🟣
و گفت: مؤمن را همه جایگاهها مسجد بُوَد و روزها همه آدینه و ماهها همه رمضان.
#عطار
#سحرگاهی
________ نـــــــورمـــــــاه | @normah _________
🟣
● به آنچه که آب را خراش دهد و راه را باز کند "سفینه" گویند، کأن آن راهی که می رود ناهموار و سراسر امواج نا آرام است و نیاز به چیزی دارد که آب را خراش دهد و از همین رو به کشتی نیز "سفینه" گفته اند چون کار کشتی خراش دادن آب است.
و این دنیا نیز مثال آن دریای عمیقی است که بسیاری در آن غرق شده اند.
يا بُنَيَّ، إنَّ الدُّنيا بَحرٌ عَميقٌ، قَد غَرِقَ فيها عالَمٌ كَثيرٌ
● برای عبور از این دریای عمیق، نیاز به راهنما است و راهنمایان این دریای عمیق، انسان های الهی هستند که از آنها تعبیر به "سفینة النجاة" شده است.
إِنَّمَا مَثَلُ أَهْلِ بَیتِی فِیکُمْ کَمَثَلِ سَفِینَةِ نُوحٍ، مَنْ دَخَلَهَا نَجَی، وَ مَنْ تَخَلَّفَ عَنْهَا غَرِقَ
● و حافظ می گوید: مبادا دولت کشتی نوح را از دست بدهید که در غیر این صورت، طوفان هایی از حوادث شما را با خود خواهند بُرد.
حافظ از دست مده دولت این کشتی نوح
ور نه طوفانِ حوادث بِبَرَد بُنیادت
________ نـــــــورمـــــــاه | @normah _________
نــــــــورمـــــاه
وقتی میگن مثل بچه ها زندگی کنید و کودک درونی خودتون رو همیشه بیدار نگه دارید به این معنا نیست که مان
🟣
تقدیم به آدم بزرگ هایی که روزی بچه بودند..!
● در کتاب شازده کوچولو "آدم بزرگ بودن" اهانت است. از نظر شازده کوچولو برای صحبت با آدم بزرگ ها باید تا سطح آنها پایین آمد تا شاید حرف ما رو بفهمند. بچه ها همیشه باید مقابل آدم بزرگ ها از خود گذشت نشون بدهند. آدم بزرگ ها به هیچ چیزی علاقه ندارند جزء آمار و ارقام. برای آدم بزرگ ها دیدن غروب خورشید هیچ گونه جذابیتی ندارد. بقول شازده کوچولو:
این آدم بزرگ ها راستی راستی چقدر عجیب و غریب اند
● سوفی هم در کتاب دنیای سوفی با شازده کوچولو موافق است. اصلا از نظر سوفی عادی بودن شگفتی های این جهان، نشانه بزرگسالی است. سوفی در خطاب به مادر خودش می گوید:
بیشتر آدم ها خیال می کنند این دنیا چیز بسیار عادی است... مامان! تو آنقدر به این دنیا عادت کرده ای که دیگر هیچ چیزی برایت غیر عادی نیست.
● برای عطار همینطور هیچ چیزی عادی نیست؛ گویا همین دیروز به دنیا آمده است و برای اولین بار خورشید را دیده و در خطاب به خورشید می گوید:
گفت ای سلطانسرگیتی نورد
در جهان بسیار دیده گرم و سرد
ای بفیض و روشنی برده سبق
بوده برچارم سما زرین طبق
گرم کردی ذات ذریات را
عاشقی آموختی ذرات را
تو بحق چشم و چراغ عالمی
این جهان را وان جهان را محرمی
________ نـــــــورمـــــــاه | @normah _________
چیست این سقفِ بلندِ سادهٔ بسیارنقش؟
زین معما هیچ دانا در جهان آگاه نیست
#حافظ
🟣
● سعدی می گوید: گل هایی دیدم که بر روی گیاهان گنبدی شکل نشسته اند. در کنار این گل های زیبا، گل پژمرده ای هم بود که مانند دیگر گل ها عطر و بویی نداشت و تعجب کردم که چرا این گل ناچیز در کنار این گل های تماشایی قرار گرفته است؟
این گل پژمرده چون حرف های گزندانه مرا شنید، گفت: خاموش که مرد کریم به بزرگمنشی و بزرگواریِ خود حقِّ همسایگی و همخانگی را از یاد نمیبرد و از همنشینیِ تهیدستان روی بر نمیتابد. و اگر زیبایی و لطافت و عطری مانند دیگر گل ها ندارم، آخر با همه ی این توصیفات گیاهی از باغ های او که هستم.
بگریست گیاه و گفت: خاموش
صحبت نکند کرم فراموش
گر نیست جمال و رنگ و بویم
آخر نه گیاهِ باغِ اویم؟
● نقل شده است که امام کاظم به مرد روستایی بدچهره ای رسید، بر او سلام کرده و کنارش نشست و مدّتی طولانی با او گفتگو کرد، سپس به او گفت که اگر حاجتی برایش پیش آمد از آن مرد روستایی طلب میکند، پس شخصی به آن حضرت گفت: ای زاده رسول خدا، کنار چنین کسی می نشینی و رفع حاجت خود را از وی می خواهی، در حالی که او به شما بیشتر نیاز دارد [تا شما به او]؟! فرمود: او بنده ای از بندگان خدا، و به حکم قرآن برادر، و در سرزمین خدا همسایه است، و پیوند میان من و او به واسطه بهترین پدران، حضرت آدم است، و به اسلام بهترین دینها است، و چه بسا روزگار، ما را محتاج او سازد، در نتیجه ما را پس از بالیدن بر او، در برابرش فروتن نماید.
... فَقَالَ(ع)عَبْدٌ مِنْ عَبِيدِ اللَّهِ وَ أَخٌ فِي كِتَابِ اللَّهِ وَ جَارٌ فِي بِلَادِ اللَّه يَجْمَعُنَا وَ إِيَّاهُ خَيْرُ الْآبَاءِ آدَمُ(ع)وَ أَفْضَلُ الْأَدْيَانِ الْإِسْلَامُ وَ لَعَلَّ الدَّهْرَ يَرُدُّ مِنْ حَاجَاتِنَا
________ نـــــــورمـــــــاه | @normah _________