🟣
داوود عليه السلام عرض كرد: الهى! فرمانم دادى كه صورت و بدن و پاهايم را با آب بشويم ، دلم را با چه بشويم؟ فرمود: با غمها و اندوهها.
إنَّ داوودَ عليه السلام قالَ : إلهي ، أمَرْتَني أنْ اُطَهِّرَ وَجْهي و بَدَني و رِجْلي بالماءِ ، فبِما ذا اُطَهِّرُ لكَ قَلبي ؟ قالَ : بالهُمومِ و الغُمومِ
________ نـــــــورمـــــــاه | @normah _________
هدایت شده از نــــــــورمـــــاه
🟣
● بندگان محبوب خدا کسانی هستند که خود را از هر غمی خالی کردند به جزء یک غم...
تَخَلَّى مِنَ الْهُمُومِ إِلَّا هَمّاً وَاحِداً
● همان که حافظ می گفت:
غلام همت آنم که زیر چرخ کبود
زهرچه رنگ تعلق پذیرد آزاد است
مگر تعلق خاطر به ماه رخساری
که خاطر همه غمها به مهر او شاد است
● و این غم برخلاف عموم مردم که حاصل از "نداشته ها" است، برگرفته از "داشته ها" است و او غم این را دارد که از داشته های خود به نکویی استفاده نکند، همانند نجاشی که وقتی حاکم اهواز شد مبتلا به این غم می شود(إِنِّي بُلِيتُ بِوِلَايَةِ الْأَهْوَازِ) و در نامه ای از امام صادق علیه السلام طلب کمک می کند و حضرت در پاسخ می گوید: من هم خوشحال شدم و هم ناراحت. اما ناراحتی من از آن باب است که به درستی از آنچه که به تو رسیده استفاده نکنی و خوشحالی من از این باب است که می توانی بدین وسیله راهگشای بندگان خدا باشی.
... زَعَمْتَ أَنَّكَ بُلِيتَ بِوِلَايَةِ الْأَهْوَازِ فَسَرَّنِي ذَلِكَ وَ سَاءَنِي....
________ نـــــــورمـــــــاه | @normah ________
🟣
تنها عشق و مرگ همه چیز را تغییر خواهد داد.
Only love and death will Change all things
#جبران_خلیل_جبران
________ نـــــــورمـــــــاه | @normah ________
🟣
● سعدی چارهٔ تشویشها را یافته بود: «میان اینهمه تشویش در تو مینگرم». نگریستن مجذوبانه به «تو»، چارهگر است. نه صِرفاً تسلّی، بلکه شِفاست.
قیامتم که به دیوان حشر پیش آرند
میانِ اینهمه تشویشْ در تو مینگرم
● مولانا نیز همین را چاره میدانست. میگفت فارغ از اینکه بر بالای درخت باشی یا در دلِ چاه، به او نگاه کن! نگریستن پیوسته به کسی که مِفتاح راه است میتواند در دلِ تنگِ پُرگِره، پنجره باز کند. و چون دیدی روز به پایان آمده، و راه، همچنان دور و دراز است، باز هم به او نگاه کن!
تو مبین که بر درختی یا به چاه
تو مرا بین که منم مفتاحِ راه
________ نـــــــورمـــــــاه | @normah ________
هدایت شده از نــــــــورمـــــاه
🟣
شرم کریمانه... !
● کرم خدا را نگاه کن که گناه را بنده انجام می دهد و او بجای بنده اش از این گناه شرمسار است!
کَرَم بین و لطف خداوندگار
گُنه بنده کردهست و او شرمسار
● و نقل است که معروف [کَرخی] خالی[دایی] داشت که والی شهر بود. روزی به جایی خراب میگذشت. معروف را دید درآن خرابه نان میخورد و لقمهای به سگ میانداخت. گفت: «شرم نداری که با سگ نان میخوری؟» [معروف کرخی] گفت:
«نان از شرم میدهم بدو»
________ نـــــــورمـــــــاه | @normah _________