- دلدادھ مٺحول -
گفتم که:
اودیاس! این قابها چه معنی دارن؟
بعد از مکث کوتاهی جواب داد:
وقتی چند سال پیش اومدم ایران، این قابهارو با خودم آوردم تا یادِ مسیح همیشه تو قلبم زنده بمونه. هر کدوم از این قابها تو دینِ مسیحیت برای ما یه معنی داره. یکیشون فرشته الهام، یکیشون فرشته شعله آتش، یکیشون فرشته اندیشه، یکیشون فرشته راهِ روشن، یکیشون فرشته امید و...
اشاره کردم به تابلو رو به رو رویِ دیوار؛
+ اون فرشته عشقـه؟
خندید، طولانی و آروم...
- نه دختر! بیا داخل بشین برات توضیح میدم. چرا دم در ایستادی خب؟
+ مشتاقم که بیام، اما بمونه برای بعداً.
به میووفِر، نه ببخشید لوسیفر، همون گربه سفیده سلام برسون!
یادت نره که یه روز برام در مورد فرشته عشق حرف بزنی اودیاس، یادت نره...
"از خلالِ ارتباط با آدمهای جدید؛
بیستم خرداد ماه صفر سه."
4_5940429044452430342.ogg
زمان:
حجم:
816.1K
سلام بوسههایِ مرا؛
برسان به چشمانت...
نه این حلقههایِ طلا،
نه این بوسهها،
نه سیگار کشیدن روی این تخت،
نه صحبت از نجابتِ اسبها،
عزیزم!
این غم است که ما را به هم مَحرَم میکند.
- حسینصفا
تا بداند که شب ما به چه سان میگذرد
غم عشقش دِه و عشقش دِه و بسیارش دِه.
- دلدادھ مٺحول -
این روزا دنبال روزنه نوري میگردم برای جَوونه زدن، ولی همش خاکستره. سوزه. سرده. وقتشه تو آسمون بدرخ
دیشب زیر بارون باهات حرف زدم، نشونم دادی اون روزنه نورِ گمشده رو.
گفتی هربار خواستی رها کنی و بری،
آروم زمزمه کن:
"إلهي لم اُسَلِّطْ على حُسنِ ظَنِّي قُنوطَ الإياسِ"
'خدایا! بر خوشبینیم، ناامیدی رو مسلط نکن'
قول گرفتی برای موندن؛ برای ساختن، برای در آغوش کشیدنِ رویاهایِ دور.
قول گرفتی زیرِ بارون؛
برای سبز شدن و سبز موندن...
+ هیتلر تو بیست و چهار روز کل دنیارو گرفت، تو چرا نتونی تو n روز، فلان کارو انجام بدی؟
- ببین اون هیتلر بود بود با یه ارتش پشتش.
من یه ناحلهم. یدونه ناحله. بدون تجهیزات و ارتش جنگی که باید با مصائب غولآسایِ زندگی هم رو به رو بشه.
+ که تازه چوب هریپاتر هم نداره!
- عامدانه از تیکه کلام خودم استفاده کردی دکتر. ولی خب عین حقیقته. یه ناحلهم که تازه چوب هریپاتر هم نداره.
[ از خِلال مکالمات با تراپیست
ولیعصر؛ ۲۵ خردادماه صفر سه. ]
همون لحظهای که گفت:
"اللَّهُمَّ اكْشِفْ كُرْبَتِي
اى خدا تو غمهايم را برطرف ساز..."
باید میفهمیدیم که امام حسین، پروانهیِ پروانهها، روزنه نورِ تاریکترین دلها، صاحبِ کشتی نجات، عزیز دلِ پیامبر، محرمش رزقِ سال ما، سیاهیِ هیئتش آروم و قرارِ دل ما، و نورعینیِ تمام چشمها، حبیبقلبیِ تمام قلبها، کریم بینِ تمام بخشندهها، نجات دهنده بین تمامِ ناجـیها؛
غماشو سپرد دست خدای اون بالا سر. دیگه ما کی باشیم که بخوایم غمامونو به بقیه حواله بدیم عزیزم؟ بسپر دست خودش.