حواسم نبود دارم چی میگیرم، فقط گرفتم،
وقتی با آبجوش حل کردم دیدم قهوه اش بدون خامه، تلخِ تلخه.
توجهی نکردم،
الانم دارم با لذت مینوشم،
هیچ وقت فکر نمیکردم با قهوه تلخ بتونم کنار بیام...
الان دارم لذت میبرم.
پینوشت:
سیس خوردن قهوه قجری و نفس های اخر...
زِنُوبــــــاٰ|𓂆
حواسم نبود دارم چی میگیرم، فقط گرفتم، وقتی با آبجوش حل کردم دیدم قهوه اش بدون خامه، تلخِ تلخه. توجهی
گفتن بهم اگر این زهر رو ننوشی عشقت رو میکشیم، منم دارم با لذت میخورم...
و مرگ رو بغل میکنم...
*اونجا که هاتف به مارال میگه : برای اولین بار از مرگ نترسیدم، اونجا که تو تفنگ رو به سمتم گرفته بودی...
#رهایم_کن
سيد علی!
خداوند خودش مربی است و مقام ولایت، خودش زمینه ساز وصول عاشقان به مقامات عالی است.
ص۱۳۰/ کهکشانِ نیستی
#کهکشان_نیستی
هر پایانی، آغازی دارد سید علی و هر نعمتی همراه امتحانی است.
ص۸۹/ کهکشان نیستی
#کهکشان_نیستی
میروی و میروی و میروی تا اینکه در جای جای این سفر می فهمی که باز به اراده خودت نمی توانی بروی ، هرگاه تو بودی و تو رفتی، شکست می خوری و هرگاه او در تو به حرکـت آمـد و عـزم جـاری در لایه های وجودت شد، آن چنان پر میکشی که حیرت آسمان ها را برمیانگیزی. سفری بی نهایـت کـه مبـدأ آن تو هستی و مقصد آن او، و تو هزاران سال اگر به او نرسی، به اطمینان و التیام و آرامش نخواهی رسید.
ص۷۸/کهکشان نیستی
#کهکشان_نیستی