[ آقایِ اباعبدالله، نامها را نیز عطریست.
هر بار تو را صدا زدم، نسیمِ بهشت وزیدن گرفت .. ]
از غمِ شیرینت ممنونم اباعبدالله. به راستی اگر غم تو نبود، قادر به زندگی نبودیم و قلبهایمان بیشوق میزیستند. غمت، به زندگی رنگ میدهد و آن را قابلتحمل میکند.
«شرمندهایم که از غمِ سهساله، حنجرپاره، دستان قلم شده، جگر سوخته، لبان تشنه، هنوز زندهایم.»