eitaa logo
🍃 روح و ریحون 🍃
507 دنبال‌کننده
1.3هزار عکس
230 ویدیو
5 فایل
🍃 گاهی بجای اینستاگرام اینجا مینویسم ، حس ها ، حرف ها ، دغدغه ها ، مطالب مفید ، حال خوب کن،مادرانه ها و روزمرگی هایم را .... ❤ ممنونم که همراهید .. پیج کاریم https://eitaa.com/giggeling
مشاهده در ایتا
دانلود
لِكَيْلَا تَأْسَوْا عَلَىٰ مَا فَاتَكُمْ.. بر آنچه از دستِ شما رفته اندوهگین نشوید... |خدا میگه بهترش تو راه... | 🍃 @nor_ir
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
جميعنا نكسر قواعدنا لشخص ما.. هممون بخاطر یه نفر خاص قانونامون رو زیر پا میزاریم ... حق... ✋ 🍃 @nor_ir
یلداتون مبارک ... ده هزارتایی شدنم تو اینستاگرامم 😍 🍃 @nor_ir
پاییزِ من، موسمِ هزار رنگ برگ‌ها، رفیق عصرهای بارانی و دلتنگی‌های بی پایان؛ سفرت به خیر... 🍃 @nor_ir
مگه ما ادم ها از کنار هم بودن چی میخوایم بسازیم جز لحظهات قشنگ ماندگار در خاطره مون ؟؟؟ چقدر این روزها از هم دوریم ؟ حتی اگر نزدیک باشیم دورترین آدم به هم هستیم ... ما سخت گرفتیم ،دنیاهم به ما سخت گرفت ! ما قشنگی ها رو ندیدیم ،کمتر دیگه کوچیکیه اتفاق ها خوشحالمون کرد ... خلاصه که دنیا شده فقط زمستون ،سرده سرد .... مگه نه؟‌ . . . . خیلی وقت بود براتون خودم ننوشته بودم :( 🍃 @nor_ir
آدم، گاهى رنج‌هایی را مى‏بيند ولى همين رنج‌ها حاملِ عنايت و محبتِ خدا هستند؛ براى انصرافِ من، توجه دادن به من، شستشو كردن من است! تعبيرى است در دعا: «الهى ترحم من تشاء بما تشاء كيف تشاء»؛ وقتى می‌خواهى به كسى محبت كنى، آن‌طور كه خودت می‌خواهى و با آن‌چه كه می‌خواهى با او مهربانى می‌کنی؛ حتى با رنج‌ها و زمين زدن‌ها. دوستان انسان، سلام نكرده‌اند؛ بر سرش هم زده‌اند، فحش هم داده‌اند، کتک خورده، تحقير شده، نزديكترين كسان او هم، به او توجه نكرده‌اند، اين‏ها عين رحمت اوست. وقتى ظرف تو می‌افتد و می‌شکند، یک‌وقت می‌گويى: ديدى شكست؟! يا اينكه مى‏گويى: ديدى! شكستنى بود؟! اين نگاه دوم است كه تو را به رحمت حق، گره می‌زند و مست و مدهوشت می‌کند. با اين نگاه و درک مستمر از عنایت‌هاى حق، مگر تو می‌توانى ضعف اعصاب بگيرى؟! ديگران هر چه می‌خواهند اذيت كنند؛ ولى تو بهره‌مند می‌شوى و قبل از بلاء، عافيت را يافته‌اى و قبل از ضلال و سردرگمى، به رشد رسيده‌ای. اين‏ها رحمت حق است كه ظهور و بروز دارد و اين مهربانى و انس اوست كه تو را رها نمی‌کند.  - ، خورشید در خاک نشسته، ص۱۸ 🍃 @nor_ir
جایی وسط تمام دویدن‌ها و تلاش کردن‌ها و جا نماندن‌ها، خسته و بی‌طاقت می‌شوی، بغض می‌کنی، می‌زنی کنار و دلت می‌خواهد فریاد بزنی که "کافی‌ست! من دلم می‌خواهد معمولی زندگی کنم و بدون فکر و اندوه بخوابم و بدون اضطرابِ مسئولیت‌های بزرگ، روزم را شب کنم و وسط یک دلخوشیِ موقتیِ کوچک، به یادِ هزار کار و مشغله‌ی عقب افتاده نیفتم و همه چیز به کامم زهر نشود! من دلم می‌خواهد بی‌خیال باشم و وسط حوضچه‌ی اکنون شنا کنم و دوباره سعادتِ این را داشته‌باشم که مدتی به حال خودم رها باشم و در کنج دنج و امنی به دور از دغدغه‌ها و آدم‌ها، پناه بگیرم و هیچ چیز به من مربوط نباشد، هیچ چیز ..." 🍃 @nor_ir
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا