هدایت شده از خوابگرد
سلام!
این پیام رو فوروارد کن و تا آخر تقدیمی توی چنلت نگهش دار. منم در ازاش، درباره واژه محبوبی که روی پیام تقدیمی ریپلای میکنی و مینویسی، یک قطعهی کوتاهی مینویسم و به عنوان پادکست، با موضوع دلخواهِ تو، تقدیمت میکنم.🪷
- برای آدرسِ خونهامنت. -
این پیچ تاریخی نیست، چاه تاریخیه. چاله نیست، چوله نیست، چاهه. به ما گفتن داریم دور میدون میچرخیم، یه دور دیگه بزنیم جادهست با آسفالت تمیز، با اتوبان شیشلاین. ولی ما داریم مارپیچوار میرسیم آنجا که یوسف تنها بود، آنجا که عرب نی نواخت.
از شما کمی متنفر هستم، احساساتی را در من زنده میکنید که مدتها پیش، زمانی که قابیل نمیدانست جسد هابیل را کجا چال کند، کُشته بودمشان. خدا اگر وجود داشته باشد، شاهد است.
از ما حرفهای پراکنده، The weekend، سیگار بعد از عدسپلو و افسردگی مقاوم به درمان بهجا میمونه.
فرق ریحانه با جوجه رنگی اینه که جوجه رنگی دو روز بعد از آشنایی میمیره ولی ریحانه بعد از پنج سال آشنایی هنوز زندهست. جوجه رنگی اگه زنده بمونه قد و هیکلش عوض میشه، مرغ میشه یا خروس میشه، بزرگ میشه. ولی ریحانه عوض نمیشه. همون آشغال قبلی میمونه.