یادم تو پیجم همه نوع ملیتی پیدا میشد،
از کره ای و هندی و لبنانی و ژاپنی و...
خداروشکر الان نیستند ببینند با یک تعویض خط دارم شنگول و سر کیف میشم😂😂
زشت بود برای پرستیژ کشور خوب نبود...
پست یکی از بچه های کلاس:
https://eitaa.com/noraphoto80/1024
الان به سخیف بودن بحث های کانالم پی میبرم...
ملت جزوه هاشونو میفرستن من چرت و پرت😂
نه ولی جدا از شوخی، میخوام شما هم با من بخندید. مگر حال دلتون خوب شه...
اقا بد کردم!؟
حالا از کانال رفیقم بخونید براتون خوبه...
حق دارید لفت بدید، اقا من ناراحت نمیشم...🥲
بدون شوخی...
اخه بعضی ها بدون هماهنگی قبلی عضو شدن...
راحت باشیدد...
با من تعارف نداشته باشید...
البته قبلش یه نقدی برام تو ناشناس بفرستید...تا اشکال کارم رو بدونم...
همین الان تموم کردم فیلم رو...
خیلی قشنگ بود...:))❤️🩹
ولی توقع داشتم اخر سریال با آهنگ هِناس مواجه بشم کلی گریه کنم...
نشدم...
از این بابت ناراحتم...
هدایت شده از زِنُوبــــــاٰ|𓂆
Hossein HaghighiHossein Haghighi - Henas.mp3
زمان:
حجم:
8.9M
آهنگ قفلیم🔒
هناس🤍🪐
امروز خواهرم حانیه باید برای صبح فرداش تو مدرسه چیزی میبرد که بهم گفت باهم بریم تهیه کنیم.
بعد کلی غر زدن قبول کردم.
تایم چهار اماده شدیم که بریم، یک دفعه آجی کوچیکم، رقیه پشت سرمون با اشک و اه و لب و لوچهی آویزون ظاهر شد. التماس که منم تروخدا ببرید.(🥺)
هر کار کردیم نشد راضی کنیم سرکار علیه رو .
به ناچار لباس چهارخونش رو تنش کردیم و چارقد سرش.
قول ازش گرفتیم دست آجیا رو ول نکنه و قبول کرد.
جوجه کوچولوی من دستم رو سفت گرفت و همراهم اومد.
هر قدم من معادله سه قدمِ رقیه بود، مجبور بودم به تبع اون آهسته گام بردارم تا خسته نشه.
اینطوری بیرون رفتن رو به مرور و اندک تجربه میکرد، اکثر وقت ها با ماشین میرفت بیرون. از کنارش ماشین که رد میشود موش میشد پشت چادرم، تند تر میرفت، با نگرانی نگاه میکرد.
منم همیشه بهش میگفتم آجی نترس من پیشتم، طوری نمیشه، تا دست منو گرفتی خیالت راحت...
:)))