چهارده نکته کلیدی نویسندگی
استیفن کینگ
۱. بیش از هرچیز زیاد بخوان و زیاد بنویس.
۲. همهی داستانها سه بخش دارند:
روایت (داستان را از نقطهی A به نقطهی B میبرد.)
توصیف (احساسات را برای خواننده روشن میکند.)
دیالوگ (به شخصیتها از طریق گفتارشان زندگی میبخشد.)
۳. همیشه ابتدا موقعیت تشریح میشود و بعد شخصیتها وارد میشوند که همیشه در آغاز بدون ویژگی خاص هستند.
۴. چه داستان یک صفحه باشد یا یک سهگانهی حماسی، کار همیشه با وقت گذاشتن و نوشتن کلمات انجام میشود.
۵.جالبترین موقعیتها را با این سوال پیدا کنید: چه میشد اگر ....؟
۶. بهترین داستانها همیشه دربارهی آدمها هستند، نه رویدادها.
۷. فعلهای مفعول برای قهرمان داستان، یعنی او کنشپذیر است! از افعال مفعول حذر کنید.
۸. حرف زدن با جملات زشت یا زیبا شاخص شخصیت است.
۹. توصیفها در تخیل نویسنده شروع می شوند اما باید در تخیل خواننده تمام شوند.
۱۰. «قید»ها تابلوهای راهنمای جادهی جهنم هستند!
۱۱. هرگز برای برجستهکردن یک نکته به مخاطب باج ندهید!
۱۲. برای خود میزان نوشتن روزانه تعیین کنید.
۱۳. همیشه موقع نوشتن مخاطب ایدهآل را کنار خود مجسم کنید.
۱۴. اگر حین نوشتن شادید شما یک نویسندهی واقعی هستید!
#انجمن_ادبی_نوجوانان_سیب_نارنجی
#سیب_نوجوان
@novjavane
زاغ زباله
🐦⬛🐦⬛🐦⬛
زاغک عاشق وسایل براق بود و هر چیز براقی را که میدید، برای خودش بر میداشت
مثلاً یک بار که توی یک خانه سرک میکشید، یک چنگال بسیار براق را روی یک میز دید و آن را با ناخنهای تیزش گرفت و توی لانهاش گذاشت. شب اشتباهی روی آن چنگال خوابید. چنگال توی پرهایش گیر کرد. فردای آن روز که از خواب بیدار شد و رفت تا یک وسیلهی براق دیگر پیدا کند، یکدفعه صدایی شنید. سنجابک بود و داشت دنبال فندقش میگشت. سنجابک با تعجب به زاغک نگاه میکرد. زاغک گفت:
چی شده چرا این جوری نگام می کنی؟ سنجابک گفت:
یک چنگال به پرهات چسبیده.
زاغک با تعجب گفت:
به پرهام؟
سنجابک با مسخره گفت:
آره خیلی هم بهت میاد و خوشگل شدی!.😏
زاغک هم آن حرف را جدی گرفت و از آن به بعد هر چیزی که دم دستش بود یا پیدا میکرد به خودش وصل میکرد.
پرهای زاغک پر از آشغال و وسائل مختلف شده بود. وسایلی مثل پلاستیک، گیره، انبر دندانپزشکی و حتی خوراکیهای براقی مثل آبنات.
اگر روزی زاغی را دیدید که لابهلای پرهایش زباله چسبیده بود، بدانید که زاغک داستان ما را دیدهاید.
زهرا مرادی
کلاس هشتم.
نویسندگان نوجوان
#سیب_نوجوان
#سیب_نارنجی
#تمرین_کلاسی
#انجمن_ادبی_نوجوانان_سیب_نارنجی
@novjavane
خیس شده ام اما احساسی ندارم. خیلی وقت است چیزی احساس نمی کنم. از زندگی خسته ام و دلم یک استراحت جانانه میخواهد.اشک هایم بی آنکه از من اجازه بگیرند جاری اند.سرم را بالا می آورم و می گویم:
می دونم هستی ولی بیشتر باش!
دلم یک بغل از جنس دوست داشتن میخواهد اما دریغ! فقط باران مرا دوست دارد...
زینب شهبازی
کلاس هفتم.
#تمرین_کلاسی
#هنر_نوشتن_خلاق
#متن_ادبی
#انجمن_ادبی_نوجوانان_سیب_نارنجی
@novjavane
فَریدالدّین ابوحامِد محمّد عطّار نِیشابوری (۵۴۰ - ۶۱۸ قمری) یکی از عارفان و شاعران ایرانی بلندنام ادبیات فارسی در پایان سدهٔ ششم و آغاز سدهٔ هفتم است. او در سال ۵۴۰ هجری برابر با ۱۱۴۶ میلادی در نیشابور زاده شد. وی یکی از پرکارترین شاعران ایرانی به شمار میرود و بنا به نظر عارفان در زمینه عرفانی از مرتبهای بالا برخوردار بودهاست.
آثار زیادی به عطار نسبت داده شده است اما مهمترین آثار او عبارتند از: منطق الطیر، تذکرهالاولیا، مصیبتنامه، اسرارنامه و الهینامه.
در ادامه شعری از او میخوانیم:
از قوت مستیم ز هستیم خبر نیست
مستم ز می عشق و چو من مست دگر نیست
در جشن می عشق که خون جگرم ریخت
نقل من دلسوخته جز خون جگر نیست
مستان میعشق درین بادیه رفتند
من ماندم و از ماندن من نیز اثر نیست
در بادیهٔ عشق نه نقصان نه کمال است
چون من دو جهان خلق اگر هست و اگر نیست
گویند برو تا به درش برگذری بوک
هیهات که گر باد شوم روی گذر نیست
زین پیش دلی بود مرا عاشق و امروز
جز بیخبریم از دل خود هیچ خبر نیست
جانا اگرم در سر کار تو رود جان
از دادن صد جان دگرم بیم خطر نیست
در دامن تو دست کسی میزند ای دوست
کو در ره سودای تو با دامن تر نیست
دانی که چه خواهم من دلسوخته از تو
خواهم که نخواهم، دگرم هیچ نظر نیست
عطار چنان غرق غمت شد که دلش را
یک دم دل دل نیست زمانی سر سر نیست
#آشنایی_با_شاعران
#با_مفاخر_ایران
#ادبیات_عرفانی
#انجمن_ادبی_نوجوانان_سیب_نارنجی
https://eitaa.com/novjavane
هدایت شده از باشگاه کتاب سیب نارنجی
شروع داستان یک تکه زمین کوچک
الیزابت لرد
آرزوهای یک پسر نوجوان فلسطینی...
با ما همراه باشید در باشگاه کتاب کودک و نوجوان سیب نارنجی
با نشستهای کتابخوان
#یک_سیب_کتاب
#باشگاه_کتاب_کودک_و_نوجوان_سیب_نارنجی
#انجمن_ادبی_نوجوانان_سیب_نارنجی
@sibbook
@novjavane
تابستانهی اول
یکم تیر ۳
برای ساختن ترکیب و گذاشتن کلمات کنار هم معمولا خیلی احتیاط میکنیم؛ اما برای داشتن نگاه خلاق باید از چیزی نترسید و به فکر ترکیبهای تازه بود.
😍😍😍
نترس و بخون و بنویس
اینجور خیلی زود به قله میرسی
#معصومه_مرادی
#انجمن_ادبی_نوجوانان_سیب_نارنجی
https://eitaa.com/novjavane
یکی از مهمترین تمرینها برای تقویت نوشتن ادامه دادن متنهای مشخص هست.
متن زیر رو بخون
شروع داستان:
"هوای گرگ و میش بود و مه غلیظی همه جا را فرا گرفته بود. باران نمنم میبارید و خیابانهای سنگفرش خیس، نور چراغهای گازی را منعکس میکردند. مردی با پالتوی بلند و کلاهی که صورتش را پنهان کرده بود، از کوچهای باریک گذشت. او تنها در تاریکی حرکت میکرد و تنها صدای قدمهایش و خشخش برگهای خیس در سکوت شب شنیده میشد. ناگهان، صدایی از انتهای کوچه به گوشش رسید؛ صدایی شبیه به غرشی آرام، اما پر از تهدید. مرد مکث کرد، قلبش شروع به تپیدن کرد و با احتیاط به سمت صدا حرکت کرد..."
حالا نوبت شماست!
* این داستان را ادامه دهید. چه چیزی در انتهای کوچه انتظار او را میکشید؟
* شخصیت اصلی کیست و چرا در این وقت شب در این کوچه است؟
* چه احساساتی را تجربه میکند؟
* از چه حواس پنجگانهای برای توصیف صحنه استفاده میکنید؟ (مثلاً بوی خاک بارانخورده، صدای چکیدن آب از ناودانها، حس سرما روی پوست)
* هدف شما از نوشتن این ادامه چیست؟ میخواهید خواننده را بترسانید، کنجکاو کنید یا غافلگیر کنید؟
بنویسید و بنویسید و بنویسید تا قدرت جادوی قلمتون شکوفا شه.
#تمرین_نوشتن
#هنر_نوشتن_خلاق
#انجمن_ادبی_نوجوانان_سیب_نارنجی
https://eitaa.com/novjavane
عنوان: سفر جادویی با بینی
هدف: تقویت حس بویایی، پرورش تخیل و توانایی توصیف
دستورالعمل:
1. آمادهسازی:
* چشمهایتان را ببندید و چند نفس عمیق بکشید.
* به بوهای اطرافتان فکر کنید. چه بوهایی را حس میکنید؟
* یک شیء یا مکان را انتخاب کنید که بوی خاصی دارد. (مثلاً یک گل، یک میوه، یک ادویه، یک جنگل، یک ساحل، یک خانه قدیمی)
2. توصیف بویایی:
* حالا دوباره چشمانتان را ببندید و تصور کنید که در آن مکان هستید یا آن شیء را بو میکنید.
* چه بویی حس میکنید؟ آن بو چه رنگی است؟ چه شکلی دارد؟ چه حسی به شما میدهد؟ آیا شما را به یاد خاطرهای میاندازد؟
* سعی کنید بوی مورد نظر را با جزئیات کامل توصیف کنید. از تشبیهات و استعارهها استفاده کنید. (مثلاً بوی گل رز مثل بوسه پروانه است، بوی دارچین مثل گرمای آفتاب است.)
3. نوشتن داستان یا توصیف:
توصیف: یک پاراگراف بنویسید که در آن فقط از طریق حس بویایی، آن شیء یا مکان را برای خواننده توصیف کنید. سعی کنید خواننده بتواند با خواندن نوشته شما، آن بو را حس کند.
داستان: یک داستان کوتاه بنویسید که در آن بوی خاصی نقش مهمی ایفا کند. مثلاً:
* شخصیت اصلی داستان از طریق یک بو، به یک راز پی میبرد.
* یک بو، شخصیت اصلی را به یک سفر خیالی میبرد.
* یک بو، خاطرات فراموش شده شخصیت اصلی را زنده میکند.
نکات:
* نیازی نیست نگران درست یا غلط بودن نوشتهتان باشید. فقط اجازه دهید تخیلتان پرواز کند و از نوشتن لذت ببرید.
* از کلمات و عبارات جدید و جالب استفاده کنید.
* به حس بویایی خود اعتماد کنید و هرچه را که حس میکنید، بنویسید.
به عنوان مثال، یک کودک می تواند داستانی درباره بوی نان تازه در خانه مادربزرگش بنویسد و اینکه چگونه این بو او را به یاد خاطرات گرم و دوست داشتنی می اندازد. یا می تواند داستانی تخیلی درباره یک جادوگر بنویسد که از بوهای مختلف برای ساختن معجون های جادویی استفاده می کند.
#تمرین_نوشتن
#هنر_نوشتن_خلاق
#انجمن_ادبی_نوجوانان_سیب_نارنجی
سلام رفیق! بیا یک تمرین خلاقانه با استفاده از وسایل اطرافت انجام بدیم:
عنوان تمرین: داستانسرای اشیاء
هدف: پرورش خلاقیت و توانایی داستانپردازی با نگاهی جدید به اشیاء روزمره.
مراحل:
1. انتخاب اشیاء:
* چشمهاتو ببند و به اطراف بچرخ.
* هر شیئی که به نظرت جالب اومد و توجهت رو جلب کرد، انتخاب کن. سعی کن حداقل سه شیء مختلف انتخاب کنی. (مثلاً: یه لیوان، یه کتاب، یه کلید، یه گلدان، یه پنجره...)
2. مشاهده دقیق:
* هر کدوم از اشیاء رو بردار و با دقت بهش نگاه کن.
* به جزئیاتش توجه کن: رنگ، جنس، شکل، اندازه، وزن، بافت، جای خراشها یا لکهها، تاریخ تولید (اگه روش نوشته شده)، یا هر چیز دیگهای که به چشمت میاد.
* به این فکر کن که این شیء ممکنه چه داستانی داشته باشه؟ از کجا اومده؟ چه کسی ازش استفاده کرده؟ چه خاطراتی ممکنه باهاش گره خورده باشه؟
3. ایجاد ارتباط:
* حالا سعی کن بین اشیاء انتخابیات یک ارتباط داستانی پیدا کنی.
* چطور این اشیاء ممکنه با هم برخورد کنن؟ چه اتفاقی بینشون میفته؟
* میتونی از سوالات زیر کمک بگیری:
* آیا یکی از این اشیاء گم شده و دیگری پیداش میکنه؟
* آیا این اشیاء شاهد یک اتفاق خاص بودن؟
* آیا یکی از اشیاء میتونه با دیگری صحبت کنه؟
* آیا این اشیاء راز مشترکی دارن؟
4. نوشتن داستان:
* حالا وقتشه که داستانت رو بنویسی!
* میتونی داستان رو از دیدگاه یکی از اشیاء بنویسی، یا به عنوان یک راوی بیرونی داستان رو تعریف کنی.
* سعی کن از جزئیاتی که در مرحله مشاهده به دست آوردی استفاده کنی تا داستانت زندهتر بشه.
* فقط به منطق فکر نکن، اجازه بده خلاقیتت جریان پیدا کنه!
مثال:
فرض کن اشیاء انتخابی من اینها هستن:
* یه فنجان قهوه که یه ترک کوچیک داره.
* یه کلید زنگزده.
* یه کارت پستال قدیمی با عکس دریا.
داستان کوتاه من میتونه این باشه:
«فنجان ترکخورده روی میز آشپزخانه، هر روز صبح شاهد طلوع خورشید بود. امروز اما، نور با کلید زنگزدهای که کنارش افتاده بود، بازی میکرد. کلید، یادگار درِ خانهای بود که دیگر وجود نداشت. صاحب فنجان، وقتی کلید را برداشت، ناگهان نگاهش به کارت پستال قدیمی افتاد؛ همان کارت پستی که سالها پیش از شهری ساحلی برایش آمده بود. بوی قهوه با خاطرهی دریا در هم آمیخت و او تصمیم گرفت...»
---
حالا نوبت توئه! چه اشیائی رو انتخاب میکنی و چه داستانی خلق میکنی؟ دوست داری داستانت رو با من به اشتراک بذاری؟
#تمرین_نوشتن
#هنر_نوشتن_خلاق
#انجمن_ادبی_نوجوانان_سیب_نارنجی
عنوان تمرین: "داستان از دید یک شیء!"
هدف: کمک به نگاه کردن به دنیا از دیدگاههای جدید و پرورش تخیل.
مراحل:
1. انتخاب شیء: یک شیء کاملاً معمولی رو در اتاقتون انتخاب کنید. مثلاً:
* یک خودکار
* یک لیوان
* یک کتاب
* یک هدفون
* یک جوراب لنگه به لنگه!
* یا حتی یک ذره خاک روی میز. هرچی عجیبتر، بهتر!
2. شخصیتپردازی: حالا فرض کنید این شیء، موجود زندهایه با افکار، احساسات و آرزوها.
* اسم این شیء چیه؟
* چند سالشه (اگر شیء بتونه سن داشته باشه!)؟
* اخلاقش چطوره؟ (مثلاً خودکار ممکنه خسته باشه از بس نوشته، یا لیوان تشنه باشه!)
* بزرگترین آرزوش چیه؟
* بزرگترین ترسش چیه؟
3. شروع داستان: داستان رو از دید این شیء بنویسد. اولین جملهش میتونه این باشه:
* "من یک [اسم شیء] هستم و امروز صبح وقتی [توضیح یک اتفاق روزمره مثل بلند شدن صاحبش، افتادن از روی میز و...] اتفاق افتاد، تصمیم گرفتم بالاخره [یک کار غیرمنتظره مثل فرار کردن، حرف زدن، اعتراض کردن و...]"
* یا "سالهاست که من یک [اسم شیء] در این [مکان شیء] بودهام، و هیچکس نمیداند که من [یک راز شیء] را پنهان کردهام."
4. توسعه داستان: داستان رو ادامه بده. چه اتفاقاتی ممکنه برای این شیء بیفته؟
* دوست پیدا میکنه؟
* سفر میکنه؟
* با مشکلات روبرو میشه؟
* آرزوش برآورده میشه یا نه؟
* پایان داستان چطوره؟ (شاد، غمگین، یا حتی یک پایان باز)
* جزئیات حسّی: از حسهای مختلف استفاده کن. شیء چه میبیند، چه میشنود، چه بویی حس میکند، چه مزهای را تجربه میکند (اگر شیء این قابلیت را داشته باشد!)، و چه چیزی را لمس میکند.
* کشمکش: هر داستانی نیاز به کشمکش دارد. مشکل این شیء چیست؟ چطور میخواهد آن را حل کند؟
* خلاقیت بیحد و مرز: هیچ ایدهای مسخره نیست! هرچی عجیبتر و خندهدارتر، بهتر. مهم اینه که تخیلت رو آزاد بذاری.
* زمان: میتونه یک داستان کوتاه باشه (مثلاً ۲۰۰-۵۰۰ کلمه) یا حتی یک فصل از یک داستان بلندتر.
این تمرین به شما کمک میکنه که از قالبهای فکری همیشگی خارج بشید و داستانگویی رو از یک زاویه کاملاً متفاوت تجربه کنید
منتظر خوندن کارهای زیباتون هستم
#هنر_نوشتن_خلاق
#انجمن_ادبی_نوجوانان_سیب_نارنجی
https://eitaa.com/novjavane
چطوره از این آهن برای نوشتن استفاده کنیم؟
عنوان تمرین: خاطرات یک شاهکار آهنی
موضوع: داستان از دیدگاه اشیاء / علمی-تخیلی شهری
تصور کنید شما یک قطعه آهن هستید. نه یک شمشیر باستانی، بلکه شاید بخشی از یک سازه عظیم امروزی: یک تیرآهن در آسمانخراش، یک خودروی اسپرت، یا حتی یک قطعه در قطار سریعالسیر. شما شاهد زندگی انسانها، پیشرفت تکنولوژی، و تحولات دنیای امروز بودهاید. شما داستان خود را از زمان شکلگیریتان در کوره ذوب فلزات تا جایگاه کنونیتان تعریف میکنید.
وظیفه نوشتن:
داستانی بنویسید از دیدگاه یک شیء آهنی در دنیای امروز. شما میتوانید روی یکی از این موارد تمرکز کنید:
۱. زندگی روزمره یک سازه آهنی:
* اگر شما تیرآهن یک آسمانخراش هستید، چه چیزهایی را میبینید؟ جنب و جوش شهر از بالا، نور چراغها در شب، صدای باد، رفت و آمد مردم.
* شاید شما بخشی از یک پل هستید و عبور ماشینها، قطارها و حتی قایقها را زیر خود حس میکنید. چه احساسی دارید؟
۲. سفر یک قطعه آهنی:
* اگر بخشی از یک خودرو هستید، چه مسیرهایی را طی کردهاید؟ سفرهای جادهای، ترافیک سنگین شهری، سرعت در بزرگراهها. خاطرات شما از این سفرها چیست؟
* شاید شما در یک قطار هستید. چه مناظری را میبینید؟ چه صداهایی میشنوید؟
۳. رابطه با انسانها:
* انسانها چگونه با شما تعامل دارند؟ آیا از شما قدردانی میکنند؟ آیا شما را فقط یک شیء میبینند یا به وجودتان فکر میکنند؟
* شاید شما شاهد لحظات مهمی در زندگی انسانها بودهاید: شادی، غم، تلاش، موفقیت.
۴. تحولات و آینده:
* چه تغییراتی را در دنیای اطراف خود حس میکنید؟ پیشرفت تکنولوژی، مسائل زیستمحیطی.
* آیا نگران زنگ زدن یا فرسوده شدن خود هستید؟ آیا امیدی به بازیافت و خلق دوباره خود دارید؟
نکات کلیدی برای نوشتن:
* حس و حال "آهن": سعی کنید احساسات و دیدگاه یک قطعه آهنی را توصیف کنید. مقاوم بودن، سنگینی، هدایت گرما یا سرما، شاید حس "بیجانی" یا برعکس، حس "نظارهگر بودن" و "ماندگاری".
* زبان شاعرانه: حتی اگر شخصیت اصلی شما یک شیء است، میتوانید از زبان شاعرانه برای توصیف احساسات و مشاهداتش استفاده کنید.
* جزئیات حسی: صداها (مثل صدای برخورد قطره باران به بدنه آهنی، صدای موتور ماشین)، حس لمس (مثلاً گرمای خورشید روی فلز)، یا حتی بو (بوی فلز بعد از باران).
* تلفیق واقعیت و تخیل: دنیای امروز را واقعی توصیف کنید، اما دیدگاه و احساسات را از زاویه یک "آهن" بیان کنید.
مثال شروع:
"من، تیرآهن شماره هفتاد و پنج، در طبقه چهل و سوم ساختمان 'اوج' هستم. سالهاست شاهد اتفاقات متفاوتی هستم. از روزی که گرمای کوره مرا شکل داد و دستی ماهر مرا در جایگاه ابدیام قرار داد دارم به دنیای اطرافم نگاه میکنم. امروز، خورشید از پشت ابرهای خاکستری سرک کشید و گرمای ملایمش را بر بدنه خنک من پاشید. صدای بوق ماشینها از پایین، موسیقی همیشگی زندگی من است..."
شاید شما یک عمود در مسیر پیاده روی اربعین باشید.
از حس و حالتون بنویسید...
حتما زیبا خواهد شد.
#سلام_بر_حسین
#تمرین_نوشتن
#هنر_نوشتن_خلاق
#معصومه_مرادی
#انجمن_ادبی_نوجوانان_سیب_نارنجی
https://eitaa.com/novjavane
استفاده از صداهای طبیعی برای تقویت نوشتن فانتزی خیلی کمک کننده است. این تمرین میتونه خیلی جذاب باشه.
اسم تمرین: "سمفونی جنگل جادویی"
هدف: تقویت مهارت توصیف، ایجاد اتمسفر و استفاده از حواس پنجگانه (به خصوص شنیدن) در نوشتن فانتزی با الهام از صداهای طبیعت.
وسایل لازم:
* یک محیط آرام که در اون بتونید روی صداها تمرکز کنید (میتونه کنار پنجره باز، در حیاط، پارک یا حتی با گوش دادن به یک فایل صوتی از صداهای طبیعت باشه).
* دفترچه یادداشت و قلم، یا لپتاپ/تبلت برای نوشتن.
* (اختیاری) یک ضبط صوت کوچک یا اپلیکیشن ضبط صدا روی گوشی.
چگونگی تمرین:
1. انتخاب فضا و صدا:
* تصور کنید به یک جنگل جادویی قدم گذاشتهاید. این جنگل چه شکلیه؟ درختانش چه رنگی هستند؟ آیا نور خورشید از بین شاخهها میتابه؟ هوا چطوره؟
* حالا چشمانتون رو ببندید و فقط به صداها گوش بدید. سعی کنید صداهای مختلف رو تشخیص بدید:
* صدای باد که در بین برگها میپیچه.
* خشخش کردن برگهای خشک زیر پا.
* چکیدن قطرات آب از روی برگها یا صخرهها.
* آواز پرندگان (چه پرندگان معمولی و چه پرندههایی که فقط در دنیای جادویی وجود دارند!).
* صدای یک موجود ناشناخته که در دوردست حرکت میکنه.
* زمزمهی رودخانه یا جویبار.
* صدای بال زدن حشرات غولپیکر یا پریها.
2. یادداشتبرداری حسی:
* هر صدایی که میشنوید رو یادداشت کنید. فقط اسم صدا کافی نیست، سعی کنید اون صدا رو توصیف کنید. مثلاً به جای "صدای باد"، بنویسید: "باد با نالهای غمگین از لابهلای شاخههای کهنسال میگذشت" یا "صدای خشخش برگها مثل زمزمهی رازهای قدیمی بود."
* به کیفیت صداها دقت کنید: آیا صدا تیز بود یا بم؟ آرام بود یا خشن؟ تکراری بود یا ناگهانی؟
3. ساختن صحنه:
* حالا با استفاده از یادداشتهایی که برداشتید، شروع به نوشتن یک صحنه کوتاه کنید. تمرکزتون روی این باشه که خواننده بتونه اون صداها رو "بشنوه".
* سعی کنید این صداها رو با توصیف بصری و حتی بویایی و لمسی ترکیب کنید تا یک اتمسفر کامل ایجاد بشه.
* مثال:
* "نور سبز کمرنگی از میان انبوه برگهای نقرهای درختان کهنسال به کف جنگل میتابید. هر نسیمی که میوزید، انگار رازی را در گوش درختان زمزمه میکرد و برگهای خشک زیر پای 'الیرا' صدای پچپچی خفیف را به راه میانداختند. ناگهان، صدای چکیدن آهسته قطرات شبنم از برگهای غولپیکر در سکوت سنگین جنگل پیچید، انگار ساعت نامرئی غولهای جنگلی تیکتاک میکرد. از دور، آواز غریبی به گوش میرسید، نغمهای که هم زیبا بود و هم کمی ترسناک، انگار پرندهای با پرهای زمردین در حال گفتوگو با باد بود..."
4. اضافه کردن عنصر فانتزی:
* حالا وقتشه که این صحنه رو با عناصر فانتزی پر کنید. آیا این صداها متعلق به موجودات جادویی هستند؟ آیا این باد پیام خاصی برای شخصیت داره؟ آیا رودخانه قصهای برای گفتن داره؟
* شخصیت شما در این جنگل به دنبال چیست؟ آیا این صداها او را راهنمایی میکنند یا مانعش میشوند؟
نکات تکمیلی:
* ضبط صدا: اگه امکانش هست، میتونید صداهای طبیعی رو ضبط کنید و بعداً هنگام نوشتن بهشون گوش بدید.
* تنوع: صداهای مختلف رو امتحان کنید. جنگل بارانی، کوهستان، ساحل، غار، یا حتی یک شهر فانتزی که صداهای خاص خودش رو داره.
* تمرکز بر یک حس: در هر بار نوشتن، سعی کنید روی یک یا دو حس خاص (مثلاً فقط صدا و بو) تمرکز کنید تا تجربهی متمرکزتری داشته باشید.
این تمرین به شما کمک میکنه تا دنیای داستانتون رو زندهتر و ملموستر کنید و خواننده رو کاملاً در اون فضا غرق کنید.
#هنر_نوشتن_خلاق
#تمرین_نوشتن
#انجمن_ادبی_نوجوانان_سیب_نارنجی
https://eitaa.com/novjavane