🟣
● تو می توانی کسی را شبیه من پیدا کنی و
بجای من بنشانی؛ اما من کسی مانند تو را
کجا پیدا کنم؟
تو نظیرِ من ببینی و بدیلِ من بگیری
عوض تو من نیابم که به هیچکس نمانی
● بقول سنایی:
ترا چون من فراوانند مرا چون تو کجا باشد؟!
________ نـــــــورمـــــــاه | @normah ________
🟣
و به تو پناه میآورم؛
از آنچه بندگان شایستهات به تو پناه بردند.
وَ أَعُوذُ بِكَ فِيهِ مِمَّا اسْتَعاذَ مِنْهُ عِبادُكَ
المُخلِصُون
________ نـــــــورمـــــــاه | @normah ________
نــــــــورمـــــاه
🟣 بزرگ ترین ترس انسان چیست؟ ● بزرگ ترین هراس و ترس انسان، زمانی است که با خودش تنها می شود. بزرگ تر
🟣
سقراط را پرسیدند جهنم چگونه جاییست؟
پاسخ داد: جهنم مکانی است سراسر آینه، به هر طرف که مینگری خودت را میبینی.
پرسیدند بهشت چگونه جاییست؟
گفت: بهشت هم مکانی است پوشیده از آینه،
به هر طرف که مینگری باز خود را میبینی.
________ نـــــــورمـــــــاه | @normah _________
نــــــــورمـــــاه
🟣 ● دو کس نمی ترسند: اول آنکه هیچ چیز ندارد که امساک او از دنیا بی معنا است چون هیچ چیز برای از دست
🟣
● زیبایی پرهیز در اوج دارایی و برخورداری است. آنجا که در جمال به بهترین وجه است ولی خودش را آلوده به این حُسن نمی کند. در اوج ثروت است ولی به زَر آلوده نمی شود. و حتی زمانی که غرق دریا است ولی خودش را آلوده به آب نمی کند.
آشنایانِ رهِ عشق در این بحر عمیق
غرقه گشتند و نگشتند به آب آلوده
● همانند برخی از یاران طالوت زمانی که به نهر آب رسیدند و با تمکین از خدای سبحان، خود را سیراب نکردند(مَنْ شَرِبَ مِنْهُ فَلَيْسَ مِنّي) و نهایت آنها بودند که از کثرت دشمنان بیمی نداشته و گفتند: چه گروههاى كمتعدادى بودهاند كه بهخواست خدا، بر گروههاى پُرتعداد پيروز شدهاند، بله! خدا در كنار اهل صبر است(کمْ مِنْ فِئَةٍ قَلِيلَةٍ غَلَبَتْ فِئَةً كَثِيرَةً بِإِذْنِ اللَّهِ وَاللَّهُ مَعَ الصَّابِرِينَ).
و اما بلیغتر و بهتر از یاران طالوت، فرزند امالبنین است که بر او منعی از آب نبود و در حال تشنگی، خود را سیراب نکرد تا اینکه یزید در مورد او گفت: لعن و ناسزا از تو دور باد (و ناسزا براى تو زیبنده نیست) اى عباس، این است معناى وفادارى برادر نسبت به برادرش.
ابیت اللعن یا عباس، هکذا یکون وفاء الاخ لاخیه
________ نـــــــورمـــــــاه | @normah ________
🟣
● مردم درباره هيچ چيزى نگفته اند: «خوشا
آن» مگر اين كه روزگار براى آن، روز بدى را
ذخيره كرده است.
ما قالَ الناسُ لشيءٍ: طوبى لَهُ، إلاّ و قد خَبَأ
لَهُ الدهرُ يَومَ سوءٍ
● سعدی میگفت:
زینهار از دور گیتی، و انقلاب روزگار
در خیال کس نیامد کانچنان گردد چنین
________ نـــــــورمـــــــاه | @normah ________
🟣
● محبوب من!
من از واژههای تکراری، گریزانم؛ خاصه وقتی پای عواطفم در میان باشد. مثلاً دلم میخواهد بهجای عبارات عادیشده و پرمصرفِ فدایت شوم، قربانت بروم، پیشمرگت شوم، بگویم: برخیِ جانت شوم.
«برخیشدن» یعنی بخشی از وجود تو شدن. یعنی نهتنها قربانی و فداییات بشوم بلکه روحم با روحت ممزوج شود و من، با تمام تعلّقات و عشق و علاقهام، جزئی از تو بشوم. انگار تو، با همهی شُکوه و بزرگیات، روح و روان مرا در آغوش گرفته باشی. چنانچه سعدی میگفت:
برخیِ جانت شوم که شمعِ افق را
پیش بمیرد چراغدانِ ثریا
● و شاید معادل "برخی شدن" همان عبارتی باشد که امام حسین علیه السلام در خطاب به برادر خود فرمود:
« ارکب بنفسی انت یا عباس »
________ نـــــــورمـــــــاه | @normah ________