🟣
● اگر می توانی با نانی سَر کن و کمر خود را پیش هر کسی خم نکن
ای شکم خیره به نانی بساز
تا نکنی پشت به خدمت، دوتا
● اگر آزاد مردی از من سعدی بشنو که در همین زمینی و حصیری که داری دراز بکش و بخواب و بخاطر یک فرش به پای کسی نیفت!
گر آزادهای بر زمین خسب و بس
مکن بهر قالی زمین بوس کس
● به دل شکسته و جگر زخمی خود را راضی کن و برای به دست آوردن نان، آبروی خود را خرج نکن.
به پاره دل ولخت جگر قناعت کن
مریز آب رخ خود برای نان زنهار
● مردی که سقراط را در حال علف خوردن دیده بود، بدو گفت: اگر خدمت پادشاه می کردی، محتاج آن نبودی که علف خشک خوری، پس او را گفت: و تو اگر علف خشک می خوردی، محتاج آن نبودی که خدمت پادشاه کنی.
● سرانجام سه چیز ناپسند است: ١. یورش بی موقع دلاور هر چند پیروزی آورد؛ ٢. و نوشیدن داروی بیجا هر چند جان سالم بدر برد؛ ٣. و درخواست از حاکم هر چند به خواسته ای که از او دارد برسد.
ثَلَاثَةٌ تُعْقِبُ مَكْرُوهاً حَمْلَةُ الْبَطَلِ فِي الْحَرْبِ فِي غَيْرِ فُرْصَةٍ- وَ إِنْ رُزِقَ الظَّفَرَ- وَ شُرْبُ الدَّوَاءِ مِنْ غَيْرِ عِلَّةٍ وَ إِنْ سَلِمَ مِنْهُ وَ التَّعَرُّضُ لِلسُّلْطَانِ وَ إِنْ ظَفِرَ الطَّالِبُ بِحَاجَتِهِ مِنْهُ
________ نـــــــورمـــــــاه | @normah _________
نــــــــورمـــــاه
🟣
● هر کسی در هر جایگاهی باشد، روزی عشق را تجربه خواهد کرد و بنابراین هیچ یک از انسان ها خالی از معنای عشق نیستند
کس ز آدمیان چه دون چه عالی
از معنی عشق نیست خالی
● حافظ می گوید: چه کسی را پیدا می کنید که گرفتار و افتاده زلف هایی نباشد که هر کدام به سویی متمایل شده است؟
کس نیست که افتادهٔ آن زلفِ دوتا نیست
در رهگذرِ کیست که دامی ز بلا نیست
● سعدی بر این باور است که هر کس از عشق خالی است، ملحق به دواب و حیوانات است.
عشق آدمیت است گر این ذوق در تو نیست
همشرکتی به خوردن و خفتن دواب را
● جامی نیز با سعدی موافق است و او حکایتی می آورد از کسی که خَر خود را گم کرده بود و وارد جمعیتی شده و جویای خَر گمشده خویش شد. در این جمعیت واعظی به منبر رفت و گفت: چه کسی تاکنون عاشق نشده است؟ در این هنگام مَردی برخاست و ادعا کرد از عشق بی بهره است و واعظ در خطاب به او گفت: افسار خودت را بیاور که خَرت پیدا شد!
خر گم شده را بخواند کای یار
اینک خر تو بیار افسار
________ نـــــــورمـــــــاه | @normah _________
🟣
ما چاره ای جز تلاش و زحمت برای جستجو و رسیدن نداریم؛ اما مانند گردبادی هستیم که در دشت امکانها در حال چرخشیم !
حاصل ما نیست غیر از خارخار جستجو
گردباد دامن صحرای امکانیم ما
________ نـــــــورمـــــــاه | @normah _________
یا رب اندر کَنَفِ سایهٔ آن سروِ بلند
گر منِ سوخته یک دَم بنشینم چه شود؟
#حافظ
🟣
در خطاب به کسی که گفت: در این روز های نزدیک به عید، به فلان مرکز تجاری و تفریحی نرو چون جزء عقده نَداری چیز دیگری نصیب تو نخواهد شد.
و اگر زنان و مردانى از آنها را از يك زندگى خوش بهرهمند ساختهايم، تو به آنها منگر. اين براى آن است كه امتحانشان كنيم. رزق پروردگارت بهتر و پايدارتر است.
وَلَا تَمُدَّنَّ عَيْنَيْكَ إِلَىٰ مَا مَتَّعْنَا بِهِ أَزْوَاجًا مِنْهُمْ زَهْرَةَ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا لِنَفْتِنَهُمْ فِيهِ ۚ وَرِزْقُ رَبِّكَ خَيْرٌ وَأَبْقَىٰ
#خطاب
________ نـــــــورمـــــــاه | @normah _________