اُعْبُدِاللَّهَ كَانَّكَ تَراهُ، فَاِنْ كُنْتَ لاتَراهُ فَاِنَّهُ يراكَ.
«خدا را چنان بندگی کن که گویی او را میبینی؛ و اگر تو او را نمیبینی، بدان که او تو را میبیند.»
🖋️ بندگی حقیقی تنها در اطاعت نیست، بلکه باید با معرفت و شناخت همراه باشد؛ زیرا اطاعت بیمعرفت، پوستهای بیروح است، و بندگی آگاهانه، جان را به حضور او زنده میسازد.
إِياكَ وَ التَّسْوِيفَ بِاَمَلِكَ، فَإِنَّكَ بِيوْمِكَ وَ لَسْتَ بِما بَعْدَهُ، فَإِنْ يكُنْ غَدٌ لَكَ فَكُنْ فِي الْغَدِ كَما كُنْتَ فِي الْيوْمِ وَ إِنْ لَمْ يكُنْ غَدٌ لَكَ لَمْ تَنْدِمْ عَلي ما فَرَّطْتَ فِي الْيومِ.
«مبادا به درازی (و طول) آرزو، كارهای شايسته را به تأخير افكنی، زيرا كه تو اكنون همين امروز را داری، نه ما بعد آن را، پس اگر فردايی داشتی در آن نيز به مانند امروز باش، و اگر فردايی برايت نبود پشيمانی امروز را نخواهی برد كه در آن كوتاهی كرده ای.»
🖋️غرق شدن در خیال بدست آوردن آرزوها و نشستن بیعمل، جز اتلاف عمر چیزی به همراه ندارد.
آرزو وقتی ارزشمند است که پشتش حرکت باشد.
مبادا آرزوهای طولانی، کارهای شایسته ای که امروز باید انجام بدیم رو به فردا بیندازد؛ امروز در اختیار ماست، فردا معلوم نیست چه پیش بیاد.
اگر فردا رسید، باید همانگونه باشیم که امروز هستیم؛ و اگر نرسید، دستکم از امروزمون پشیمان نمیشویم.
این نگاه به معنای بیبرنامگی نیست؛ انسان باید هدف و برنامه داشته باشد، اما نباید انجام کارهای درست را به آینده موکول کند.
📌خوبه که تفاوت آرزو و هدف داشتن رو بدونیم...
آرزو چیزی هست که انسان دوست دارد به آن برسد؛ بیشتر حالت خواستهی قلبی یا خیال رو دارد.
مثلاً: آرزو دارم روزی نویسندهی بزرگی بشوم.
اما هدف چیزی است که برای رسیدن به آن برنامهریزی و عمل میکنی.
پس آرزو وقتی تبدیل به هدف میشود که برایش مسیر، زمانبندی و تلاش مشخص داشته باشی.
مثلاً: هدفم این است که تا دو سال آینده کتابم را منتشر کنم.
كَمْ مِنْ مُسْتَقْبِلٍ يوْماً لايسْتَكْمِلُهُ وَ مُنْتَظِرٍ غَداً لا يبْلُغُهُ
لَوْ نَظَرْتَ إِلي الْاَجَلِ وَ مَسِيرِهِ لَاَ بْغَضْتَ الْاَمَلَ وَ غُرُورَهُ.
«چه فراوانند كسانی كه صبح را به شام نمی رسانند و چه فراوان كسانی كه به انتظار فردا هستند ولی به آن نمی رسند، اگر به اجل نگری و ببينی كه به سويت ميآيد هر آينه آرزوها و فريبكاری آن را دشمن خواهی داشت.»
🖋️ این جملهی حکیمانه یادآور حقیقتی است که بسیاری از ما فراموش کرده ایم:
انسان همیشه در انتظار فردا و آرزوهای دور است، اما اجل نزدیکتر از آن چیزی است که میپندارد.
پیام اصلی این سخن آن است که زندگی را به آرزوهای بیپایان و فریبنده نسپاریم؛ زیرا مرگ در مسیر ماست و هر لحظه میتواند فرا برسد.
اگر انسان به حقیقتِ اجل و نزدیکی آن بیندیشد، دیگر دلبستگی به آرزوهای طولانی و فریبهای دنیا نخواهد داشت.
این نگاه، دعوتی است به هوشیاری، بیداری و بهرهگیری از لحظهی حال؛ فرصتی که شاید آخرین فرصت باشد.