نــــــــورمـــــاه
🟣 ● وعظ لزوما واعظ لسانی و مستقیم نیست و گاهی آنچه که در پیرامون انسان واقع می شود خودش بهترین وعظ
🟣
● هر لحظه جرسها فریاد میدارند که این
دنیا جای عیش و خوشگذرانی نیست.
جرسی مثل صدای تلویزون که خبر از مرگ
ناگهانی بازیگری میدهد. یا مثل سفیدی
موهای سَر و ضغفهای جسمانی که نهیب
میزنند فرصت در حال اتمام است.
مرا در منزلِ جانان چه امنِ عیش چون هر دَم
جَرَس فریاد می دارد که بر بندید محمل ها
● و از طرفی برای ساعت مرگ جرسی وجود
ندارد و هیچ کس نمیداند چه لحظهای از
این دنیا کوچ میکند و عمر او به پایان
میرسد.
فرصت از دست میرود، هشدار
عمر چون کاروانِ بیجَرسی است...
________ نـــــــورمـــــــاه | @normah _______
نــــــــورمـــــاه
🟣 فرمول کیمیاگری... ● انسان از گذشته کیمیاگری و تبدیل مس به طلا را از "حرص" جست و جو میکرد و با ط
🟣
مقام بیتفاوتی ابدال...!
● عرفا از آن رو که توانستند در خود تبدیل و
تغییر ایجاد کنند، به مقام ابدال رسیده و
قادرند که در پیرامون خود نیز تغییر ایجاد
کنند. آنها این مقام را از تأثیر بیتفاوتی
کشف کردند.
زخم خونینم اگر به نشود به باشد
غم و شادی بر عارف چه تفاوت دارد؟
● مولانا میگوید: تقسیم وقایع به تلخ و
شیرین، مانع رسیدن انسان به مقام
بیتفاوتی ابدال است. به گفته او تا از این
تقسیم نگذرید، هرگز نصیبی و بویی از گلزار
وحدت نمی برید.
تا ز زهر و از شکر در نگذری
کی تو از گلزار وحدت بو بری
________ نـــــــورمـــــــاه | @normah _______
نــــــــورمـــــاه
🟣 مقام بیتفاوتی ابدال...! ● عرفا از آن رو که توانستند در خود تبدیل و تغییر ایجاد کنند، به مقام اب
🟣
● فردی از امام کاظم پرسید: جواد و
بخشنده کیست؟ فرمود: پرسش تو دو وجه
دارد، اگر از مخلوقین می پرسی، به راستی
فرد بخشنده فردی است که آن مقدار که
خدا بر او واجب ساخته می پردازد، و فرد
بخیل و فرومایه کسی است که در پرداخت
واجبات الهی بخل می ورزد؛ و چنانچه
منظورت بخشندگی خالق است، پس او چه
عطا کند و چه دریغ ورزد [در هر دو صورت]
بخشنده است؛ زیرا اگر عطایت فرماید، آنچه
از تو نیست به تو بخشیده، و چنانچه از تو
باز دارد، آنچه از تو نیست دریغ داشته است.
... وَ إِنْ كُنْتَ تَعْنِي الْخَالِقَ فَهُوَ الْجَوَادُ إِنْ
أَعْطَى وَ هُوَ الْجَوَادُ إِنْ مَنَعَ- لِأَنَّهُ إِنْ أَعْطَاكَ
أَعْطَاكَ مَا لَيْسَ لَكَ وَ إِنْ مَنَعَكَ مَنَعَكَ مَا
لَيْسَ لَكَ
________ نـــــــورمـــــــاه | @normah _______
🟣
پند سعدی در آموختن هنر...!
حکیمی پسران را پند همیداد که جانان
پدر، هنر آموزید که مُلک و دولت دنیا
اعتماد را نشاید و سیم و زر، در سفر بر
محل خطر است؛ یا دزد به یکبار بِبَرد یا
خواجه به تَفاریق بخورد. اما هنر چشمهٔ
زاینده است و دولت پاینده وگر هنرمند از
دولت بیفتد غم نباشد که هنر در نفس خود
دولت است؛ هر جا که رود قدر بیند و در
صدر نشیند و بی هنر لقمه چیند و سختی
بیند.
مجردان حقیقت به نیم جو نخرند
قبایِ اطلس آن کس که از هنر عاریست
________ نـــــــورمـــــــاه | @normah _______
یا چنان نمای که هستی
یا چنان باش که مینمایی ...
@normah | ذکر بایزید بسطامی
هدایت شده از نــــــــورمـــــاه
🟣
● زندگی ما مجموعه ای از عادت های روزانه
است که نتیجه آن بی ذوقی و خستگی
مداوم است. نظامی میگوید: آنچه در راسِ
رسیدن به سعادت قرار دارد، استقبال از
اموری خلافِ عادت است.
هر چه خلاف آمدِ عادت بود
قافله سالارِ سعادت بود
● حافظ هم با آوردن مثالی از خود، که در
آن توانسته از زلفِ پریشان معشوق به
جمعیتِ خاطر برسد، نتیجه میگیرد که راهِ
کامیابی، از شکستنِ عاداتِ به ظاهر آرامش
دهنده و تکرار شونده میگذرد.
از خلاف آمدِ عادت بطلب کام که من
کسبِ جمعیت از آن زلف پریشان کردم
________ نـــــــورمـــــــاه | @normah ________