بهار که میشه این گل صورتی های بینالحرمین شکوفا میشن...
پارسال از بین حصار اونجا بالا رفتم و برای خودم یه دست گل کندم...
شاید براتون سوال باشه ذره ای اضطراب اجتماعی یا شرم نیابتی نداشتی!؟
منم باید بگم ادم خونه پدریش هیچ وقت این مسائل براش پیش نمیاد...
و خب بعدش پشیمون شدم و از اون گل ها عذر خواهی کردم که از این بهشت جداشون کردم...
یک لحظه خودم جای تار و پود لطیفشون گذاشتم و بهشون قول دادم بذارمشون لا به لای صفحات قرآنم تا حسرت دوری از کربلا کمی آرومشون کنه...