در طریق عشقبازی امن و آسایش بلاست
ریش باد آن دل که با درد تو خواهد مرهمی...
@normah | حافظ
🟣
شكيبايى دو گونه است: شكيبايى بر آنچه خوش نمىدارى و شكيبايى در آنچه دوست مىداری!
الصَّبْرُ صَبْرَان، صَبْرٌ عَلَى مَا تَكْرَهُ وَ صَبْرٌ عَمَّا تُحِبُّ
________ نـــــــورمـــــــاه | @normah ________
هدایت شده از نــــــــورمـــــاه
🟣
«من بر آن عاشقم که رونده است»
● "رونده بودن" تنها چیزی است که از آلام و رنج انسان می کاهد. آن کسی که هرگز متوقف نمی شود. از بلا ها پرهیز ندارد و در کنار درد های خود حرکت می کند(إمشِ بِدَائِكَ، مَا مَشَى بِک).
رَوَندگانِ طریقت رَهِ بلا سِپَرَند
رفیقِ عشق چه غم دارد از نَشیب و فراز
● سعدی میگفت:
روندگان مقیم از بلا نپرهیزند
گرفتگان ارادت به جور نگریزند
________ نـــــــورمـــــــاه | @normah ________
جوری دعا کن که انگار همه چیز به خدا بستگی داره، و جوری کار کن انگار همه چیز به تو بستگی داره...
@normah
8.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
تا صدای اذان از گلدسته ها بلنده
ناامیدی گناه کبیره است...
@normah
🟣
دنيا بر حسب اتّفاق است
و آخرت بر حسب استحقاق
الدُّنيا بِالاِتِّفاقِ، الآخِرَةُ بِالاِستِحقاقِ
________ نـــــــورمـــــــاه | @normah ________
هدایت شده از نــــــــورمـــــاه
🟣
● بعضی از وقایع آنچنان تلخ و دردناک هستند که انسان آرزو میکند کاش هوشیاریاش را از دست بدهد و پس از گذشت آن حادثه غمانگیز، دوباره به خود آید. و حافظ نیز همین خواسته را دارد و میگوید: مرا به حالتی بینداز که در دنیای خیالم ندانم چه بر سرم آمده، کدام اندیشه یا احساس در این حالت به من دست داده و کدام یک از آنها رفته است.
مستم کن آن چنان که ندانم ز بیخودی
در عرصهٔ خیال که آمد، کدام رفت
● بقول سعدی:
هوشم ببر زمانی، تا کی غم زمانه؟
________ نـــــــورمـــــــاه | @normah _________