eitaa logo
- دلدادھ مٺحول -
3.2هزار دنبال‌کننده
367 عکس
66 ویدیو
8 فایل
- از گرامافون ؛ زمزمه‌هایِ شجریان به گوش می‌رسه...
مشاهده در ایتا
دانلود
کاش بارون بفرستی خدا.
امشب توی روضه یک چیزی رو متوجه شدم و با همون دقیقه‌ها اشک ریختم. که تو فراتر از کشتی نجات و عزیزدل و ناجی و این حرف‌هایی. در یک کلمه وتن من بودی و هستی. امام حسین. وتن: جمع وتین به معنای «رگ قلب» یعنی شاهرگی است که خون را به تمام اعضا می رساند و اگر قطع شود، مرگ انسان فورا و بدون یک لحظه تأخیر فرامی رسد، و این سریع ترین مجازاتی است که در مورد یک نفر ممکن است انجام گیرد. ٫ به معنای رگی که دل به آن آویخته است و هرگاه پاره شود صاحبش می‌میرد. ٫
آدم گاهی اوقات نوشتنی‌ترین نوشته‌یِ این روزهاش رو حتی نمی‌تونه بیان کنه. نه با قلم و کاغذ، نه با حرف زدن. فقط بعد از ساعت‌ها فکر کردن، از چشم‌هاش یک لحظه قطره‌ای روی گونه‌ش می‌چِکه که نمیدونه اشکِ شوق حساب میشه یا اشکِ حزن. تو اون قطره اشکِ این روزهای منی.
هدایت شده از خبرگزاری فارس
14.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥دختر ۹ ساله شهید شانظری: می‌خواهم مثل بابام باشم @Farsna - Link
هدایت شده از توییت فارسی 🇮🇷
ولی جدی زندگی بدون اینترنت چقدر خوبه! آدم اصلا به زندگیش میرسه کاش هرماه چندروز نت ها رو قطع میکردن به خودمون میرسیدیم • سلام • @farsitweets
تهران و آخرین روز از دی ماه. کاپشن و برفِ روی شونه‌. عکس‌هایِ رندوم و خندیدن مردمک چشم‌ها. شیشه‌یِ بخار گرفته ماشین و نامه‌یِ کنار آیینه. که تو پرجزئیات‌ترین قصـه‌یِ نگفته‌‌ای...
پوشـه خاطرات*/ ء. و به سبز بودن رگ‌هایِ ظریفِ دست و سفیدیِ نورِ امید*
به تو فکر کردم. که همیشه دست‌هات نزدیک‌تر از وطنم بود برای در آغوش کشیدنم. چشم‌هام به دنبال نشونیت می‌گردن که یک بار، اتفاقی، نورِ مسیح رو ببینم. پیراهنِ گم‌گشته‌یِ یوسف و دلِ منتظر یعقوب. شق‌القمرِ آسمون و قهرمانِ قصه‌هایِ بچگی. دلیلِ گریه‌یِ روضه و اشک‌هایِ بخشیده شده به حرمتِ نام متبرك. دعایِ مستجابِ مامان و قسمِ اسمِ بابا. نورِ عین و حبیبِ قلبـي. اولین و آخرین پناه. خوش اومدی به دنیا عزیزِدلم... خوش اومدی به عالم امام حسینِ دل شکسته‌ها...🤍
ء. هر کسی روایتی داره از تو. خوش سیما و بلند بالا. ماهِ هاشمیان و قمرِ عشیره. علمدار و سپهدار. اسطوره غیرت و شیر مردِ عرب. آقایِ تواضع و ادب. معنایِ معرفت و پشتیبان و همراه. ابرقهرمانِ قصه و بهترین عمویِ جهان. ء. هر کسی روایتی داره از تو. ناجیِ شب‌هایی که آدم‌ها قید خودشون رو میزنن و تو دستشونو تو لبه‌یِ پرتگاه می‌گیری. پناهی که با گریه قدم برمی‌دارن به سمتش و اشکاشونو پاک می‌کنی. قسم معتبرِ کسبه‌هایِ بازار و صاحب نذرِ ریش‌سفیدها برای سرسلامتیِ قدم نورسیده. ء. هر کسی روایتی داره از تو. رفیقِ روزهایِ مـه‌گرفته. آخرین امید و ملجاء. امن‌ترین آغوش. واسطه خیرِ عالم و باب‌الحوائج. نورچشمِ خانم ام‌البنین. ء. هر کسی روایتی داره از تو. اما روایتِ تو تویِ زندگی من، با کلمات قابل نوشتن نبود. حتی گفتنی هم نیست. فقط باید خودت رو از چشم‌هایِ من ببینی تا بدونی داستانِ پرقصـه‌یِ حضورت تویِ زندگیم، چه گفتنی‌هایی داره حضرت قلب... که حتی اگه یک روز خودم رو فراموش کنم، مطمئنم که تورو از یاد نمی‌برم... ولادتت مبارك پناه امنِ زندگـیِ کل عالم.
زمان: حجم: 88K
دیشب وقتی که جمعیت، شروع کرد به خوندنِ "ای اهل حرم میر و علمدار خوش آمد.." برای یك لحظه بندِ دلم پاره شد انگار. آشنا بود برام. هروقت که محرم روز تاسوعا، میخوندن "ای اهل حرم میر و علمدار نیامد.." بعد از شنیدنش، می‌رفتم یه گوشه و در حالی که چادرم رو کشیدم روی صورتم، بی‌وقفه گریه میکردم. چون تو ذهنِ من، تو همیشه برمی‌گردی به خیمه. با چشم و ابرویِ کمون و مشک آب به دست. همیشه برمی‌گردی ابوفاضل. به خیمه و به دل‌هایِ غم‌زده...