هدایت شده از ناٰمیـــراٰ🌱
هروقت که دلمان سنگین است،
یا قرار است تصمیمی جدی بگیریم…
یا دلمان پر باشد از دلتنگی، و
در راه زندگی مشکلی سبز شود… 🌿
کسی طلبی داشته باشد و با
التماس دعایی کرده باشد…
اگر بخواهیم قدم در مسیری بگذاریم
و از روزمرگیها فراتر رویم…
ما را در #گلزار_شهدا_کرمان
پیدا کنید، نزدیک کوههای قاف! ⛰️💫
آنجا که همه به ظاهر خوابیدهاند،
اما هرکدام مشغول کاری بزرگاند… 🌸
پ.ن: امروز دختری آمد،
همسن و سال من و #زین…
با هدیهای کوچک؛ مگنت و
آویز ماشین
گفت: «امروز تولدمه، این هدیه
برای شما، برام دعا کنید!»
از او اجازه گرفتم، در آغوشش کشیدم
و پرسیدم نامش چیست…
فاطمه بود؛ فاطمهای مهربان،
اما با چهرهای غمگین…🦋
سپردمش به دست شهدا، فاطمه
خانم، انشاءالله عاقبت بخیر… 💖
بهمن ۱۴۰۴ / یکشنبه ۱۲
روزی که امام خمینی(ره) دوباره
به قلب ما بازگشت ❤️
وی درحال اینکه با مغالطه های سخنرانی ایشون مواجه میشود از خود سوال میپرسد مگر میشود! مگر داریم؟!
اوتار التكبير .. گطعوها گطعوها
وعيون التوحيد .. صابوها صابوها
ریسمانهای تکبیر را بریدند، بریدند
چشمهای توحید را زدند، زدند
آه… سرگردانم و مردم بیگانهاند
آه… تشنهای و کسی آب نمیآورد
---
ياصُبح قبل الصُبح
تنظر لأطول رمح
بابتسامة
ای صبحِ پیش از صبح
به بلندترین نیزه نگاه میکنی
با لبخند
وجهك ووجه الشمس
ياضوه الما ينحبس
للقيامة
چهرهات مثل خورشید است
نوری که تا قیامت خاموش نمیشود
ماكو داعي تلتفت
وانتَ من ظهرك شفت
كل علامة
نیازی نیست برگردی
از پشتت همه نشانهها را دیدی
منحني قرب الجرف
شجرة ضاربها العصف
يامه يامه
خم شده کنار پرتگاه
مثل درختی که طوفان زده
ای مادر… ای مادر
مو كل دمعة اتطيح
محسوبة محسوبة
هر اشکی که میریزد
بیحساب نیست
بس الدمعة اعليك
مهيوبة مهيوبة
اما اشک برای تو
پرشکوه و مقدس است
آه شنگول للذبحوا حبيبه
آه عطشان والماي اشيجيبه
آه… به آنان که عزیزم را کشتند چه بگویم
آه… تشنهای و کسی آب نمیآورد
---
وكر اعليك العطش
وانتَ جفنك مارمش
ظل يألمك
تشنگی بر تو هجوم آورد
پلکت تکان نخورد
و درد ادامه داشت
والتجأ ليك الضوه
والهوه يريدك هوه
خل يشمك
نور به تو پناه آورد
هوا تو را میخواست
تا عطرت را حس کند
شفافك يريدن برد
والندى عاف الورد
ماكو يمك
لبهایت خنکی میخواست
شبنم گل را رها کرد
و پیش تو نیامد
مبتسم بس بزعل
مغضب وتنضح خجل
من يلمك
لبخند داری، اما غمگینی
خشمگینی و شرم از تو میبارد
ليش اچفوف الخير
مبتوره مبتوره
چرا دستهای خیر
بریده شدند؟
ليش الگمرة اتغيب
منحوره منحوره
چرا ماه ناپدید شد؟
سر بریده شد
آه سلطان وخدوك تريبه
آه عطشان والماي اشيجيبه
آه… ای سلطان، تو را به خاک کشیدند
آه… تشنهای و کسی آب نمیآورد
---
طولك وطول الدهر
بانحنائك ع النهر
انحنالك
به بلندای زمان
با خمشدنت کنار رود
ما هم خم شدیم
صدرك ايريده العدو
ظهرك ايدور اخو
مابگالك
دشمن سینهات را میخواست
برادرت پشتت را میجست
و تو تنها مانده بودی
سولف وياك السهم
قصة الچف والعلم
من اجالك
تیر با تو سخن گفت
قصهی دست و پرچم را
برای تو آورد
طيحتك فزعة شهم
نومتك وگفة زلم
من مثالك
افتادنت غیرت مردان بود
خوابت ایستادن پهلوانان
مو خلوك اوصال
يموافي يموافي
بدنت را سالم نگذاشتند
حتى الحافر صاح
مو كافي مو كافي
حتی اسب فریاد زد:
کافی نیست، کافی نیست
آه مسلوب وتحشمك سليبه
آه عطشان والماي اشيجيبه
آه… غارتشده و با حیا
آه… تشنهای و کسی آب نمیآورد
---
واضح ابگلبك حجي
تارس خيامك بچي
ماتبدت
سخن در دلت آشکار بود
خیمهها پر از گریه بودند
اما تو تغییر نکردی
شفتك ابأخر نبض
تضرب ايدك ع الارض
واستقرت
در آخرین تپش دیدمت
دست بر زمین زدی
و آرام گرفتی
انتَ صليت الظهر
والعصر صلىٰ للعصر
دنيا سجدت
تو نماز ظهر خواندی
و عصر، خودش نماز عصر شد
دنیا به سجده افتاد
خيمة اختك أذنت
بالطفوف اتيممت
ماتوضت
خیمهی خواهرت اذان گفت
طف با خاک تیمم کرد
بیوضو
ادري اضلوعك ليش كسروها
بس اخيامك ليش حرگوها
میدانم چرا پهلوهایت را شکستند
اما چرا خیمههایت را سوزاندند؟
آه حنيت واختك مو قريبه
آه عطشان والماي اشيجيبه
آه… دلتنگی و خواهرت دور است
آه… تشنهای و کسی آب نمیآورد
---
اقسى انواع القتل
قتلوا ابحظنك طفل
مارويته
سختترین قتل این بود
کودکی را در آغوشت کشتند
و سیرابش نکردی
دمك ودمه انمزج
بالسمه السابع عرج
من رميته
خون تو و او آمیخت
و تا آسمان هفتم رفت
ابيا لغة ادموعه حچت
من لوه الرگبة وسكت
ودعيته
با اشکها سخن گفتی
گلویت شکست و ساکت شدی
و بدرقهاش کردی
گتله ياماي اشبعد
حتى هذا بالمهد ماحميته
گفتی: ای آب، بعد از این چه؟
حتی این نوزاد هم حفظ نشد
حرگت وجه الماي حسراتك
خسفت صدر الگاع دمعاتك
حسرتهایت آب را سوزاند
اشکهایت زمین را شکافت
آه رديت ما تسمع نحيبه
آه عطشان والماي اشيجيبه
آه… برگشتم و نالهای نبود
آه… تشنهای و کسی آب نمیآورد
هدایت شده از ناٰمیـــراٰ🌱
از یه جایی به بعد
آروم میشی
ساکت میشی
بی تفاوت میشی
چون میفهمی
وَمَا هَٰذِهِ الْحَيَاةُ الدُّنْيَا إِلَّا لَهْوٌ
وَلَعِبٌ ۚ وَإِنَّ الدَّارَ الْآخِرَةَ
لَهِيَ الْحَيَوَانُ ۚ لَوْ كَانُوا يَعْلَمُونَ...
سوره عنکبوت/۶۴
#نور ✨🌿
هدایت شده از بنیاد فرهنگی شهید پالیزوانی(ره)
9.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
❇️ جاهلیتِ نو ؛
تکرار تاریخ ...
با ظاهرِ دین ؛
در برابر امام....
- از ویژگی سوم دوران اباعبدالله و دوران امام زمان بیشتر بدانیم.
#دکتر_علی_غلامی
#بنیاد_شهید_پالیزوانی(ره)
📲 اینستاگرام | بله | ایتا | تلگرام | روبیکا | سایت