eitaa logo
نــــورســــــاɴᴏʀꜱᴀ🌱
548 دنبال‌کننده
674 عکس
1.1هزار ویدیو
5 فایل
🌙 نـورســا | نورِ سَمتِ یار 🌙 پاتوقِ دخترانه‌ٔ شیک و مذهبی! فضایی امن و متفاوت برای ساختن فرهنگِ مهدوی کپی؟ با ذکر صلوات:) پست های شخصی رو راضی نیستیم کپی کنید و مشکل شرعی داره☺️ تــبـلیغـات‌ : https://eitaa.com/norantab59
مشاهده در ایتا
دانلود
پارت105 رمان«سفر بی بازگشت یاس ها» 🌸🕊 و همینجوررررر گریه میکرد و صورتو پیکرشو نوازش میکرد. دوروز از وداع با جیگرگوشم میگذره. بهم قول شرف داده بود برگرده ولی برنگشت. داشتم با عکسش حرف میزدم و همین جملاتو میگفتم که خوابم برد. تو عالم خواب محمدحسینمو دیدمش دویدم سمتش و بغش کردم. دستی رو اشکام کشید و نوازشم کرد و با لحن خیلی اروم و ارامش بخشی گفت: مهناجانم! من نامرد نیسم فدات شم. حلالم کن. +حلالت نمیکنممممم تو خیلی نامردی قرار بود تا اخر دنیا مراقبم باشی قول دادی برگردی. چیشد؟ چیشد؟ _مهنا خانوم! میدونستی من ده روز مفقودالاثر بودم؟ ها؟ کسی منو پیدام نمیکرد. ولی من از خدا خواستم که به دلشون بندازه من اینجام. میدونی چرا؟ چون من به تو قول دادم برگردم. وگرنه که قرار بود هیچ وقت پیدا نشم. الانم از خدا ممنونم که درخواستمو قبول کرد. حالا حلالم میکنی مهنا جانم؟ پشیمون شدم که قضاوتش کردم و حلالش کردم . سفت بغلش کردم و با صدای طهورا از خواب پریدم میگفت: مامان تو خواب داشتی گریه میکردیااااا. گفتم میدونم. مامان جان خواب باباییو دیدم. از اون روز به بعد سهم من از دنیا شده بود دوتا گل دختر ناز و یادگارای محمدحسینم و مزاری تو بهشت زهرا ی تهران ازش. هر سال دختراشو میبرم تا باباشونو ببینن و بفهمن چه بابای قهرمانی داشتن ❤️‍🩹🤌🏻✨ پایان رمان سفر بی بازگشت یاس ها🌸🧸
⿻ و دَر ها باز می‌شـــوند برای آنهــایـی که 🔐 به قدر کافی برای دَر زدن شُجاع بودند 🪞 N O R S A
روز پزشک؟! من مریضِ خودِ خودِ خودتم آقای امام رضا!🤍 N O R S A
کجایی؛که جهان بی تو بهم ریخته است.. - اللهم عجل لولیک فرج-
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا