🟣
● گاهی انسان در زندگی خودش احساس
می کند چیزی را گم کرده است؛ ولی
ماهیت آن چیز پنهان است و مدام از خود
سوال میکند که آن چیز گم شده چیست؟
و چه بسا تا آخر عمر این سوال را تکرار کند.
و تا وقتی به جواب نرسد، مانند مولانا باشد
که گفت:
من نخواهم در دو عالم بنگریست
تا نبینم این دو مجلس آن کیست
● به تعبیر اقبال لاهوری، در این خاکدان
چه گوهری ایست که گم شده است؟ ما گم
شدهایم یا اوست که پنهان شده است؟
در خاکدان ما گهر زندگی گم است
این گوهری که گم شده مائیم یا که اوست
________ نـــــــورمـــــــاه | @normah _________
🟣
● عطار در ذکر خرقانی آورده است:
گفت: تا تو طالب دنیا باشی دنیا بر تو سلطان بُوَد و چون از وی روی بگردانی تو بر وی سلطان باشی
● خداوند به دنیا دستور داد خدمتکار کسی باش که خدمتکار من است و به زحمت انداز کسی را که خدمتکار تو است.
أَوْحَى اللَّهُ تَعَالَى إِلَى الدُّنْيَا أَنِ اخْدُمِي مَنْ خَدَمَنِي وَ أَتْعِبِي مَنْ خَدَمَك
________ نـــــــورمـــــــاه | @normah _________
🟣
کتمان و پنهان کردن گناه...!
● پروردگارا! ما صدای منادی (تو) را شنیدیم که به ایمان دعوت میکرد که: «به پروردگار خود، ایمان بیاورید!» و ما ایمان آوردیم؛ پروردگارا! گناهان ما را ببخش! و بدیهای ما را بپوشان! و ما را با نیکان (و در مسیر آنها) بمیران!
رَبَّنَا إِنَّنَا سَمِعْنَا مُنَادِيًا يُنَادِي لِلْإِيمَانِ أَنْ آمِنُوا بِرَبِّكُمْ فَآمَنَّا ۚ رَبَّنَا فَاغْفِرْ لَنَا ذُنُوبَنَا وَ كَفِّرْ عَنَّا سَيِّئَاتِنَا وَ تَوَفَّنَا مَعَ الْأَبْرَارِ
● وقتی بنده مؤمن توبه نصوحی (توبه ای که به گناهش بازنگردد) کند، خدا او را دوست میدارد و در دنیا و آخرت بر او سِتر میکند» گفتم: «چگونه بر او سِتر میکند؟» فرمود: «دو ملک را فراموشی میدهد که چه گناهانی را نوشتهاند و به جوارحش وحی میکند که گناهانش را پنهان کنید و به زمینها وحی میکند که آنچه را که بر روی شما انجام داده است، پنهان کنید. پس او وقتی که خدا را ملاقات کند، هیچ چیز بر او شهادت نخواهد داد به چیزی از گناهان»
إِذَا تَابَ الْعَبْدُ الْمُؤْمِنُ تَوْبَةً نَصُوحاً أَحَبَّهُ اللَّهُ فَسَتَرَ عَلَيْهِ فِي الدُّنْيَا وَ الْآخِرَةِ قُلْتُ وَ كَيْفَ يَسْتُرُ عَلَيْهِ قَالَ يُنْسِي مَلَكَيْهِ مَا كَتَبَا عَلَيْهِ مِنَ الذُّنُوبِ وَ أَوْحَى إِلَى جَوَارِحِهِ اكْتُمِي عَلَيْهِ ذُنُوبَهُ وَ أَوْحَى إِلَى بِقَاعِ الْأَرْضِ اكْتُمِي عَلَيْهِ مَا كَانَ يَعْمَلُ عَلَيْكِ مِنَ الذُّنُوبِ فَيَلْقَى اللَّهَ حِينَ يَلْقَاهُ وَ لَيْسَ شَيْءٌ يَشْهَدُ عَلَيْهِ بِشَيْءٍ مِنَ الذُّنُوب
________ نـــــــورمـــــــاه | @normah _________
نــــــــورمـــــاه
🟣 ● رضایت مردم را نمیتوان به دست آورد، و زبانهایشان را نمیتوان مهار کرد. إِنَّ رِضَا اَلنَّاسِ
🟣
● از طریق توبه می توان از عذاب الهی رهایی پیدا کرد؛ اما از زبان مردم به هیج طریقی نمی توان فرار کرد.
به عذر و توبه توان رستن از عذابِ خدای
ولیک مینتوان از زبانِ مردم رَست
● پیامبر اکرم(ص) به شمعون فرمودند: ای شمعون! تو را دشمنانی است از جن و انس که میخواهند دینت را از تو بگیرند. اما دشمنان انسی تو... اگر تو را صالح بینند، حسدت میبرند و میگویند ریا کار است، و اگر تو را فاسد بینند، میگویند خیری در تو نیست.
... يَا شَمْعُونُ إِنَّ لَكَ أَعْدَاءً يَطْلُبُونَكَ وَ يُقَاتِلُونَكَ لِيَسْلُبُوا دِينَكَ مِنَ الْجِنِّ وَ الْإِنْسِ فَأَمَّا الَّذِينَ مِنَ الْإِنْسْ ... إِنْ رَأَوْكَ صَالِحاً حَسَدُوكَ وَ قَالُوا مُرَاءٍ وَ إِنْ رَأَوْكَ فَاسِداً قَالُوا لَا خَيْرَ فِيه
________ نـــــــورمـــــــاه | @normah _______
🟣
● موسی خدا را گفت: «یا ربّ زبان خلق از
من باز دار» خدای عزوجلّ وحی فرستاد که
«زبان خلق از خویشتن باز ندارم، از تو کی باز
دارم؟».
روِيَ أَنَّ مُوسَى(ع) قَالَ: يَا رَبِّ احْبِسِ عَنِّي
أَلْسِنَةَ بَنِي آدَمَ فَإِنَّهُمْ يَذُمُّونِّي... فَأَوْحَى اللَّهُ
جَلَّ جَلَالُهُ إِلَيْهِ يَا مُوسَى هَذَا شَيْءٌ مَا فَعَلْتُهُ
مَعَ نَفْسِي أَ فَتُرِيدُ أَنْ أَعْمَلَهُ مَعَكَ
● همانا خشنودى مردم را نمى توان به دست
آورد و جلو زبانهايشان را نمى توان گرفت؛
چگونه در امان مانيد از چيزى (زبان مردم) كه پيامبران و فرستادگان و حجّتهاى خدا عليهم
السلام از آن در امان نماندند؟
رِضا الناسِ لا يُملَكُ و ألسِنَتَهُم لا تُضْبَطُ،
فكيفَ تَسلَمُونَ ممّا لَم يَسلَمْ مِنهُ أنبياءُ اللّه
و رُسُلُهُ و حُجَجُهُ عليهم السلام ؟
________ نـــــــورمـــــــاه | @normah _______