جایی وسط تمام دویدنها و تلاش کردنها و جا نماندنها، خسته و بیطاقت میشوی، بغض میکنی، میزنی کنار و دلت میخواهد فریاد بزنی که "کافیست! من دلم میخواهد معمولی زندگی کنم و بدون فکر و اندوه بخوابم و بدون اضطرابِ مسئولیتهای بزرگ، روزم را شب کنم و وسط یک دلخوشیِ موقتیِ کوچک، به یادِ هزار کار و مشغلهی عقب افتاده نیفتم و همه چیز به کامم زهر نشود! من دلم میخواهد بیخیال باشم و وسط حوضچهی اکنون شنا کنم و دوباره سعادتِ این را داشتهباشم که مدتی به حال خودم رها باشم و در کنج دنج و امنی به دور از دغدغهها و آدمها، پناه بگیرم و هیچ چیز به من مربوط نباشد، هیچ چیز ..."
#نرگس_صرافیان_طوفان
🍃 @nor_ir
آدما دلشون بیشتر از کی میشکنه؟؟
شمابگید ،دلتون از چی کسایی میشکنه؟
اونایی که بیدارن جواب بدن