١٨ آبان ۱۴۰۴
۹ نوامبر ۲۰۲۵/
گاهی با خودم میگویم چه میشود که
یادت میرود برای خودت خلوتی مهیا کنی
و به سکوت درونت گوش دل بسپاری و بیپرده
به خودت نگاه کنی...
یادت میرود نگاه به ستارگان شب و
شب نشینی نیاز وجودی من است و اگر از
من جدا شود، معلوم نیست درچه میکده هایی
سر برون میآورم....
یادت میرود که معشوق من شب را
فرصتی برای تنهایی و اتصال و معاشقه
خلق کرد تا از تن مزاحم رها شوم...
و رها شوم...
و رها شوم....
متوجه او شوم
و متوجه آنچه در درونم میگذرد.
یادآور اهداف بلند آفرینشم باشم و برای
بهبود برنامه بنویسم.
من گاهی یادم میرود.
اما شما خودتان را در این شلوغی جهان
خفه نکنید.
هدایت شده از Namira
خداوندا!
در دستانم چیزی را ذخیره کردهام
که به این ذخیره امید دارم؛ و آن،
روان بودن پیوسته به سمت تو است...
از میان وصیتنامه حاج قاسم عزیزم...♥️🌿