eitaa logo
زِنُوبــــــاٰ|𓂆
234 دنبال‌کننده
2.9هزار عکس
521 ویدیو
35 فایل
📸📜✒️ روزنوشتِ آدمیزادی که در پی زیستن و کشف کردن و تجربه کردنه|🌿✨️ مهاجرُ إلى رَبّي|🕊𓂆 ☫ https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_hn9ph2b&btn=ناشناسِ.زِنوبا🪽🌠 ☕️🪐☁️ @nasrollah403/برای شهید سید حسن نصرالله
مشاهده در ایتا
دانلود
هدایت شده از زهرامومنی
«اینجا همه خوابیده‌اند» یک قبر بی‌نام و نشان گوشه گلزار با فاصله از بقیه‌ی قبرها افتاده بود. اولش برایم سوال بود که این کیست؛ نه عکسی دارد نه اسمی. از چند نفری آن دور و اطراف پرسیدم و جوابی نگرفتم. کسی نمی‌دانست. اما یک علامت سوال بزرگ توی ذهنم مانده بود و من را می‌کشاند سمت خودش. شب سوم بود که با یکی از بومیان هم‌صحبت شدم؛ او از همه‌ی اتفاقات خبر داشت. پرسیدم: «ماجرای این قبر چیه؟» برای جواب دادن کمی تأمل کرد. سرش را پایین انداخت و گفت: «وقت آواربرداری و شناسایی تکه‌های بدن، اون اندامی که قابل شناسایی نبودن و متوجه نشدن که برای کیه، توی این قبر دفن شد. شاید یه تکه دست، یه گوشت سوخته یا... این قبر اندامه». دست‌هایش را در هم گره داده بود و فشار می‌داد. در جوابش سکوت کردم. حرفی برای گفتن نداشتم. به این فکر می‌کردم اگر کسی بخواهد یک بار همه را زیارت کند، فقط لازم است بیاید بالای سر این قبر. اینجا همه‌شان حضور دارند. گوشت و پوستشان باهم یکی شده. تکه‌تکه‌هایشان یک وجود کامل را ساخته. از هرکس، تکه‌ای از بدن اینجا حاضری زده. ، ۱۴ فروردین ۱۴۰۵ زهرامومنی @ZahraMomeni1
دوست عزیز یادم رفت سلام کنم🫣 الان براتون چند تا میفرستم...
کاش روزهای سنگین، به نسیمی خوش و آرام تبدیل شوند که زخم‌های دلمان را درمان کند.