من هر موقع از درد میمیرم شروع میکنم نوشتن.
انگاری مغزم میگه اوکی حالا که داره عصبات پاره میشن از درد بشین یه گوشه بنویس!
*البته درد روحی و جسمی فرقی نداره!
البته گاهی اوقات هم بوده که این قلم عینهو میخ تو دیوار سست شد و روحم انگاری چهار نعل فرار کرد و هیچی ننوشتم!
اگر گفتین کی!؟
وقتی احساس درد های نخودی و بیخودی کردم!
یعنی درده، درد نبود!!!
چطوری بگم؟
یعنی دیدی وقتایی فکر میکنی گشنه ای ولی گشنه نیستی!!!
فقط چون بوی چلو کباب شنیدی دهنت بزاق ترشح کرد!
دقیقا عین همچین حالتی...
اره خلاصه...
در حالی که کمپرسی گرم ور لُپمه و دستمال به سرمه نشستم دارم نطق میگم...
البته خوابیدم...
زِنُوبــــــاٰ|𓂆
حالا که دارم از درد به خودم میپیچم مدام به این فکر میکنم پس حکم یک سال مسکنی که مدام مصرف میکردم چ
من بعد از اینکه اذون دادن میرم مسکن میخورم.
ای آدمی زاد!!!
زِنُوبــــــاٰ|𓂆
یسری ویدئوی ارزیابی سالانه که از پیج ندیشمی زهرا نجاری دانلود کردم...✨🪐