eitaa logo
- دلدادھ مٺحول -
3.3هزار دنبال‌کننده
457 عکس
72 ویدیو
6 فایل
- از گرامافون ؛ زمزمه‌هایِ شجریان به گوش می‌رسه...
مشاهده در ایتا
دانلود
امشب موقع نماز که سرم رو از روی مهر برداشتم، به خدا گفتم لطفاً از درِ خدایی‌ـت یه راهی باز کن. چون من واقعاً دیگه از پسش برنمیام. ولی تو برمیای. تو خدایی. خدایِ بچگی‌هام. خدایی که مامان می‌گفت اگه دختر خوبی باشم، به فرشته‌هات میگی برچسب بزارن زیر مُتـکام و واقعاً هم می‌ذاشتی. خدایی که ازش کفش‌ اسکیت صورتی چراغ‌دار خواسته بودم. به سن‌م نگاه نکن خدا. من هنوزم همون بچه‌م در درگاه تو. همون بچه‌ای که شب‌ها با ذوق می‌خوابید تا فردا پوشه‌یِ برچسب‌های رنگی رنگی که تو بهش جایزه دادی رو به دوستاش نشون بده...
این خیلی تا اعماقِ وجودم رو لمس کرد. ممنونم از ناحله.
- دلدادھ مٺحول -
این خیلی تا اعماقِ وجودم رو لمس کرد. ممنونم از ناحله.
اون کورسوی امیدِ ته وجود آدما واقعا دیدنیه* :`)
الان رندوم از جلوی یک خیابون رد شدم و اسمش نارنج‌ـستان شمالی‌ بود، دلم خواست یك روزی تو همین خیابون خونه بخرم. فکر کن! آدم‌هارو دعوت می‌کنم به شب نشینی در واحد دو از خیابون نارنج‌ـستان شمالی. بااامزه. :`))))🍊
- دلدادھ مٺحول -
الان رندوم از جلوی یک خیابون رد شدم و اسمش نارنج‌ـستان شمالی‌ بود، دلم خواست یك روزی تو همین خیابون
این دو هفته پام رو موزاییك‌هایِ مرز فروپاشی روانی بود و صادقانه، بعضی ساعت‌ها مثل سفره‌ماهی پَهن شده بودم کف زمین. برای این که این مدت رو بِشوره و ببره، امروز می‌خوام قدم بزنم و برنامه کشف خیابون‌هایِ پیدا نشده با اسم‌های جدیده. پس ابجی‌آ اگه نزدیکید، بهم پیام بدید تا باهَم انجامش بدیم و بشه خاطره سازی آخرین ماه تابستون*/
- دلدادھ مٺحول -
اومدم تایید کنم ولی دیدم دوتا جواب نمیده. پس تو دلم گفتم که کاش هفت هشت‌ تا بودم. یکی آشپزی می‌کرد، یکی درس می‌خوند و سر فرصت جزوه‌هارو می‌نوشت، یکی با صبوری زیاد با کارفرما برخورد می‌کرد، یکی به استایل و ادا‌هاش می‌رسید، یکی دوره‌ و ورکشاپ‌هاشو شرکت میکرد، یکی می‌رفت باشگاه و اون یکی هم معشوقه می‌بود. ولی من کلاً یکی‌‌م. یک عدد آدم که مثل مارشمالو در طی این روند داره کِش میاد. امیدوارم نسخه‌های بعدی‌م زودتر برسن، چون برای تمدید این کش اومدنِ تک نفره تضمینی ندارم🧘🏻‍♂
- دلدادھ مٺحول -
ء. طبق عادت، موزیكِ رسمی هر ماه رو داشتم انتخاب میکردم که این قطعه پخش شد و رسید به اونجایی که می‌خونه: "یا برگرد یا آن دل را برگردان" که زدم استپ بشه و گفتم همینه. خودشه و انتخابش کردم. و حالا شد موزیكِ برگزیده و رسمیِ پاییزم.
- دلدادھ مٺحول -
ء. طبق عادت، موزیكِ رسمی هر ماه رو داشتم انتخاب میکردم که این قطعه پخش شد و رسید به اونجایی که می‌خ
البته که، شروع رسمیِ پاییزم از دیروز بوده. صبحی که پنجره باز بود و تا خرخره رفته بودم زیر پتو و داشتم یه ریز عطسه می‌کردم، الآنم ژاکتِ پشمی به تن و با چشم‌های خمار از مریضی دارم تایپ می‌کنم. خلاصه که بله. شروع رسمی پاییزم این‌گونه بوده،‌ امیدوارم بقیه‌ش جوری بگذره که بشــوره ببــــره. :))))))
ترکیب صد امتیازی امروز غروب جاده و هوای خنک و ماه وسط آسمون بود. 💘
- دلدادھ مٺحول -
ترکیب صد امتیازی امروز غروب جاده و هوای خنک و ماه وسط آسمون بود. 💘
به این که فردا صبح شنبه‌س و دوباره زندگی و کارفرما و درس و این داستانا هم با ارفاق یه صد امتیازی میدم. به شرطی که آخر هفته بازم سفر و کوله‌پشتی باشه. اگر نه زودتر بهم بگید هم صد امتیازیمو پس بگیرم، هم بخوابم کف جاده بگم من تهران بیا نیستم.