eitaa logo
زِنُوبــــــاٰ|𓂆
234 دنبال‌کننده
2.9هزار عکس
521 ویدیو
35 فایل
📸📜✒️ روزنوشتِ آدمیزادی که در پی زیستن و کشف کردن و تجربه کردنه|🌿✨️ مهاجرُ إلى رَبّي|🕊𓂆 ☫ https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_hn9ph2b&btn=ناشناسِ.زِنوبا🪽🌠 ☕️🪐☁️ @nasrollah403/برای شهید سید حسن نصرالله
مشاهده در ایتا
دانلود
سلام و نور به هنگامه شکفتنت
حس های اطمنیان بخش با سختیِ ایجاد نظم و استمرار شکوفا می‌کنند پیدای پنهان خویش را.. مراقب انتخاب ها و شاخه شاخه پریدن‌های تان در انتخاب‌های‌تان باشید.. برای مؤمن از ایده تا تغییر و رشد و مسیر رشد و حرکت‌مستمر در راه ملاقات ، همه‌‌ی آن فقط است ..
• تَــــࢪنّـمـــــــات • 🌿|•°2_5240008865902248074-mc.mp3
زمان: حجم: 11.4M
گَلبَم🌿 .. یک قصیده برای تو ؛ پایان ما آغاز تو می‌شود ای حبیبِ روحِ‌ من ، وینك .. ؟ کجایی که آفتاب از غم نیامدن تو چشم های‌ش در شب‌ها سیاهی می‌رود دیگر مثل یعقوب جایی را نمیبیند ..
🪐🖤 این روز ها درسته خیلی سخته اما خداروشکر این واژه های سخت و پیچیده هستند که با ساعتی وقت گذاشتن روی تک تکشون بتونم حداقل فرار کنم از فکر کردن به این ایامی که گذشت. خداروشکر امتحانات هستند.
زِنُوبــــــاٰ|𓂆
🪐🖤 این روز ها درسته خیلی سخته اما خداروشکر این واژه های سخت و پیچیده هستند که با ساعتی وقت گذاشتن رو
به این گونه هر واژه در کنارش طول و تفسیر می‌شود. یادتون هست گفتم هر واژه زندگی داره و روایتگر زندگی هایی ست؟
زِنُوبــــــاٰ|𓂆
به این گونه هر واژه در کنارش طول و تفسیر می‌شود. یادتون هست گفتم هر واژه زندگی داره و روایتگر زندگی
از همین کلمه پوزیتیویست میشه رمانی بر طبقِ تاریخِ غرب نوشت. که از دل تفکرش مرد و زنی متولد شدند که عشق را انکار کردند.
فیل در اتاق تاریکی یک افسانه هندی هست که در کتب مثنوی و معنوی مولانا بهش اشاره شده: در اتاقی تاریک یک فیل وجود دارد، هر کس که وارد آن می‌شود بالاجبار به خاطر نبود نور و وسیله شناخت کافی از حس لامسه خودشون استفاده می‌کردند. هر کس بعد از خارج شدن از اتاق یک فرضیه بیان می‌کرد. خب هیچ کس دروغ نمی گفت اما ابعاد اون پدیده همچنان مجهول بود. بخاطر همین توی کتاب اومده از این استعاره برای اهمیت موضوع شرح داده شده استفاده کرده.
قشنگ معلومه دارم سعی میکنم تا خودمو بکنم از اتفاقات!؟ اما نمیشه! یهو بین صفحات صدای انفجار و جیغ و داد می‌شنوی... یک شب درمیون کابوس میبینی... خاطرات شهدا که داره روایت می‌شه قلبت رو فشار می‌ده... روی مبل خوابم برد، نفهمیدم چی خواب دیدم، اما گمونم فضای راه منتهی به گلزار شهدا بود ، موقعی بیدار شدم دیدم ناخونام رو جوری کف دستم فشار دادم که ردش مونده و سوزش و دردش من رو بیدار کرد از خواب... :))))