کاش اسمم "دختر شاه پریون" بود و رو سیاره آب پریها زندگی میکردم. زمین و دنیای بیرون از خونه زیادی خشن و سیاه و تاریکه.
تا زمین با آن وسعتش بر تو تنگ آمد.
پس حتی از خودت هم به تنگ آمدی و یقین کردی
که هیچ پناهی جز من نداری،
پس من به سوی تو بازگشتم
تا تو نیز به سوی من بازگردی،
که من مهربانترینم در بازگشتن...
- سوره توبه، آیه ۱۱۸
کاش به ازای هر روزی که زندم، خدا با پیک موتوری بالدار از عرش الهی برام زیتون پرورده میفرستاد و میگفت اینم جایزه دَووم آوردنت بنده جون.
کمالگرایی بَلعنده و خورَندهس. میاد و تمام انرژیتو صرف چیزی میکنه که با یه "رهاش کن بره" میتونستی سر و تهشو هَم بیاری.
گالریمو که باز کنی با n تا عکس قدی تو آینه مغازه و اتاق پرو و شیشه پاساژ و اتاق و اینور اونور مواجه میشی. و شگفتم از این که حالت چشمهام تو هر کدومشون فرق میکنه و این یعنی "میگذره"، سنگینترین غم و عمیقترین شادی واقعا "میگذره" و رد میشه میره...
- دلدادھ مٺحول -
گالریمو که باز کنی با n تا عکس قدی تو آینه مغازه و اتاق پرو و شیشه پاساژ و اتاق و اینور اونور مواجه
کاش شهردار تهران بودم تا دستور بدم تو هر خیابون یه آینه بزرگ نصب کنن و بعدشم یه قانون اجباری وضع میکردم که همه باید هر روز از خودشون یه عکس بگیرن تا این گذر زمان براشون ثابت بشه. هر کی هم سرپیچی میکرد با بلندگو در سراسر شهر صداش میزدم که شما که یه پارچه آقا شدی و لب آستین پیرهنتو تا زدی. شما که یه پارچه خانوم شدی و روسری گل ریز سر کردی، عکس امروزت چیشد عزیزم؟🦦
- دلدادھ مٺحول -
شبهایِ خاورمیانه، غمباد میشن میرن تو گلویِ آدم.
و بعضی از شبهاش،
خون میشن میرن تو رگها. ذوق میشن میرن تو چشم. لبخند میشن و میرن رویِ لبها و میشن مصداقِ بارز آیهیِ :
"وَلَنَصْبِرَنَّ عَلَىٰ مَا آذَيْتُمُونَا"
"قطعا بر آزارى كه به ما مىرسانيد، صبر خواهيم كرد"
در بین تمام رسانههای جهان....
- دلدادھ مٺحول -
امشب؛ یازدهم مهرماه صفر سه.
لحظهی تعویض دیوارنگارهیِ میدون فلسطین.