eitaa logo
نــــــــورمـــــاه
9.2هزار دنبال‌کننده
481 عکس
125 ویدیو
6 فایل
🔻کانال هنری و ادبی #نـــــــــورمـــاه اینجا تنها آرشیو مطالبی است که می خوانم و گو‌ش می دهم. انتقادات - پیشنهادات @sarbbazzaman
مشاهده در ایتا
دانلود
🟣 ● نمک ارزش چندانی به لحاظ قیمت ندارد ولی وقتی هم نشین پسته می شود و خودش را به پسته می چسباند، به ارزش پسته سنجیده و گران قیمت می شود. مانند گِلی بد بو که با گُل می نشیند و خوشبو می شود. بگفتا من‌ گِلی‌ ناچيز بودم ‌ولیكن‌ مدتی‌ با گُل‌ نشستم‌ کمال‌ هم‌نشين‌ در من‌ اثر کرد وگرنه‌ من‌ همان‌ خاکم‌ که‌ هستم ● حافظ می گوید: گرچه در شهر شهرتی دارم و شاعر معروفی هستم امّا بدون لطفِ تو به اندازه ی یک جو ارزش ندارم. بها و ارزش من بسته به لطف و کرم توست که اگر تو یار من باشی من ارزشمند خواهم بود. من اَرچه حافظ شهرم، جویی نمی‌ارزم! مـگر تو از کَـرَم خویش یار من باشی.. ________ نـــــــورمـــــــاه | @normah _________
استاده‌اند بر سر پا شعله‌ها تمام امشب کدام سوخته مهمان آتش است ؟! @normah | صائب
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
🟣 بارخدایا! بند دل‌های دشمنان اسلام را [از ترس] قطع کن 🤲 « وَ اخْلَعْ وَثَائِقَ أَفْئِدَتِهِمْ » ________ نـــــــورمـــــــاه | @normah _________
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
🟣 ● پروردگارا...! این (سرزمین) را شهری اَمن بگردان. « ربِّ اجْعَلْ هَٰذَا بَلَدًا آمِنًا » ● مولانا می گوید: ای دِهَنْده‌یْ قُوت و تَمْکین و ثَبات! خَلْق را زین بی‌ثَباتی دِهْ نَجات ________ نـــــــورمـــــــاه | @normah _________
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
نــــــــورمـــــاه
🟣 ● الهام بخش ترین بیت سعدی جایی است که می گوید: اگر عمری را در غفلت سپری کردید، باقی عمر را دریابی
🟣 ● ایستادن نوعی غرامت و مجازات بود برای کسی که مرتکب اشتباهی شده است، همانطور که در مکتب‌خانه‌ شاگرد خلاف‌ کار بعنوان مجازات می‌ایستاد. حافظ می گفت: شمع گر زان لب خندان به زبان زد لافی پیش عُشّاق تو شب‌ها به غرامت برخاست ● در مناجات شعبانیه آمده است: من در پیشگاه تو ایستاده‌ام در حالی‌ که به درگاهت ذلیلانه زاری و تضرّع می‌ کنم. وَ وَقَفْتُ بَيْنَ يَدَيْكَ مُسْتَكِيناً لَكَ مُتَضَرِّعاً إِلَيْكَ ________ نـــــــورمـــــــاه | @normah ________
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
نــــــــورمـــــاه
🟣 ● جایی میان زیستن و مردن: برون از مردن و از زیستن، بس بلعجب جایی که آنجا می‌توان بودن ز ننگ جسم
🟣 ● دنیا خواب است و آخرت بیداری و ما میان این دو در خوابهای آشفته‌ایم. اَلدُّنیا سِنَةٌ وَالآخِرةٌ یَقظَةٌ وَنَحنُ بَینَهُما اَضغاثُ اَحلامٍ ● بیدل می‌گفت: نه از دنیا غم اندیشم نه عقبایی‌ست در پیشم مقیمِ حیرتِ خویشم ازین پس‌کوچه‌ها دورم... ________ نـــــــورمـــــــاه | @normah ________
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
🟣 ● فرازی درخشان از دعای ابوحمزه ثمالی می گوید: ایمانی می‌خواهم که قلب مرا به دست‌های تو برساند. ایمانی که مایه‌ی تماس قلب من با تو باشد. ایمانی که از طریق آن با قلب من مباشرت کنی. با قلب من بیامیزی. یادآور تعبیری است که قرآن در بیان حالِ گوساله‌پرستی بنی‌اسرائیل می‌گوید:‌ «وَأُشْرِبُوا فِي قُلُوبِهِمُ الْعِجْلَ» یعنی مهر و محبت گوساله در دل‌شان سرشته شد. دقیق‌تر این است: از مهرِ گوساله، دلشان آب خورد. ایمان، کوششی در جهت لمس شدن است. لمس شدن از جانبِ امنیتی مطلق. « اَللّهُمَّ اِنّي اَسْئَلُكَ ايماناً تُباشِرُ بِهِ قَلْبي » ● البته حافظ شرمگین است که نمی‌تواند متاعی با ارزش را نثار کند. و تنها دل خود را در برابر دوست عرضه می‌دارد که این دل در مقابل او همانندِ سکّه ی تقلّبیست. دل دادمش به مژده و خِجلَت همی‌برم زین نقدِ قلبِ خویش که کردم نثارِ دوست ________ نـــــــورمـــــــاه | @normah ________