eitaa logo
- دلدادھ مٺحول -
3.3هزار دنبال‌کننده
457 عکس
71 ویدیو
6 فایل
- از گرامافون ؛ زمزمه‌هایِ شجریان به گوش می‌رسه...
مشاهده در ایتا
دانلود
پس زمینه رنگ آسمون شده یاسی و گل‌بهی با اَبرای صورتی. فکر کنم تو عرش اعلی ملائکه مهمونی دخترونه گرفتن و از این سیسی‌بازیا‌ا =) 🎀🏹
- دلدادھ مٺحول -
پس زمینه رنگ آسمون شده یاسی و گل‌بهی با اَبرای صورتی. فکر کنم تو عرش اعلی ملائکه مهمونی دخترونه گرفت
چند ساعت گذشته و آسمون آبیِ تیره شده. احتمالا تایم ملائکه آقا رسیده که بشینن دو دست فیفا بزنن. بعدم از سر کنسول بازی برن بشینن جوجه سیخ کنن واسه منقل و آره خلاصه. ما که نمی‌دونیم! شاید واقعا آسمون یه داستان‌هایی داشت تو دلِ رنگاش...
اومدم بگم این تابستون چرا انقدر گرمه؟ که یادم افتاد الان تازه ۱۴ اردیبهشته =) و این تازه بهاره =) خدایا حالا ما هیچی، خورشید تسمه تایم پاره نمی‌کنه بخواد گرم‌تر از این بشه؟ =)
- دلدادھ مٺحول -
تو ایستگاه مترو نوشته بود : "در صورت سقوط وسایل همراه به حریمِ ریلی، مامور سکو را مطلع سازید" و بلافاصله از ذهنم رد شد که "مأمور سکو" تویِ زندگیم، همیشه حضرت عباس بوده که بعد از هر سقوط و اُفتادنی، ریز ماجرا رو بهش گفتم و اونم قربون معرفتش‌. از وسطِ ریلِ زندگی نجاتم داده. همین دیگه. خواستم بگم شکر اون خدایی که قمربنی‌هاشم رو آفرید تا مامورِ سکویِ زندگی ما باشه :`)
amiirsardaar, Amir Mahmoud Saradar4_6032851058420622071.mp3
زمان: حجم: 2.9M
چقدر دوسش دارم آقا! شگفت انگیزه و گوش دادني..
./ نهنگ اگه به ساحل بشینه، می‌میره. امیدوارم نهنگ‌هایِ تو مردمک چشمآم رو به ساحلِ گریه نکشونی. بزار چشمام برق بزنن. احتیاط کن که تو مجنوني و نهنگ‌ها نزدیک به ساحل...
به خودت میای می‌بینی ژانر زندگی بزرگسالی فراتر از شوخی بوده و نشستی یه گوشه داری با جدیت آهنگای چاوشی رو گوش می‌کنی. بغض‌تِپان و بزرگسال‌گونه و طفلکی. خیلی طفلکی.
ء.
- دلدادھ مٺحول -
ء.
سرتیترـ اپیزود سومِ اردیبهشت: در شیشه‌‌یِ عطرم رو باز گذاشتم که بوش بپیچه تو اتاقم. دیشب از یه دست‌فروش که تو خیابون انقلاب بساط کرده بود گرفتمش و لحظه‌ای که اسمشو ازش پرسیدم، گفت بهش میگن: "عطر گُلی" بوی گل‌های مختلف رو میده، شبیه وقتی که وارد گل فروشی شدی... و حالا به این فکر می‌کنم که "بـوها" شبیه صندوقچه میمونن. مثل بویِ گل. بویِ بغل مامان. بویِ آخرین بغل. بویِ تنِ تو و تنِ تو و تنِ تو...
- دلدادھ مٺحول -
سرتیترـ اپیزود سومِ اردیبهشت: در شیشه‌‌یِ عطرم رو باز گذاشتم که بوش بپیچه تو اتاقم. دیشب از یه دست
بابا جدی پاشید بیایید بیرون دو دقیقه بغلتون کنم، من تا این عطره رو روی لباسایِ همتون منتقل نکنم ذهنم آروم نمی‌گیره! 🐋