پارت24
رمان«سفر بی بازگشت یاس ها» 🌸🕊
بعد چند دقیقه
خودش لبخندی زد و صورتش و جمع کرد و نفس اش رو یهو داد بیرون و
گفت : حتما شکسته دیگه آااااره ؟!
گفتم :آره ولی خب نگران نباشین برین بیمارستان بهتون میگن چیکار کنین . شما از کجا فهمیدین ؟!!
گفت : با این خونریزی که من دیدم و دردی که این داره کاملا مشخصه که دماغم شکسته .
گفتم : واجبه که برید بیمارستان وگرنه خدایی نکرده اتفاقی واسه تنفس تون می افته هاااا.
کلی مقاومت کرد که بیمارستان یا دکتر نره ولی ،
آخر سر خیلی محکم بهش گفتم : من واسه ی خودم نمیگم پاشید برین بیمارستان فقط برای سلامتی خودتون میگم .
پارت25
رمان«سفر بی بازگشت یاس ها» 🌸🕊
،
.
اگه سلامتی تون براتون مهم نیس که اون دیگه به من ربطی نداره .
من که نمیتونم واسه ی شما تصمیم بگیرم که چی کار کنید . چی کار نکنین .
خودتون اونقدر باید عاقل باشین که متوجه بشید وقتی دماغ شکسته نیاز به معاینه ی دکتر داره و باید تحت درمان باشین .
از من گفتن .
حالا شما میخوای گوش کنین ، میخواین هم گوش نکنین .
تا که اینجوری باهاش حرف زدم حساب کار دستش اومد و خودش رو جمع و جور کرد و قبول کرد که بره دکتر .
کربلایی امیر برومندVID_20211006_134908_181_۲۰۲۱_۱۰_۰۶_۱۳_۴۹_۲۴_۰۷۶(1)_۲۰۲۱_۱۰_۰۷_۱۹_۱۴_۱۴_۴۷۹.mp3
زمان:
حجم:
4.4M
پیراهـنِسیـاهخدانـگهدار:)
@noursa59
نــــورســــــاɴᴏʀꜱᴀ🌱
پیراهـنِسیـاهخدانـگهدار:) @noursa59
فکر کنم وقت خداحافظی رسیده . .
یعنی واقعا تموم شد؟؟؟
باورم نمیشه . .
چقدر عمرها داره زود میگذره...
و چقدر خوبه این عمر داره توی روضه های تو میگذره حسین جانم!..
دلم برای این دو ماه تنگ میشه...
کی میدونه محرم سال بعد هست یا نه . .
حسین جان ،
من اگه مردم ، از زیر خاک هم باز دوسِت دارم و دلم برات تنگ میشه ...
خداحافظ ماه ماتم و عزای بر حسین!
خداحافظ محرم و صفر . .
ولی آقا فکر نکنی ها من فقط این دوماه برات عزاداری کردم
من تا آخر عمرم عزادار توام:)❤️🩹
2.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
به شوق پاسخ شما هر روز میگویم:
السلام علیک یامهدی✋🏻
#اللهم_عجل_لولیک_الفرج💚
@noursa59