از شما کمی متنفر هستم، احساساتی را در من زنده میکنید که مدتها پیش، زمانی که قابیل نمیدانست جسد هابیل را کجا چال کند، کُشته بودمشان. خدا اگر وجود داشته باشد، شاهد است.
از ما حرفهای پراکنده، The weekend، سیگار بعد از عدسپلو و افسردگی مقاوم به درمان بهجا میمونه.
فرق ریحانه با جوجه رنگی اینه که جوجه رنگی دو روز بعد از آشنایی میمیره ولی ریحانه بعد از پنج سال آشنایی هنوز زندهست. جوجه رنگی اگه زنده بمونه قد و هیکلش عوض میشه، مرغ میشه یا خروس میشه، بزرگ میشه. ولی ریحانه عوض نمیشه. همون آشغال قبلی میمونه.
بنده کمی ترسیدهام و مادرم نیست که بخواهمش. گذشته فریبم داد، حال عذابم میدهد، و از آینده وحشت دارم، یکم.