eitaa logo
من سیگاری نیستم
317 دنبال‌کننده
32 عکس
5 ویدیو
0 فایل
بدون هیچ هویت مستقل، هیچ تعلق و بی‌‌دلیل. دلیل اصلی من سیگاری نیستم یک دروغه. یک سنباده صفتِ دارای دوست‌های خیالی متعدد. https://abzarek.ir/service-p/msg/4911559
مشاهده در ایتا
دانلود
یکی بهم گفت روشن فکر و وقتی دید چند دقیقه با اخم بهش نگاه کردم گفت ازت تعریف کردم. بعد وقتی دید هنوز با اخم دارم بهش نگاه می‌کنم پرسید نیستی؟ و بعد با همون اخم بهش جواب دادم این یه سوال به شدت نسبیه و ما خیلی راه داریم که به جوابش برسیم و من حوصله ندارم ولی چون می‌گی تعریف کردی فکر شما روشن‌تره. اصلا روشنی فکر شماست که باعث شده فکر ما روشن بشه. و بعد دیگه هیچی نگفت. منم نگفتم. با من اخم کرد و دوتامون فکر می‌کردیم. دیگه هم قرار نیست همدیگه رو ببینیم.
تا ابد این سوال توی ذهنم می‌مونه که روشن فکریش چطوری بوده؟ دایره بوده یا یه شکل دارای زاویه؟ چه رنگی بوده؟ چه خط فکری رو دنبال می‌کرده؟ چی باعث شده که این حرفو بزنه؟ حرفام باعث شده که بفهمه راه‌های بهتری هم برای تعریف کردن از آدما وجود داره یا نه؟ چون من رو مثل خودش می‌دیده بهم این ویژگیو نسبت داده یا نزدیک به معیاراش بودم؟
حالا شما جای روشن‌فکر هرچی می‌خوای بذاری بذار. آدما تا کلماتشون باهم هم معنی نباشه، نمی‌تونن بجز یه مکالمه‌ی سطحی، باهام صحبت کنن. بحث، بحث پایه‌ست. بحث، بحثِ من نمی‌فهمم تو چی می‌گی تو نمی‌فهمی من چی می‌گمه. بحث ما باید بتونیم مثل هم صحبت کنیمه. اگه اینطوری نیست، بجای اینکه بهم بگی خیلی روشن فکری، بهم بگو خیلی خوشگلی. هم من لذت می‌برم و هم تو به زیبایی من اعتراف کردی.
پس عزیزم تو فن بیانت صد، عزت/اعتماد به نفست هزار، قدرت استدلالت بی‌نهایت، اطلاعاتت اندازه‌ی اقیانوس اطلس، هیچ فرقی برای من نمی‌کنه وقتی نمی‌فهمم منظورت از سلام چیه. آدما با دوتا زبان مختلف می‌تونن همدیگه رو برای مدت کوتاهی قانع کنن ولی معتقد؟ اصلا مگه می‌شه؟
شک مطلق، تباه کننده‌ست و شک اندک‌اندک، رها کننده؛ از تباهی.
/۱/ کوتاه ولی نه خیلی. سرتاپا مشکی. از نظر جسمی ضعیف و روانی متزلزل. هفته‌ی سختی رو داشت و شروع کرد به بیان کردن چیزایی که پشت سر گذاشته بود. گفت احساس می‌کنه توی شرایط سخت، چون مجبور به مقاوم زندگی کردنه، حالش بهتره. چشماش، ذوق مرگ و خسته.
/۲/ قدبلند و منفور. جاه‌طلب و متکبر. سرشار از حس استعمارگری. شروع با تحکم، اتمام با تزلزل. چاق شده با غذا یا شایدم حرفایی که با اقتدار بیانشون می‌کنه و درصدی به اشتباه بودنشون شک نداره. شروع کرد به گفتن چرت و پرتای قبلی. گفت این حرفای پراکنده منو راضی نمی‌کنه ولی درمجموع، جمعِ شما احساس رضایت رو توی من ایجاد می‌کنه.
گشتالت
. چشماش بی‌حیا، بی‌شرم و ذوق زده.
/۳/ قدمتوسط به معنای تمام. آروم و ساکت ولی بی‌قرار. اشاعه‌ی انواع بیماری‌های روانی. هیجان‌زده و امیدوار. درحال تلاش برای زندگی. راضی و بی‌دغدغه. دوست‌داشتنی. انگشتای کشیده و مناسب با یه انگشتر. علاقه‌مند به گفت‌وگو و حرف. صادق. Trust issues. گفت آدما وقتی ضعیفن یهو شروع می‌کنن به گریه کردن؟ یا یه چیزی شبیه به همین. چشماش هیجان‌طلب، مشتاق و روانی.
/۴/ می‌شه گفت قدبلند. شایدم نه. یکم سبزه. سربسته عقب مونده ولی نه ذهنی، زندگی‌ای. نتیجه‌ی زندگی توی خونه‌های نمدار و کدر ده‌کوره‌های ناکجا آباد توی خانواده‌ی تا انتها سنتی. متعصب. مغرور و کم‌توقع. تا فلک چسبیده به زندگی و عادت‌کرده. حاصل ازدواج تفکرات تک‌بعدی افرادی از جامعه و تفکرات مادر. گفت ولی من نشنیدم داشتم به عنوان درس عبرت نگاش می‌کردم. چشماش، ندیده، خاکی و متوهم.
قرار بود بشه چیزایی که از چشما دیدم؛ شد چیزایی که از چشمام دیدم. خلاصه که.
مردم ما رو فراموش می‌کنن. مردم ما رو فراموش می‌کنن قربانی. ما توی ذهن مردم جایی نداریم. خاطره‌ایم، گذشتیم، رد شدیم. ما بین مردم مثل توهمیم. من توی زندگی مردم، و تو توی زندگی من، مثل قربانی، صرفاً توهم‌هایی هستیم که برای راحتی زندگی بهشون آویزون می‌شیم. دوست داریم و دوست داشته می‌شیم که ادامه‌ی حیات بدیم. دستتو نده به گذشته قربانی. گذشته تو رو می‌کشه سمت خودش. باتلاق. دستتو وقتی می‌دی به گذشته یعنی فکر می‌کنی به آدم‌هایی که صدرصد مُردن. دستتو می‌دی به مرده‌هایی که گذشتن. آدم‌ها ما رو توی حال فراموش می‌کنن و توی گذشته خاک. انقدر درگیر نباش.
من سیگاری نیستم
/۱/ کوتاه ولی نه خیلی. سرتاپا مشکی. از نظر جسمی ضعیف و روانی متزلزل. هفته‌ی سختی رو داشت و شروع کرد
شماره‌ی یک تا چهار عزیز، اثباتن. اثبات اینکه من از تو و تو از من با چیزای کوچیک، از هم تعریف می‌سازیم. تعریف من ویژگی جسمانی تو، ویژگی روانی تو، گفته‌هات و فُرم و تیزی نگاهته. ویژگی‌هایی که تو از من داری.. نمی‌دونم. و حق می‌دم بهت. حق می‌دم.