eitaa logo
زِنُوبــــــاٰ|𓂆
230 دنبال‌کننده
2.9هزار عکس
522 ویدیو
35 فایل
📸📜✒️ روزنوشتِ آدمیزادی که در پی زیستن و کشف کردن و تجربه کردنه|🌿✨️ مهاجرُ إلى رَبّي|🕊𓂆 ☫ https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_hn9ph2b&btn=ناشناسِ.زِنوبا🪽🌠 ☕️🪐☁️ @nasrollah403/برای شهید سید حسن نصرالله
مشاهده در ایتا
دانلود
امام آدم‌بد ها؛ امام غرق‌شده ها؛ امام لات‌ ها؛ شل‌نمازها؛ بی‌نمازها؛ خجالتی‌ ها؛ پشت‌ستون نشین‌ ها؛ کم‌اشک ها؛ یواشکی گریه‌کن‌ها؛ خیلی‌گناه‌کار ها؛  شرمنده‌ ها؛ گردن‌کج‌ ها؛ کفش به گردن انداخته ها؛ پشیمان‌ها؛ امام علی‌گندابی ها؛ رسول‌ترک‌ ها؛ مجیدبربری ها. حر ها. شما اگر نبودید، ما فهرست اصحاب ائمه را که می‌دیدیم، جز سلمان و میثم و ابوحمزه و ابوخالد و زراره و یونس بن عبدالرحمن، و پاکان و مهذّبان دیگر، شاید اسم دیگری به چشم نمی‌آمد. ما غرق‌شده‌های تاریک و راکد هیچ‌وقت شاید امید توی دلمان جوانه نمی‌زد. ما مطرود بودیم. پشت گوش افتادگان. از دور تماشاگران. اصحاب شما را که اما می‌بینیم، از تازه‌داماد نصرانی، تا پیرمرد عثمانی و تا حر یزیدی ، توی چشم می‌آید. توی خیمه‌ تو آدم‌بد ها هم بین مهذّبان می‌نشینند. زانو به زانو. کتف‌به‌کتف. انگار نه انگار . تو راستش امام مایی. امام «إرفع رأسک»گوی همیشه بالبخند ما. امام ما آدم‌معمولی ها. ما نه‌چندان مومن‌ها که هنوز به تاری نحیف، وصلیم و جدا نشده‌ایم. ما گاهی توبه‌کنان و بیشتر توبه‌شکنان. چقدر خوب که هستی و چقدر خدا حـر را خیر بدهد که راه ما را باز کرد. ما حالا از انتهای مجلس، از پشت ستون، از ورودی کفش‌کَن خیمه می‌توانیم جلوتر بیاییم. امشب زانو به زانوی خودت بنشینیم و به‌روی خودمان هم نیاوریم که جنس‌مان با حبیب‌ها و عباس‌ها و آدم‌خوب‌های پهلوبه‌پهلو نشسته‌مان فرق می‌کند. همیشهٔ سال، روز آدم‌خوب‌هاست. امشب اما شب ماست. لطفا راه باز کنید. راه باز کنید که امشب می‌خواهیم نزدیک آقا بنشینیم. «مهدی مولایی»
هدایت شده از استاد محمد شجاعی
@ostad_shojaeقرب به اهل بیت ۶.mp3
زمان: حجم: 16.3M
📖 قرآن فقط یک راه رو راه نجات میدونه: «محبت فداکارانه» برای اهل بیت علیهم‌السلام (والمودّه فی القربیٰ) ✘ چرا و چطور میشه رسید؟ مجموعه (علیهم‌االسلام) ۶ | @ostad_shojae | montazer.ir
شُبیر
أكتب عذابي..إنتحابي..إغترابي…ريح الصبه لمن يهب ياخذ كتابي بعينك لو تراني…و آنا ميتة بسيف بُعدك حيّرني زماني…جسمي عندي روحي عندك بسم الله…بسم الآه…من بعد التحية و بالغ إجلالي بضرب الشوق…أكتب فوق…إلى حضرة جناب الوالد الغالي أشكي الحال…بالمرسال…ظل يقطر عتب و ادموع مرسالي العلة اتزيد…و انت ابعيد…و بنار المفارق ذاب دلالي شبه اللي مغشي اعليه جفني بفرقتك بات لا آني من الأحياء أنحسب لا آني امن الأموات بوية و حن عليه…اعليك أمشّي الهادي جدك رحت و تدري بيه…جسمي عندي روحي عندك عتبي اعليك…منك ليك…يمن بالهيمة عايف لك غصن ريحان عالمكتوب…رد مكتوب…وي ريح الصبه لو وي نسيم البان أصفج راح…عاللي راح…خمس جلمات تشرح حالي بالهجران دهري خان…موتي هان…حزني بان…عظمي لان…يومي حان بعيوني بحر من الدمع و بقلبي نيران يا بوية مثلي هم شفت محترق غرقان يا ريتك شفتني…حته تدري اشلوني بعدك بالمنزل عفتني…جسمي عندي روحي عندك يا قرآن…بالأضعان…شايل عالهوادج آية التطهير يمته اتعود…ليه اردود…ليلي اطويل عقبك و آنا جفني اقصير قلبي صاح…ما مرتاح…طمني عليكم ليش هالتأخير من اتسألون…صحت اشلون…آنا بخير ما دامك يبوية بخير طارش لمن يوصلكم و تاخذ كتابه سلم عله العباس عني بالنيابة قله يبو فاضل…يمته أحط راسي اعله زندك عقبك دمعي هامل…جسمي عندي روحي عندك أقضي الليل…بالياويل…رافقت القمر و امسامرة النجمات بموت النور…ظلمة الدور…البقه براسك يبوية و كلشي عقبك مات عفت النوم…و أنحب دوم…شبه طير العويدي من يجر ونات تريد اشهود…عندي و زود…صفرة لون وجهي و دمعي و الآهات قلت لي إذا أمري استقر يقطع نحيبج قلت لي أودي لج علي الأكبر يجيبج يالطول رحيله…واعدتني ووينه وعدك تدريني عليلة…جسمي عندي روحي عندك قلبي ارتاب…ردت إجواب…عن موقف جره بتفسيره ما أعلم برايك شور…و بعاشور…ليش أم سلمة اعليها الجزع خيّم برهبة و خوف…لنها اتشوف…القارورة البيها اتراب صارت دم اتصيح بصوت…فات الفوت…ما ظن يالعليلة والدج يسلم شافت رسول الله بحلم و مفرع الراس واقف يشوف حسينه تحت الخيل ينداس يناديه بنحيبه…جيتك أحفر يبني لحدك و آنا بهالمصيبه…جسمي عندي روحي عندك لا أحتار…قلي اشصار…أصدق بالأمل لو أصدق الرؤية من بلواي…تاه الراي…ما أدري ترد لو ما ترد ليه بوية حسين…راسك وين…صدق فوق الرمح و الشيبة مدمية لو مجتول…يعني انقول…زينب عالهزل ودوها مسبية لو عمتي راحت بالسبي و معصمها مجتوف معناها كافلها وقع مقطوع الجفوف جن صوت العقيلة…يالقمر وفيّته عهدك و آنا اعله الهزيلة…جسمي عندي روحي عندك عندي اظنون…مترجعون…هاجس خوف بيه بس صعب شرحه و الغدروك…لو ذبحوك…أظن عبدالله هم ما يسلم بذبحه فوق ارماح…راسك لاح…راس الطفل قوة ثابت الرمحه اتعلق بيه…خوف اعليه…أقل هبت هوه اتهز رمحه و اتطيحه كافي يبوية أنتظر مرسول الضعون و انجان مترجعون قلي ما ترجعون بوية ابهالمقالة…رد عليّ منتظرة ردك و توقيع الرسالة…جسمي عندي روحي عندك
مثلا حضرت علی اصغر با اون دست و انگشت های کوچیکش، دست ما رو بگیره.
مثل همون موقع که رباب شیره جانش را به او میداد و برای تشکر انگشت اشاره رباب رو سفت میگرفت.
میخندی و دل اهل حرم برای تو می‌رود.
داشتی برای بابا دلبری می‌کردی تا خستگی راه از دل بابا برچینی...