تطهیر با قران
قسمت اول/
براساس صوت استاد صفایی حائری
رحمت الهی؛ نزدیک اما نه واصل
خداوند میفرماید:
"إِنَّ رَحْمَتَ اللَّهِ قَرِيبٌ مِنَ الْمُحْسِنِينَ"
(بیتردید، رحمت خداوند به نیکوکاران نزدیک است)
این آیه، حقیقتی شگفتانگیز را دربارهی وسعت رحمت الهی آشکار میکند. رحمت خدا، گستردهتر از آن است که تصور کنیم. این رحمت، عشق مطلق است؛ عشقی که حتی در عذاب نیز پنهان است، عشقی که گاهی در قالب سختی و مجازات جلوه میکند. اگر خداوند کسی را ادب میکند، اگر او را در تنگنا قرار میدهد، این هم جلوهای از عشق اوست، نه نفرت.
اما در این آیه، نکتهای ظریف وجود دارد. خداوند نمیگوید "رحمتم به محسنین رسیده است"، بلکه میگوید "رحمتم به محسنین نزدیک است". چرا؟
محسن؛ مرتبهای بالاتر از ایمان و تقوا
قرآن سیر رشد معنوی انسان را اینگونه ترسیم میکند:
1. مسلم: کسی که فقط در سطح ذهنی و ظاهری دین را پذیرفته است.
2. مؤمن: کسی که ایمان در قلب او جای گرفته و با حالات درونیاش پیوند خورده است.
3. متقی: کسی که به واسطهی ایمان، رفتار و اعمالش را بر اساس پرهیزگاری تنظیم کرده است.
4. محسن: کسی که نهتنها کار خوب میکند، بلکه کار خوب را به بهترین نحو انجام میدهد.
محسن، فقط نیکوکار نیست؛ بلکه کسی است که کار نیک را نیک انجام میدهد. تفاوت زیادی هست میان کسی که از سر اجبار کار خیری انجام میدهد و کسی که آن را از روی عشق، با بهترین کیفیت، به زیباترین شکل انجام میدهد.
اما حتی این سطح از نیکوکاری، به معنای رسیدن به رحمت نیست؛ فقط به رحمت خدا نزدیک میشود، ولی واصل نمیگردد!
چرا فقط "قریب" است و نه "واصل"؟
اینجا حقیقتی تکاندهنده آشکار میشود:
حتی کسی که به احسان رسیده است، میتواند از رحمت خدا محروم بماند!
این مسئله انسان را بین خوف و رجا قرار میدهد. از یک طرف، امید داریم که اگر در مسیر احسان باشیم، به رحمت خدا نزدیک خواهیم شد. اما از طرف دیگر، این ترس نیز وجود دارد که قرب، لزوماً به معنای وصول نیست.
ما به چه چیزی باید امیدوار باشیم؟
به اعمالمان؟
به رحمت خدا؟
به تقوایمان؟
چرا انسان سقوط میکند؟
حبّ دنیا، منشأ تمام لغزشهاست.
این دنیاپرستی، گاهی چنان در دل انسان رسوخ میکند که حتی جنایت و ظلم را توجیه میکند.
🔸 وقتی که یک نیاز، به علاقه تبدیل میشود...
🔸 وقتی که علاقه، به محبت بدل میشود...
🔸 وقتی که محبت، برای انسان زینت داده میشود...
🔸 و وقتی که آن زینت، برایش به "حق مسلم" تبدیل میشود...
در این نقطه، دیگر هیچ باطلی را نمیبیند، هیچ ظلمی را احساس نمیکند.
آیا تصور میکنی کسانی که امام حسین (ع) را کشتند، فکر میکردند در حال انجام یک جنایتاند؟
نه! برای آنها، این کار یک وظیفه بود، یک رسالت، یک تکلیف!
شیطان، سوگند خورده که زشتیها را در نظر انسان زیبا جلوه دهد.
و این کاری است که با موفقیت انجام داده است.
ما چقدر با گناه فاصله داریم؟
وقتی به گذشته نگاه میکنیم، آدمهای بدِ تاریخ را لعن میکنیم.
اما اگر در شرایط آنها قرار میگرفتیم، چقدر احتمال داشت که جای آنها باشیم؟
ما همه فرعونیم!
با مصر های کوچک و بزرگ!
پس مهمترین سوال این است:
ما چقدر واقعاً از گناه فاصله داریم؟
آیا فکر میکنیم که مصون هستیم؟
اگر رحمت خداوند حتی به محسنین هم فقط نزدیک است، و نه واصل، پس ما که هنوز درگیر وسوسههای دنیا هستیم، چه تصوری از خود داریم؟
راه نجات چیست؟
راه نجات، خروج از این غفلت است. فهمیدن این که:
✅ دنیاپرستی، ریشهی اصلی تمام لغزشهاست.
✅ شیطان، گناه را برایمان زیبا جلوه میدهد.
✅ حتی اگر به احسان هم برسیم، هنوز تضمینی برای وصول به رحمت نیست.
بنابراین، باید همواره بین خوف و رجا باشیم؛ نه مغرور شویم و نه ناامید.
و بدانیم که:
"رحمت خدا، نزدیک است، اما نه برای هرکسی... فقط برای آنهایی که تا آخرین لحظه، در مسیر حق باقی بمانند."
هدایت شده از |گالری گلدوزی بابونه|
سلام از روزی که اینگونه گذشت....✨🪐🕊
*از سری لذت های کوچیک اما شادی بخش...
عذرمیخواهم پری!
من نمیگنجم در آن چشمان تنگ؛
با دل من آسمانها نیز تنگی میکنند...
/شهریار
https://t.me/ra_kiiz
هدایت شده از سیاستِ نو | رسول طالبی
tasviredel4_5881763111198789586.mp3
زمان:
حجم:
4.6M
عَصَیْنَاکَ
وَ نَحْنُ نَرْجُو أَنْ تَسْتُرَ عَلَیْنَا ...
فَحَقِّقْ رَجآئَنا مَوْلانا ...
به تو امید داشتیم که ناامیدت کردیم؛
از پردهپوشیات مطمئن بودیم که پردهدری کردیم ...
نافرمانی کردهایم؛ ولی حالا که کسی جز تو برایمان باقی نمانده!
"بسمالله امید بود زخم تیغ عشق
بیحاصل آن که زخم چنین جنگ بر نداشت
صائب ز بزم عقدهگشایان کناره کرد
ناز نسیم، غنچه دلتنگ برنداشت"
5.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
موقعیت:بوی نم بارون و سوز زمستونی و صدای دعای سحر از مناره ها و سو سو زدن چراغ های کوچه....
سحرِ ششم رمضان.
زِنُوبــــــاٰ|𓂆
یادمه سال ۹۷ با باباحاجی و ننبابام رفتم پیادهروی اربعین،
اون زمان اربعین تو دل پاییز بود...
بوی نم بارون همه جا رو پر کرده بود و من و ننبابام از بین کوچه پس کوچه های نزدیک حرم امام حسین رو از موکب به حرم گَز میکردیم و تا اونجا حرف میزدیم و به موکب های مختلف سر میزدیم...
حالا که دارم فکر میکنم موقعیت موکب ما طوری بود که به نخلستونی میرسید...
تو دل کربلا..
این مداحی بوی اربعین ۹۷ رو میده....