eitaa logo
- دلدادھ مٺحول -
3.2هزار دنبال‌کننده
367 عکس
66 ویدیو
8 فایل
- از گرامافون ؛ زمزمه‌هایِ شجریان به گوش می‌رسه...
مشاهده در ایتا
دانلود
- دلدادھ مٺحول -
ء. ملیح و آروم...
نقطه‌ای برای پایان ۱۲ سال تحصیلی.
از مجنون پرسیدند وصال را دوست داری یا فراق را؟ گفت فراق را‌ ... چرا که در فراق، امیدِ وصال هست، اما در وصال، بیمِ فراق! - مولانا
سجاد افشاریان.4_5855138561686244528.mp3
زمان: حجم: 10.5M
اولین روز از تیرماه؛ ایستگاه تئاترشهر و تکرار مکرر دیالوگِ: "شاید جایی کسی دلخوشی‌اش گرفتن دستِ یار باشد..."
- دلدادھ مٺحول -
زندگي از همون لحظه‌ای شروع میشه که همه‌چیز رو رها می‌کنی.
و اما رها کردن "تعلقات" ؛ میشه همون اَشکي که حین آشپزی، زیر دوش، هایلایت کردن خطِ کتاب، یه ثانیه آهنگ، یه مکالمه رندوم تو خیابون؛ آروم قِل میخوره و میوفته روی گونه‌هات. و حتی یادت نمیاد این اشک برای چی بوده و میزاری به پای تند بودن پیاز، آلوده بودن هوا، یا حساسیت به مارکِ خط چشم جدید. نه عزیزم، اون اَشک ناشی از تعلقاتیِ که به اجبارِ زندگی رها کردی و حالا خودت یادت نمیاد، اما ذهنت همچنان با جزئیات یادشه و مرورش می‌کنه.
هیچی دلچسب‌تر از حس مفید بودن نیست... دقیقا اون لحظه‌ای که کف پارکت‌هایِ خونه می‌شینی از شدت خستگی و بی‌خوابی و فکر می‌کنی به دنیایِ برنامه‌های تموم نشدنی‌ِ توی ذهنت، دقیقا همون لحظه یعنی زندگی. یعنی زنده بودن.
تنها گرمایی که حاضرم تحمل کنم؛ گرمایِ جاده طَریق العلما‌ء به مقصد کربلاست. در حالی که نوشمك پرتقالی تو دستمه و صدایِ "هلابیکم یا الزوار" با بوی فلافل عربی میاد، آب مکعبی یخ‌زده رو باز کنم و خالی کنم رو سرم و تندتر قدم بردارم تا برسم به موکبی که کولر داره. کولر آبیِ بزرگ و خاک گرفته.