Alireza Ghorbani4_5846170395094293173.mp3
زمان:
حجم:
12.7M
هوای گرفته و بارونی امروز...
و تفکر در هر آنچه رفت و دیگر باز نگشت...
گاهی وقت ها خدا با ما آدم یک کاری میکنه که شکرگزار تر باشیم.
من اون لحظه هایی متولد شدم که زندگیم با مصیبت و مشکلی همراه شد که قدرِ قوای خودم رو بهتر دونستم و ممنون و سپاسگزار و امیدوار شدم.
قدرِ این لحظات رو بدونید و با ناشکر و سوءظن از دستش ندهید.
هدایت شده از سیاستِ نو | رسول طالبی
1.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
"ما بیش از حد برای درک بدیهیات متمدن شدهایم. حقیقت بسیار ساده است. اغلب باید برای زندهماندن جنگید، ... جنگ بد است، و اغلب بد کوچکتر است. آنها که دست به شمشیر میبرند با شمشیر هم میمیرند، و آنها که دست به شمشیر نمیبرند به دست امراض متعفن میمیرند. این حقیقت که اموراتی چنین پیشپاافتاده محتاج نوشتن هستند، نشاندهندهی کاری است که سالها سرمایهداری اجارهبگیر با ما کرده است."
جورج اورول، مقاله خواندنیِ
Looking Back on the Spanish War
+ شاید اگر جنگ داخلی اسپانیا درست فهم میشد، جنگ جهانی دوم به راه نمیافتاد. همانگونه که #جنگ_غزه اگر درست فهمیده نشود، جنگی فراتر از جنگهای جهانی اتفاق خواهد افتاد.
هدایت شده از زِنُوبــــــاٰ|𓂆
إلى حبيبي المجهول
و من أهوي و لستُ أقول
به محبوب ناشناسم
به کسی که میطلبم او را و نمیداند (نمیگویم به او)
ألي عينيك في الغربه
إلي وجه الندي المخجول
به سوی چشم های تو که در دور دست هاست
به سوی چهره شبنم گون خجالت زده ات
ألستُ تراني؟
ألن تهواني؟
ألستُ حبيبة القلبِ؟
نظری بر دل من نمیکنی؟
محبت من را در دل داری؟
عزیزِ نادیده!
هستی؟!
أتسعى إليَّ؟
لنسكنُ فيَّ!
ألستَ تبالي في حبي؟
من را به مسیرم هدایت میکنی؟
من به آرامشت برای ادامه دادن نیازمندم.
مودت در این میان جاریست؟
يا من أسعى
كي ألقاه
ای تو که در جستجویت هستم
برای دیدارت
و هو یسعی
نحو الله
و او که تلاش میکند
برای خدا
(و تویی که برای خدا تلاش میکنی)
یا من وصل بدون وصول
يا حبيبي المجهول
ای عزیز نادیده که از من دوری...
ای محبوب ناشناس من...
أنا في سالف الأيام
أتاتي كم هوى و غرام
من در ایامی دور و دراز...
زمانی که عشق و مهرِت آمد
ولکن أنت وسط هدوء
أتيت تزاحمُ الأحلام
اما تویی (در این ایام/میان این زمان)
که ساکت ماندی.
آمدی با انبوه رویا ها.
(تو به دور از هیاهو برای رویایت جنگیدی و با آن در زمانها جاری و باقی ماندی)
بلا استقبال
بکل جمال
بلا نعش بلا تشییع
بدون استقبال و در خواستی برای تشکر(متواضع و زیبا)
با همه زیبای مسحور کننده
بدون جنازه و بدون تشیع (گمنامی و خبری از تو نیست)
و دون قتال
بلغت العالي
بلا قُبل بلا توديع
و بدون جان و تنی
رسیدی به آسمان
بدون بوسه ای و بدون خداحافظی
صمتک صخبً
فی الأكوان
سکوت و گمنامی تو در کیهان بلند است
اسمک سر
للأزمان
نام تو رازيست
در زمان ها
یا نسل حسین و بتول
یا حبیبی المجهول
(تومثل امام حسین و حضرت زهرا میمانی...
گویی از نسل آنهایی)
أحبك هذا مني بيان
و لن أخفيه بل إعلان
<دوستت دارم>
این حرفِ دل من است.
و مخفی اش نمی کنم و فریادش میزنم.
أحبك يا حبيب الله
و أهوي هذه العينان
<دوستت دارم> ای محبوب خدا
و این چشم ها
که برایشان میمیرم
عیون بصیره
هواك كثيرا
تجاوزت الأنا والذات
چشمان بینایی که عاشقشان هستم
و منی که از نفس و جانم فرا تر رفتم
أنا في حيرة!
وصرت أسيرة
بحبك يا أميري الآت
من حیران و اسیر عشق توام ای مولا و امیر من
أنت أبي
بين الناس
و حسيني
من عباس
أنت محمدنا المجهول
يا حبيبي المجهول
مترجم:
#زنوبا
#زد_حسنی
پی نوشت:
۱.ترجمه تحت اللفظی نیست!
و برای رساندن مفهوم عمیقش کلمه ای دیگری اضافه یا کم کردم.
۲.و پایان این آهنگ که به امام زمان •عج• اشاره دارند.🌿🪐
پاراگراف آخر (از احبک...)
در این زمانه...
که در راه تو و با تو قدم زدن از گذشتن در میان سیل ها و طوفان ها و صاعقه ها خطر آفرین تر است.
اما بی تو گویی گمشده ای در دلِ صحرایِ ندامت و حسرتم.
در میانِ تاریکی ها...
هرچند که در راه تو...
در میانِ حوادث و بلایا ام...
باز به بندِ پرِ شال شما امیدوارم...
گره در گره دستان شما با شجاعت و عزت این مسیر میسر خواهد شد و
میدانم که این از آتشِ سردرگمی و پریشانی خوشتر است...