eitaa logo
نــــــــورمـــــاه
9.2هزار دنبال‌کننده
481 عکس
125 ویدیو
6 فایل
🔻کانال هنری و ادبی #نـــــــــورمـــاه اینجا تنها آرشیو مطالبی است که می خوانم و گو‌ش می دهم. انتقادات - پیشنهادات @sarbbazzaman
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
🟣 با مدعی مگویید اسرارِ عشق و مستی تا بی‌خبر بمیرد در دردِ خودپرستی نارسیسوس نام جوان زیبایی است در اساطیر یونان که دختری به نام اکو (انعکاس صدا یا به فارسی پژواک) بر او عاشق می شود و چون جواب نامساعد می شنود نفرین می کند که او عاشق کسی شود که هرگز نتواند به او برسد و او روزی عکس خود را  در آب می بیند و برخود عاشق می شود. هر روز بر لب برکۀ آب می آید و با خود نرد عشق می بازد و شِکوه می کند که آخر تو که با من دوستی: وقتی می آیم می آیی، وقتی لبخند می زنم لبخند می زنی؛ پس چرا وقتی دستم را دراز می کنم تا دست تو را بگیرم آشفته می شوی و از من می رمی. عجب در آن نَه که آفاق در تو حیرانند تو هم در آینه حیران حُسن خویشتنی نارسیسوس آن قدر در فراق خویش غصه می خورد و اشک می ریزد تا می میرد. پس حوریان و پریان صحرایی گرد او می آیند و می گویند «حیف است چنین جلوه ای از زیبایی به زیرخاک رود. بهتر است او را به گُلی تبدیل کنیم که پیوسته در کنار آب بروید و عکس جمال خود را در آب ببیند.» و او را به گل نرگس تبدیل می کنند.(معنی نارسیسوس نیز «نرگس» است.) چون تویی نرگسِ باغ نظر ای چشم و چراغ سَر چرا بر من دلخسته گران می‌داری؟ اصطلاح نارسیسیسم به معنی «خود شیفتگی» یکی از بیماری های روانی است و به کسانی گفته می شود که سخت و به طور بیمار گونه ای شیفته و بیقرار خویش اند. فکر خود و رای خود در عالم رندی نیست کفر است در این مذهب خودبینی و خودرایی ________ نـــــــورمـــــــاه | @normah _________
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
نــــــــورمـــــاه
💠 تاثیر نگرش بر احوال بشر ●مولانا می گوید درک حضرت یعقوب از یوسف، متفاوت از درک برادران او از وی بود و این بهره ای بود که یعقوب داشت و برادران یوسف نداشتند: آنچه یَعقوب از رُخِ یوسُف بِدید     خاصِ او بُد، آن به اِخْوان کِی رَسید؟ به همین سبب، حضرت یعقوب از عشق یوسف خود را در خانه حبس می کرد و برادران یوسف برای او چاه می کندند: این زِ عشقَش، خویشْ در چَهْ می‌کُند   وان به کین، از بَهرِ او چَهْ می‌کَند ● دو برادر بودند كه يكى از آنها معتاد و ديگرى مردى متشخص و موفق بود. براى كسانى كه آن دو را مى شناختند معما بود كه چرا اين دو برادر كه هر دو در يك خانواده و با يك وضعيت اجتماعی و اقتصادی بزرگ شده اند سرنوشتی متفاوت داشته اند؟ پس به سوى برادر معتاد رفتند و از او علت اعتيادش و وضع روزگارش را پرسيدند. او اينگونه پاسخ داد: پدرم! علت اصلي شكست من پدرم بوده است. او هم يك معتاد بود. خانواده اش را كتك مى زد و زندگي بدى داشت. چه توقعي از من داريد؟ من هم مانند او شده ام. مردم به سمت برادر موفق رفتند و دليل موفقيتش را از او پرسيدند. مردم در كمال ناباوری شنيدند كه مرد موفق اينگونه پاسخ داد: علت موفقيت من پدرم است. من رفتار زشت و ناپسند پدرم با خانواده و زندگى اش را مي ديدم و سعى كردم كه از آن رفتارها درس بگيرم و كارهاي شايسته ای جايگزين آن ها كنم. ________ نـــــــورمـــــــاه | @normah _________
بهار در زمستان ) :
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
بشنوید ای دوستان این داستان خود حقیقت نقد حال ماست آن ┄┅═✾ شرح ✾═┅┄┈ ای دوستان من! این داستان را بشنوید چون خود این داستان نقد و گزارش و وصف ما انسان ها است. ❥༻⃘⃕࿇════┅┄‌ بود شاهی در زمانی پیش ازین ملک دنیا بودش و هم ملک دین ┄┅═✾ شرح ✾═┅┄┈ در گذشته پادشاهی زندگی می کرد که برخلاف تمام پادشاهان گوشه چشمی هم به آخرت داشت؛ یعنی هم دنیا دار بود و هم دین دار بود. انسان می تواند دین و دنیا را با هم جمع کند و هر دو را داشته باشد؛ مانند گیاهی که هم به نور خورشید نیاز دارد و هم به خاک نیاز دارد. و قرآن راه را نشان داده است و می فرماید: هدف شما آخرت باشد که اگر اینگونه بود، دنیای شما نیز آباد می شود. ❥༻⃘⃕࿇════┅┄‌ اتفاقا شاه روزی شد سوار باخواص خویش از بهر شکار ┄┅═✾ شرح ✾═┅┄┈ طبق معمول شاهان، روزی این جناب پادشاه با خاصان و ندیمان خودش به شکار رفت؛ اما در حقیقت خودش شکار یک کنیزک شد. ❥༻⃘⃕࿇════┅┄‌ یک کنیزک دید شه در شاهراه شد غلام آن کنیزک جان شاه ┄┅═✾ شرح ✾═┅┄┈ در مسیر چشم شاه به کنیزکی زیبا رو افتاد و اینجا بود که عاشق و دلباخته او شد. ❥༻⃘⃕࿇════┅┄‌ چون خرید او را و برخوردار شد آن کنیزک از قضا بیمار شد ┄┅═✾ شرح ✾═┅┄┈ پادشاه که دلباخته این کنیزک شد، دست به جیب بُرد و این کنیزک را خرید و چون دین دار هم بود به زور این کنیز را تصاحب نکرد. و پادشاه روز هایی از این کنیزک برخوردار شد؛ اما خیلی طول نکشید که بیمار شد. ❥༻⃘⃕࿇════┅┄‌ آن یکی خر داشت پالانش نبود یافت پالان گرگ خر را در ربود ┄┅═✾ شرح ✾═┅┄┈ خواجه نصر الدین طوسی در کتاب اخلاق ناصری می گوید: زندگی دنیا مثل شَمد کوتاه است که وقتی دراز می کشید و روی خود قرار می دهید، اگر روی سَر خود بکشید، پا بیرون می ماند و اگر روی پای خود بکشید، سَر بی نصیب می ماند. بقول مولانا که گفت: عیش جهان پیسه بود گاه خوشی گاه بدی عاشق او شو که دهد ملکت عیش ابدی "پیسه" یعنی سیاه و سفید. و بنابراین برو عاشق کسی شو که ملک ابدی به تو بدهد و سیاه و سفید نباشد. و قرآن می فرماید: أَمْ لِلْإِنْسَانِ مَا تَمَنَّىٰ آیا برای انسان هر چه که آرزو داشته باشد اتفاق می افتد؟ امکان ندارد دنیا همیشه و در همه احوال به کام انسان باشد. و حالا مولانا همین حقیقت را با یک لطافت خاصی بیان می کند و می گوید: همیشه همه چیز به وِفاق آدمی نیست و خدا هر چه که بدهد، چیزی را می ستاند. البته همین اعتدال، لطف خداوند متعال است چون اگر به آدمی فقط نعمت ارزانی کند، مغرور می شود و اگر فقط بلا دهد، ناامید می شود، مانند درخت انار که اگر مدام به او آب رسد میوه اش تُرش می شود، بقول حافظ که گفت: قندِ آمیخته با گُل نه علاجِ دلِ ماست بوسه‌ای چند برآمیز به دشنامی چند مولانا می گوید: یک کسی خَر داشت؛ اما پالان نداشت تا سوار خر شود. اما وقتی هم که پالان پیدا کرد، گرگ خَر را درید و ربود. ❥༻⃘⃕࿇════┅┄‌ کوزه بودش آب می نامد به دست آب را چون یافت کوزه خود شکست ┄┅═✾ شرح ✾═┅┄┈ کسی که کوزه داشت، آب نداشت و کسی آب داشت و می خواست کوزه را پُر از آب کند، ناگاه این کوزه شکست. ❥༻⃘⃕࿇════┅┄‌ شه طبیبان جمع کرد از چپ و راست گفت جان هر دو در دست شماست ┄┅═✾ شرح ✾═┅┄┈ شاه طبیبان کاردان را از همه سو فراخواند و به اطباء گفت: جان من به این کنیزک گره خورده است، پس در نجات جان این کنیزک کوشش کنید. ❥༻⃘⃕࿇════┅┄‌ جان من سهل است جان جانم اوست دردمند و خسته ام درمانم اوست ┄┅═✾ شرح ✾═┅┄┈ [ سهل است ] این عبارت در گذشته به معنای مهم نبودن و اهمیتی نداشتن است. پادشاه می گوید: جان من اصلا ارزشی ندارد و من دردمند هستم و اگر می خواهید مرا نجات دهید، باید این کنیزک را نجات دهید. ❥༻⃘⃕࿇════┅┄‌ هر که درمان کرد مر ، جان مرا برد گنج و در و مرجان مرا ┄┅═✾ شرح ✾═┅┄┈ [ مَر ] معنایی ندارد و برای زینت بکار می رود [ دُر ] مروارید های درشت [ مرجان ] مروارید های ریز پادشاه می گوید: هر کس این کنیزک را که جان من است درمان کند، من دُر و مرجان های خودم را تقدیم او می کنم. ________ نـــــــورمـــــــاه | @normah _________
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
فراموش می شوی؛ گویی هرگز نبوده ای...
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
🟣 مردم بر دو دسته اند: آن كه با مرگ آسوده شود و آن كه با مرگش ديگران آسوده شوند. اَلنّاسُ رَجُلانِ مَسْتَريحٌ بِالْمَوْتِ وَ مُسْتَراحٌ بِهِ مِنْهُ ________ نـــــــورمـــــــاه | @normah _________