نمیدونم چرا امروز انقدر این شعر نادر ابراهیمی توی ذهنم تکرار میشه:
ما برایِ آنکه ایران گوهری تابان شود
خون دلها خوردهایم
خون دلها خوردهایم
..
..
ما برای خواندن این قصهی عشق به خاک
رنج دوران بردهایم
رنج دوران بردهایم
ما برای پرسیدن نام گلی ناشناس
چه سفرها کرده ایم
چه سفرها کرده ایم
ما برای بوسیدن خاک سر قله ها
چه خطرها کرده ایم
چه خطرها کرده ایم
ما برای آنکه ایران خانه ی خوبان شود
رنج دوران برده ایم
رنج دوران برده ایم
ما برای آنکه ایران گوهری تابان شود
خونِ دلها خورده ایم
خونِ دلها خورده ایم
ما برای بوئیدن بوی گل نسترن
چه سفرها کرده ایم
چه سفرها کرده ایم
ما برای نوشیدن شورابه های کویر
چه خطرها کرده ایم
چه خطرها کرده ایم
ما برای خواندن این قصه ی عشقِ به خاک
رنج دوران برده ایم
رنج دوران برده ایم
ما برای جاودانه ماندن این عشق پاک
خونِ دلها خورده ایم
خونِ دلها خورده ایم
نادر ابراهیمی
به مناسبت سیزده بدر دوباره چند تا جنگنده رد شد.
هربار از این مسیر رد میشن مازندران و تهران رو میزنن..
نورِ دل؛🇮🇷
به مناسبت سیزده بدر دوباره چند تا جنگنده رد شد. هربار از این مسیر رد میشن مازندران و تهران رو میزنن.
دو بار کرج رو زد.
هر دو بار از آسمون گیلان رد شد..
من نمیدونم آمریکا چطور میتونه وجود کنه زمینی بیاد تو ایران.
بابا یکی از خلبان هاتون افتاده تو ایران مردم وجب به وجب دارن میگردن پارش کنن بعد تو فکر کردی از زمین بیای تو کشور ماچت میکنن؟😔
587.2K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
این آقاهه چند شب پیش گفتا ما دقت نکردیم.😔
چند سال پیش چقدر بابام گفت بیا بهت تیراندازی یاد بدم ولی من گفتم نه.
پدر مثل چی پشیمونم بیا بهم یاد بده😭