اون بالا تا دست هیچ احدی بهمون نرسه.
بعضی روزا اینجورین که تمام ملائک در گوش همدیگه پچ پچ میکنن‌ و با انگشت نشونمون میدن که عه‌ همون اشرف مخلوقاته که دیشب داشت از شدت غم می‌ترکید ولی نترکید! دَووم آورد! باریکلا بهش. بعدم با یه بوس روی گونه‌ها بیدارمون میکنن برای شروع روز جدید.
شکسته، رهاشده، بی‌‌پایان، منعکسِ‌نور، ناآشنا، شکسته، شکسته، شکسته... ؛ آینه‌کاری نصفِ دیواری رهاشده در حرم.
و اما هنـر ؛ صدای مشترك بین تمامِ ما بود...
شروین.shervin_hajipour_dornaye_mongharez 128.mp3
زمان: حجم: 4.3M
دیگه فرصتی برای دیدار روی زمین باقی نمونده، اما شاید مجدداً روزی روی مـاه همدیگه رو ملاقات کردیم آشنایِ غریبـه...
"سبزترین مخروبه‌یِ جنگل" چهاردیواری آشنا، پناهگاه همیشگی، آجرهای قهوه‌ای رنگ، بوی خاك مرطوب. ؛ اگه روزی خواستی پیدام کنی، سراغِ موزه‌ی لوور و مونالیزایِ معروفش، هلند و قاب ون‌گوگ، پاریس و قابِ چشم‌های الزا، فرانسه و رقص زیر برج ایفل، طهران و کافه‌ لمیز تجریش‌، شیراز و بلوار کریم‌خانِ دیدنی‌ـش، یا مابقیِ لوکیشن‌های معروف نرو! میعادگاه من و تو اینجاست. بین سکوت و سایه‌یِ درختان بلند و دقیقه‌های معلق در اتمسفر...